1 شنبه 88.02.20

صبح زود جلسه کمیته راهبری شرکت داشتیم. در مورد مرکز اسناد پروژه ها و نحوه انتشار اسناد داخل شرکت صحبت کردیم. در مورد چارت سازمانی هم بحث کردیم و  تغییراتی که باید در آن داده شود. تمام موارد را در حد پیشنهاد گذاشتم و گفتم که فعلاً مسکوت بماند.

بعد از جلسه روی برنامه نهایی ستاد 88 برای ارائه به دکتر بهزادیان نژاد، رئیس ستاد میرحسین، کار کردم. پیمان یک پسربچه با انگیزه آمد پیش من. دانشجوی عکاسی است و یک سری از عکس هایش را هم آورده بود. خوش سلیقه بود. گفتم کارش را به عنوان عکاس با ستاد شروع کند.

امین آزاد تماس گرفت. کلیپ برنامه ثبت نام میرحسین را یک روزه تهیه کرده بود. برایم آورد. خیلی خوب شده است. ساعت 3 اعضای هیات اجرایی به اضافه عماد بهاور با بهزادیان جلسه داشتیم. کلیپ را هم نشانش دادیم. تعجب کرده بود که چقدر سریع کلیپ مراسم آماده شده است. سی دی کلیپ را به او دادم.

در مورد برنامه های نهایی ستاد تا روز انتخابات هم مفصل صحبت کردیم. همینطور برنامه هایی که برای 2 و 18 خرداد داریم و پیشنهاد سفرهای استانی خاتمی که البته باید با دفتر هماهنگ شود. پیشنهاد اولیه ما کرج، مشهد و اصفهان است. خاتمی البته فعلن رفته جده عربستان. شنبه می آید.

بهزادیان نژاد هم یک تنخواه 1 میلیون تومانی به ما داد به اضافه 100 هزار تومان هم برای هر منطقه تهران. در مورد چاپ اقلام تبلیغاتی هم قبول کرد که مستقیم از او درخواست کنیم. سعید رئوفی پیگیری می کند.

عماد در مورد نهضت آزادی و نیروهای ملی-مذهبی با او صحبت کرد و با توجه به اعلام حمایت دکتر سروش از کروبی در مورد ضرورت تعامل بهتر با این نیروها نظراتش را بیان نمود. ستاد کروبی از طریق کرباسچی بارها به آنها پیغام داده است و چند باری هم ملاقات داشته اند. اما از طرف میرحسین صحبتی نشده است. بهزادیان گفت که شما نگران نباشید ما پیرتر ها خودمان با هم کنار می آییم و صحبت هم شده است. عماد بهاور که عضو دفتر سیاسی نهضت هم هست پاسخ داد که در جریان هیچ صحبتی میان نهضت آزادی و ستاد مهندس نیست و رد کرد.

بهزادیان نژاد هم پاسخ داد که او جوان است و در جریان قرار ندارد. ادامه داد که به منزل مهندس سحابی رفته و نظر مساعد او را گرفته است. عماد اما گفت که مهندس سحابی فعلن با توجه به شرایط، در موضع اقلیت قرار دارد و به دلیل عدم توجه میرحسین به نهضت آزادی و نیروهای ملی-مذهبی، آنها اگر از کروبی حمایت نکنند، حداکثر سکوت خواهند کرد.

بهزادیان نژاد اما خیلی محکم روی مواضعش ایستاده بود و می گفت با آنها مشکلی نداریم و حل می کنیم. عماد دوباره در مورد نهضت آزادی پرسید؛ بهزادیان نژاد اما حرفش را در مورد سحابی تکرار کرد. من و شهاب یک نگاهی به هم انداختیم و عماد هم برای او توضیح داد که مهندس سحابی، رئیس مجمع نیروهای ملی – مذهبی است. آنها ارتباط تشکیلاتی با نهضت آزادی ندارند و اساسن دو تشکل جدا هستند. عجیب بود، رئیس ستاد میرحسین برای انتخابات ریاست جمهوری، فرق نهضت آزادی و ملی –مذهبی را نمی داند و خبر ندارد که مهندس سحابی، عضو نهضت آزادی نیست.

بهزادیان نژاد در ادامه از عماد در مورد نقش دکتر باوند در میان نیروهای ملی-مذهبی پرسید که عماد جواب داد، دکتر باوند عضو جبهه ملی است. جبهه ملی هم از اساس با نهضت آزادی و هم ملی – مذهبی ها متفاوت است.

در نهایت عماد در مورد برقراری دیداری در حد نیروهایی مانند آقایان صباغیان و برادران توسلی با او صحبت کرد و پرسید که آیا حاضر است با آنها دیداری داشته باشد. بهزادیان نژاد رد نکرد؛ اما گفت که این دیدار نباید به صورت دسته جمعی باشد و در عین حال در ستاد هم نمی تواند دیدار کنند. به صورت فردی یا دو، سه نفره و در جایی غیر از ستاد. اما من فکر نمی کنم در همین حد هم رضایت بدهد.

هرچند به نظر من حالا حمایت نهضت یا ملی – مذهبی ها اساسن چیزی را نه به میرحسین اضافه می کند و نه کم. حمایت شخص مهندس سحابی البته برای ستاد میرحسین پرستیژ دارد. اما بقیه، حمایت یا عدم حمایتشان در رای میرحسین تاثیری ندارد. افراد به صفت تشکیلاتی شان یک توانایی دارند و به صفت شخصی شان نوعی دیگر. من هیچ وقت عماد را لزومن به عنوان یک عضو نهضت نمی بینم؛ شخصیت خودش و توانایی حرفه ای اش و البته کلام معتدلش را دوست دارم. امروز اما به نظر من طرح این بحث از اساس درست نبود. شهاب هم که با من قبل از جلسه در این مورد صحبت کرد، چون دیگر تصمیمش را گرفته بود، مناسب ندانستم که نظر مخالفم را بگویم. اما اگر از قبل می دانستم حداقل توصیه می کردم که طرح این موضوع درست نیست.

بهزادیان نژاد هم مرد خوبی به نظر می رسد، غل و غش ندارد و حتمن از نظر مالی پاک است. اما مرد کار اجرایی نیست. فکر می کند در وزارتخانه یا دانشگاه کار می کند. ضمن اینکه اطلاعات سیاسی اش هم فوق العاده ضعیف است و فکر نمی کنم اساسن تحلیل درست و حسابی سیاسی هم داشته باشد. در وسط بحث ها هم از آرم ما و عنوان «ستاد ملی جوانان حامی خاتمی» ایراد گرفت. من گفتم که به هر حال ما حامی خاتمی هستیم و از این موضع از اقای میرحسین دفاع می کنیم.

بعد از جلسه کمی با بچه ها صحبت کردیم در مورد اینکه هرکاری که است باید خودمان انجام دهیم و چندان امیدی به ستاد نداشته باشیم.

غروب آروند تماس گرفت، کمی همدیگر را مسخره کردیم. او با کروبی کار می کند. اما الفبای سیاست را نمی داند، هرچند در ایده پردازی استاد است.

شب با بچه ها قرار داشتم برای برنامه سه شنبه. هیلا، سعید، شهاب، مهرک و پویا امرالهی. عنوان برنامه هم شعرا و ادیبان معاصر است. هیلا تاکید داشت که اگر بتوانیم حتمن محمود دولت آبادی را هم دعوت کنیم.

در مورد انتظامات با سعید و پویا صحبت کردم. قرار شد تا فردا ظهر لیست انتظامات را به من بدهند. در مورد ریز برنامه هم بحث کردیم و نهایی شد. هیلا هم به چند نفری زنگ زد برای برنامه.

به سجاد، حمید متقی و بهروز شجاعی زنگ زدم برای پوشش خبری مراسم. خبر آنرا هم به سایت ها با بنر فرستادم.

آخر شب بابک حقیقی آمد. کمی صحبت کردیم و با هم رفتیم خانه. از بابک هم خواستم خبر مراسم ما را در سایت کارگزاران کار کند.

بهاره مرتضوی و پیمان – هر دو از همکاران فعال دفتر تبلیغات

شنبه 88.02.19

صبح زود با فلاح، مدیر سیستم ها و روش ها و منتقمی مدیر مالی جلسه داشتیم در مورد گزارش ریز محاسبات حقوق بر مبنای ضرایب جدید. گزارش را نهایی کردیم و منتقمی هم قرار شد تا آخر وقت امروز لیست جدید را به خانم لطفی بدهد تا در کارتابل من بگذارد تا شب چک نهایی را بکنم.

ساعت 8 صبح رفتم برای چاپ پوسترهای مهندس و خانم رهنورد. با بچه ها هم هماهنگ کردم برای برنامه که پوسترها را بیاورند. ساعت 10 هم رفتم ستاد مهندس. با بچه های 88 آنجا قرار داشتیم. از آنجا هم با هم تا وزارت کشور رفتیم. مهندس ساعت 12 آمد. قبل از او هم کروبی آمده بود. پوستر جدیدمان خیلی خوب شده است. همه می خواستند. شهاب یک نفر را به من معرفی کرد که حاضر بود پوسترها را در تیراژ وسیع چاپ کند. سی-دی را به او دادم. استقبال، خیلی خوب بود. مردم هم سئوال می کردند و خیلی هایشان منتظر ورود مهندس بودند. با ورود مهندس تمام برنامه های ما بهم ریخت. شلوغی اوضاع اجازه هیچ کاری به ما نداد. جمعیت با مهندس وارد وزارت کشور شدند و ماموران هم مجبور شدند تا درها را باز کنند. 1 ساعتی آنجا بودم. داود روشنی یک پوستر آورده بود رویش نوشته بود […]. گفتم داود این چیه نوشتی این جا؟ کلی خندیدیم با هم. امین آزاد و احسان هم امروز بودند. به احسان گفتم عکس های امروز را برای حمید متقی در اندیشه نو بفرستد.

همتی از کرمان تماس گرفت. گفت که اداره ارشاد کرمان با هزینه های دولتی مشغول تهیه کلیپی تحت عنوان «رئیس جمهور مکتبی، دسته گل محمدی» است. خبرش را به بهروز دادم تا در یاری کار کند. در مورد مراسم هم گزاشی به بهروز دادم. به سجاد هم زنگ زدم برای اینکه خبر را کار کند. «سایت قلم» خبر امروز را کار کرده بود. اما اسمی از 88 نبرده بود. گفته بود اکثرن اعضا بچه های دانشگاه تهران بوده اند. واقعاً جای تعجب است. به شهاب زنگ زدم و اعتراض کردم. شهاب هم شاکی بود. گفت که خودش به بچه های قلم می گوید. با حمید متقی هم تماس گرفتم که در گزارش «اندیشه نو»، روی بچه های 88 تاکید کند.

سی-دی طرح میرحسین و زهرا رهنورد را برای سعید رئوفی هم فرستادم. اما سی-دی عکس های جدید میرحسین هنوز آماده نبود. زنگ زدم سعید و اعتراض کردم که شماها یک سی-دی نمی توانید سر وقت تحویل دهید. با شهاب هم صحبت کردم که در جلسه فردا با بهزادیان نژاد باید همه چیز را شفاف به او بگوییم و تنها در این صورت است که می توانیم کار کنیم.

به دکتر […] زنگ زدم. از آقای […] گفت که مشارکتی است و مشاور میرحسین در زمان جنگ بوده است. […] را  برای ستاد میرحسین می خواست و گفته بودند که باید با من هماهنگ کنند. دکتر طالبی قرار شد تلفن من را به او بدهد هماهنگ کنیم. در مورد طرح مالی خودش برای ستاد میرحسین هم گفت که چند جلسه ای با نجفقلی حبیی داشته است و نهایی شده است. اما بعد از آن ستاد خبری به او نداده است. با عطریان فر هم در این مورد صحبت کرده است. قرار شد برای من ای-میل کند. او هم اعتقاد دارد ستاد میرحسین فشل است. فشل تا حدی که صدای شریف زادگان هم درآمده است.

احسان مهرابی تماس گرفت. برای مصاحبه با عباس عبدی، محور می خواست. گفتم که من حاضرم مصاحبه کنم؛ احسان می گفت که می خواهند گروهی بروند. کسری هم می آید. من اما گفتم که گروهی نمی شود. چیزهایی که در ذهنم بود را به احسان گفتم.

مجید بیات آمد. نرم افزار تکمیل شده تحلیل آماری انتخابات را آورد. نقشه تهران را هم اضافه کرده است. خیلی نرم افزار خوبی است.

الماسی از همدان هم آمد سی-دی و پوستر گرفت.

خیلی خسته بودم، دو ساعتی تا  7 خوابیدم. شهاب تماس گرفت و گفت که قلم گزارش برنامه امروز را اصلاح کرده است. سایت قلم را چک کردم. گزارش اصلاح شده بود و از بچه های 88 هم گفته بودند.

احسان ملکی آمد و عکس های مراسم را هم برایم آورد. به حمید متقی هم داده بود. احسان کمی از فاتح و برخوردهایش گلایه کرد. به خصوص روی رفتار او در کرمان حرف داشت. خیلی با او بد برخورد کرده بود. با او صحبت کردم و قرار شد کارت اندیشه نو برایش صادر کنیم تا راحت تر در مراسم شرکت کند.

ساعت 9 جلسه داشتم با سعیدان و هیلا صدیقی برای برنامه سه شنبه شعرا و ادبیان معاصر. امیدی هم آمد و با هیلا راجع به ترانه های «گل مریم» و «زن ایرانی» بحث کردند و در نهایت به نتیجه رسیدند. در مورد دکلمه «تبر» هم گفت که زمان آن کم است، باید بیشتر شود. فردا همتی، صبح می آید نزد من. با او صحبت می کنم که با امید هماهنگ شود.

با سعید رئوفی، سعید نورمحمدی و هیلا صدیقی در مورد برنامه مفصل صحبت کردیم. هیلا برنامه اولیه را آورده بود. البته سرفصل هایی از برنامه پیشنهادی خودش برای مراسم دیگر را هم به من داد. در مورد برنامه سه شنبه، لیست مهمانان، شاعران، کارهای تصویری، پشتیبانی و … را نهایی کردیم. تا امشب، خیلی نگران برنامه بودم اما الآن خیالم راحت تر است. پیشنهاد شد که سعید حجاریان هم مقاله ای در رابطه سیاست و شعر داشته باشد. فردا سعید با او صحبت می کند. انتظامات سالن را هم از سعید نورمحمدی خواستم که به بچه های شهرستان های تهران بسپارد. ستاد تهران ما هنوز کاملن آماده نیست. قرار شد فردا خبر دهد. برای مجری مراسم هم روی ایمان ارجمندی به توافق رسیدیم. سعید گفت که کیوان مهرگان هم حاضر است شعرش را در مراسم بخواند. کیوان بچه باذوقی است. روزنامه نگار سیاسی باذوق کم داریم؛ کیوان اما استثناست. یک سری اصولی برای خودش دارد و به ملی – مذهبی ها و نهضت آزادی نزدیک است. از اینکه پرنسیب های خودش را حفظ می کند خیلی خوشم می آید.

دانلود برنامه های پیشنهادی هیلا صدیقی

با سعید کمی راجع به برنامه هایی که باید به بهزادیان نژاد بدهیم صحبت کردیم. پیشنهاد داد که پروژه ای با او بحث کنیم. روی پروژه برنامه 18 خرداد کار کردم که ریز فعالیت ها را ارائه دهم. تا فردا آماده می کنم. با سعید نورمحمدی صحبت کردم برای برنامه ای در کرج با حضور خاتمی. سحر گلکار به من گفته بود که بچه های کرج آمادگی برگزاری این برنامه را دارند. خاتمی 11 یا 12 خرداد هم قصد دارد به ورامین و اسلامشهر برود. برای آنجا هم باید بچه های شهرستان های 88 کاملن آماده باشند.

شب تا ساعت 3 روی برنامه نهایی ستاد کار کردم. فردا به بهزادیان نژاد ارائه می کنیم.

عکس ها از احسان ملکی

کدام یک را باور می کنید؟ کارل رو یا چشم هایی که به شما دروغ می گویند.

 Who You Going to Believe?  Karl Rove Or Your Lying Eyes

Lying Eyes اشاره به این دارد که شما مثلن در تلویزیون تبلیغ پفک نمکی می بیند که مدعی است بهترین پفک نمکی دنیاست کلی هم فایده دارد، پس زودتر بروید آن را بخرید چون ممکن است در بازار کمیاب شود (به قول فریدون صدیقی دلیل کمبود پفک نمکی در بازار این است که بزرگ تر سهم کوچک تر ها را می خورند). اما شما می دانید که واقعن اینطور نیست و این پفک نمکی اصلن فایده هم ندارد. در اینجاست که اصطلاح Lying Eyes استفاده می شود. در مدل سیاسی خودمان تقریبن برابر است با وقتی که احمدی نژاد در تلویزیون صحبت می کند.

حالا با این مقدمه، این گزارش هافینگتن پست را ببینید که توضیح می دهد چگونه کارل رو در حالی که مدعی می شود آگهی تبلیغاتی Crossroads GPS آموزشی است، پیام های سیاسی خود را منتشر نمی کند. آقای رو تاکید دارد که Crossroads GPS یک سازمان آموزشی است. در این صورت او دیگر مجبور نیست لیست کمک کنندگان به NGO خود را افشا کند. لیستی که با مقایسه گزارش مالیاتی آن معلوم شده است فقط در دو مورد 10 میلیون دلار کمک از فرد یا افرادی گرفته است که مایل به افشای نامشان نبوده اند. حالا این غیر از رقم های پایین تری است که به این شیوه به سازمان آقای رو داده می شود تا خرج تبلیغات انتخاباتی محافظه کاران در آمریکا گردد.

Dan Froomkin و Paul Blumenthal در هافینگتن پست پیام یکی از تبلیغات منتشر شده توسط Crossroads GPS را به شرح زیر نمایش می دهند و می گویند که آیا این تبلیغ می تواند سیاسی نباشد؟

فراموش نکنیم جمهوری خواهان تمرکز حملات تبلیغاتی خود را علیه اوباما بر دو موضوع قرار داده اند: اقتصاد متزلزل و کمبود اشتغال

جمعه 88.02.18

صبح ساعت 11 جلسه هیات اجرایی داشتیم. به صورت مفصل راجع به تمام برنامه های ستاد صحبت کردیم. برای برنامه دوم خرداد بحث شد که قرار شد ستاد تهران یک سری از بچه ها را برای تامین گروه های هادی و انتظامات معرفی کند. قرار شد اقلام تبلیغاتی خودمان را شامل سی دی، پوستر و … در یک غرفه ای در حاشیه برنامه به مردم بدهیم. ضمن اینکه با هماهنگی با بچه های موج سوم و حسین گوهری، کلیپ های خودمان را در دی وی دی که قرار است از طرف ستاد ائتلاف تولید شود، منتشر کنیم. پیشنهاداتی هم در مورد نحوه حضور بچه های 88 در برنامه مطرح و تصویب شد. من در مورد برنامه 18 خرداد بحث کردم. هم با توجه به اینکه نزدیک انتخابات است و هم سالگرد انتخاب خاتمی در دور دوم است. هیات اجرایی تصویب کرد که حتمن برنامه داشته باشیم. در مورد کیفیت و چگونگی آن باید بیشتر فکر کنیم. در عین حال با مصطفی طلوعی صحبت کرده بودم و بچه های موج سوم هم گویا برنامه ای دارند. من مطرح کردم که می توانیم برنامه را مشترک انجام دهیم و هیات اجرایی هم موافقت کرد.

پیشنهادی در مورد طرح پرسش خرداد مطرح شد که قرار شد عطا تهرانچی پیگیری کند تا کاندیدای ما مطرح نماید. برای برنامه فردای میرحسین که قرار است ثبت نام کند بحث شد. قرار شد ستاد تهران حداقل 88 نفر از بچه ها را برای برنامه فردا جلوی ساختمان وزارات کشور ساماندهی کند.

یک عکس از مهندس موسوی خبرگزاری مهر منتشر کرده بود که دستش در دست خانم رهنورد است. شهاب پیشنهاد کرد که این عکس را پوستر و فردا پخش کنیم. شعری هم حجت شریفی پیشنهاد داد به این مضمون

شهر خالی است ز عشاق، بود کز طرفی

مردی از خویش برون آید و کاری بکند

قرار شد من مسئول پگیری طرح و چاپ پوستر برای برنامه فردا باشم.

به احسان ملکی و امین آزاد زنگ زدم که فردا حتمن جلوی ساختمان وزارت کشور باشند. به بچه های الجزیره هم گفتم.

احسان خوانساری هم آمد راجع به جلسه دوشنبه بچه های دانشگاه آزاد در حمایت از میرحسین خبر داد. می گفت که مدیران جاسبی قول همه جوره همکاری داده اند و گفته اند که امکانات لازم را فراهم می کنند. دانشگاه آزاد می خواهد به هر قیمتی که شده احمدی نژاد رئیس جمهور نشود.

در مورد این گفتم که اگر ستاد 88 بخواهد کار کند به هر حال باید با برند 88 باشد و در پوسترها طرح ما برجسته شود. احسان خودشان عضو ستاد 88 است و مشکلی نداشت اما می گفت که نمی داند تا چه مدیران بالاتر موافقت می کنند. دانشگاه آزاد می خواهد برنامه ای در حمایت از میرحسین به صورت اختصاصی داشته باشد تا برای اهداف سیاسی خودش بعدن از آن استفاده کند؛ به همین دلیل ترجیح می دهد کمتر به سایر گروه ها امتیاز بدهد. هرچند در اعطای مجوز مراسم و در اختیار قرار دادن سالن، همکاری می کنند.

قرار شد حامد به من خبر بدهد که بعد از یک ساعت خبر داد و گفت حرف ها متناقض است. مدیران بالاتر هر کس یک چیزی می گوید، یکی با برگزاری برنامه به صورت مشترک موافق است و یکی موافق نیست. به حامد گفتم اینجوری ما نمی توانیم امکانات ستاد را در اختیار آنها قرار دهیم، تنها به اعتبار اینکه او عضو شورای مرکزی ستاد 88 است من از بچه های طراحی مان می خواهم طرح پوستر و استند و بنر و … را در اختیار آنها قرار دهند.

در مورد دانشگاه آزاد و تغییر جاسبی هم حامد گفت که هاشمی رفسنجانی بالاخره قبول کرده است جاسبی تغییر کند. آقا هم اعتقاد دارد که زمان فعالیت جاسبی در دانشگاه آزاد زیاد شده و دیگر بس است. احمدی نژاد اما می خواهد که تغییر جاسبی قبل از انتخابات باشد. هاشمی اما مخالف است؛ می گوید بعد از انتخابات که احمدی نژاد بهره برداری تبلیغاتی نکند.

با علی هماهنگ کردم برای پوستر و بنر برای حامد. قرار شد یک طرح مطابق طرح های خودمان بزند با عنوان جبهه متحد دانشجویی و من هم شب بروم پیش او. برای برنامه فردای خودمان هم گفتم که باید پوستر میرحسین و رهنورد را تهیه کنیم.قرار شد من عکس را ببرم و با هم روی آن کار کنیم. سعید رئوفی گفت که البته می تواند عکس را تهیه کند. به سعید گفتم اگر می تواند حتی عکس را از عکاس بخرد.

هیلا صدیقی تماس گرفت. سهیل محمودی برای مجری گری نهایی نشد. تا ساعت 6 دانشگاه تهران کار دارد. صحبت کردیم برای افراد دیگر. بچه های ستاد میرحسین، سید جواد هاشمی را پیشنهاد داده بودند. مخالفت کردم. هیلا هم گفت که مخالفت کرده است. برای برنامه تاکید کردم که فردا شب حتمن باید با سعید نورمحمدی جلسه داشته باشیم تا برنامه را نهایی کنیم. در غیر اینصورت من برنامه را اجرا نمی کنم. از شهاب بخواهد یک نفر دیگر مسئول اجرای برنامه شود. قول داد برنامه را تا فردا بدهد.

نقدی از بچه های قدیم دانشکده تماس گرفت. می خواست با ستاد مهندس کار کند. قرار شد دوشنبه با من یک قراری بگذارد. الآن در قسمت R&D نفت پاسارگاد کار می کند.

حسین اکبری زنگ زد که شام بیرون برویم. گفتم که نمی توانم. در مورد بهرام رادان پرسیدم که در جلسه هیات اجرایی برنامه دوم خرداد بچه ها گفته بودند برای اجرای مراسم 70 میلیون تومان خواسته است. حسین گفت که بهرام محافظه کارتر از این حرف هاست. تازه 70 میلیون هم برای او پولی نیست.

سعید رئوفی نتوانست عکس مهندس و خانم رهنورد را پیدا کند. سارا ساسانی، عکس را گرفته بود در خبرگزاری مهر. تلفن زدم، کسی جواب نداد. رفتم دفترشان آنجا هم، جز یک نفر کسی در تحریریه نبود. مجبور شدم همان عکس سایت را بفرستم برای علی شیخ و شب هم رفتم پیش او. طرح پوستر فردا را نهایی کردم، صبح زود باید بفرستم برای چاپ. در مورد طرح های حامد خوانساری هم صحبت کردم. همان تم طرح های 88 است.

شب جواد دلیری تماس گرفت. می خواست که یک روزنامه نگار حوزه دیپلماسی به او معرفی کنم. آرزو دیلمقانی را پیشنهاد دادم.

به سعید زنگ زدم برای برنامه فردا که حتمن باشد. از برنامه سخنرانی های امروز دکتر خانیکی در خوزستان گفت، 5 تا سخنرانی برایش گذاشته بود در 5 شهر خوزستان. دکتر خانیکی هم به سعید گفته بود که تو من رو استثمار کردی امروز.

عکس از سارا ساسانی، خبرگزاری مهر – طرح از علی شیخ


وارن بافت میلیونر آمریکایی و سومین مرد ثروتمند جهان، از سیستم هزینه های مالی نامحدود برای انتخابات در آمریکا انتقاد کرد و گفت که او به Super PAC ها که از سال 2010 برای تامین نامحدود منابع مالی به نفع کاندیداها به وجود آمده اند هیچ پولی نخواهد داد. (گزارش بلومبرگ)

تا قبل از سال 2010، نحوه هزینه کرد انتخاباتی در آمریکا تابع قوانین خاص و به صورت محدود بود. اما از سال 2010 بعد از مطرح شدن کیس Citizen United و با تایید دادگاه عالی گروه های سیاسی تحت عنوان Super PAC می توانند به هر میزان که بخواهند به نفع یک کاندیدای انتخاباتی خرج کنند، مشروط بر آنکه با کمپین کاندیدا رابطه تشکیلاتی نداشته باشند (این از جمله شرط هایی است که در ظاهر رعایت می شود اما در باطن اینگونه نیست).

بافت که خودش دموکرات است و از اوباما حمایت می کند، این سیستم هزینه بی رویه پول در انتخابات آمریکا را مخل دموکراسی در کشورش می داند.

در آمریکا قانونی به نام قانون بافت Buffet Rule وجود دارد. او از معدود پولداران آمریکایی است که از افزایش مالیات بر افراد پردرآمد (به میزان 30 درصد) دفاع می کند.

Source: Bloomberg

کلیپ گردهمایی تشکیلاتی ستاد 88 را ببینید. این گردهمایی در 22 اسفند 87 برگزار شد؛ آن روزها هنوز خاتمی به صورت کامل از کاندیداتوری اعلام انصراف نکرده بود. گزارش همایش را بخوانید و عکس هایی قبل و بعد از مراسم را هم ببینید

5 شنبه 88.02.17

صبح ساعت 4 صبح رفتم به سمت اراک. ظهر کلاس داشتم. درس امروز من در مورد برنامه ریزی استراتژیک بود. 5 نیروی رقابتی پورتر و همچنین  ماتریس ارزیابی عوامل خارجی را توضیح دادم.

بعد از کلاس هم مستقیم آمدم تهران رای پیگیری کارهای ستاد. هیلا صدیقی تماس گرفت برای برنامه شب شعر و گفت که برنامه را نهایی کرده است. می خواست در مورد انتشار خبر برنامه بپرسد. از او انتقاد کردم و گفتم که تا فایل نهایی و ریز برنامه را به من ندهد هیچ خبری منتشر نمی شود. قرار بود دیروز فایل نهایی را به من بدهد، اما هنوز من نمی دانم که چه کسانی قرار است شرکت کنند، شروع برنامه چه زمانی است، پایانش کی است و … در مورد محل مراسم اما گفت که با سعید رئوفی مسجد امیرالمومنین را نهایی کرده اند. پیشنهاد داشت از سهیل محمودی بخواهیم مجری گری مراسم را قبول کند. گفتم که فکر نکنم بپذیرد، اما اگر دعوت کنیم و بگوییم از طرف ستاد میرحسین است حتمن می آید.

حامد خوانساری تماس گرفت برای برنامه روز دوشنبه دانشگاه آزاد و می خواست با بچه های تهران و طراحی صحبت کنم که کمکش کنند. قرار شد فردا بیاید جلسه هیات اجرایی تا صحبت کنیم.

با سعید در مورد ستاد 88 اراک صحبت کردیم. گفتم که رئیس ستاد کروبی با فارس مصاحبه کرده و گفته ستاد 88 اراک انشعاب و بخشی از آن از کروبی حمایت کرده است. هرچند قبلن ستاد بیانیه داده و خواسته بود این موضع نادرست خودش را تصحیح کند اما بازهم تکرار کرده است. قرار شد سعید دوباره پیگیری کند.

در مورد ستاد بوشهر هم صحبت کردیم. بعد از کناره گیری خاتمی، ستاد 88 بوشهر کلن دچار تغییر شد و عملن شورای ستاد با افرادی جدید شروع به کار کرد و رئیس هم تغییر نمود. حسام محمد زهی، رئیس قبلی ستاد حاضر نشد برای موسوی کار کند و به همین دلیل حسام مهرکان به عنوان رئیس جدید با حکم شهاب شروع به کار کرد.

در مورد شورای لرستان و گیلان هم بحث کردیم. سعید گفت که اعضا شورا ترمیم و حکم های جدید هم صادر شده است. ما در این دو استان هم استعفای بچه ها را داشتیم. در مورد لرستان، فریبرز قلندری، رئیس ستاد پیشنهاداتی در مورد افراد جدید مطرح کرد که به شورا اضافه شدند. همینطور عبدالرضا ابراهیمی، رئیس ستاد گیلان هم افراد جدید را به مرکز معرفی نمود.

سعید شریعتی، نفر دوم سمت راست خاتمی، من همیشه از راهنمایی های سعید استفاده می کردم و می کنم – عکس از علی شیخ الاسلامی

4 شنبه 88.02.16

صبح یک سری دیگر از اقلام تبلیغاتی بچه های استان ها را فرستادم.

ظهر داود روشنی آمد. با هم رفتیم جلسه با فردی به نام دلیری در خیابان دولت. می گفت که می خواهد امکانات مالی برای ستاد فراهم کنند اما از ستاد مهندس دل خوشی ندارد. در مورد ستاد 88 می خواست بیشتر بداند و اینکه آیا مناسب است اسپانسر ما شود یا خیر. توضیحی در مورد 88 دادم. قرار شد برنامه هایمان را با برآورد مالی تا شنبه به او بدهم.

بعد از ظهر جلسه هیات اجرایی برنامه دوم خرداد داشتم. از طرف ستاد 88 من و سعید نورمحمدی حاضر بودیم. فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران با برگزاری برنامه در دانشگاه تهران مخالفت کرده است؛ یک پیشنهاد هم ورزشگاه راه آهن است. می گویند که می توانند تهیه کنند. برای برنامه 18 خرداد هم بحث شد. ما اعلام کردیم که برنامه داریم. بچه های موج هم مثل اینکه برنامه دارند. با مصطفی طلوعی صحبت کردم که می توانیم برنامه مشترک داشته باشیم. البته باید در هیات اجرایی مطرح شود. مصطفی هم با بچه های خودشان هماهنگ می کنند و تصمیم می گیرند.

بعد از جلسه، ابوذر معتمدی از سعید نور محمدی پیش من گلایه کرد. دلیلش را که پرسیدم گفت که سعید در جلسه به امیر تنها گفته بود که 88 برای انتظامات جلسه به امیر تنها کمک نمی کند. امیر هم حسابی ناراحت شده است. من در حین این مکالمه در جلسه نبودم و بیرون رفته بودم. به خاطر همین هم چیزی نمی دانستم. رفتم با امیر صحبت کردم. گفتم که ماها که همدیگر را می شناسیم. سعید هم اگر گفته منظورش این نبوده که تو رو اذیت کند. با سعید صحبت کردم که این چه صحبتی است که کرده است. گفت شوخی بود. قرار شد معذرت خواهی کند.

با سعید برای برای برنامه استان ها و سخنرانی های مراسم دوم خرداد صحبت کردیم. تقریبن نهایی شده است. در 88 شهرستان ( با تهران) برنامه داریم.

بعد از جلسه تاج زاده با من صحبت کرد و گفت که برای یک برنامه نظرسنجی به 60 نفر از بچه های ما احتیاج دارند. گفتم که هر وقت شما بخواهید از ستاد تهران می خواهم 60 نفر را به شما معرفی کنند.

زنگ زدم به مجید بیات. گفتم شبیه نرم افزاری را که برای تحلیل انتخاباتی ایران تهیه کرده است، برای تهران به تفکیک مناطق می خواهم. با سعید شریعتی در مورد تحلیل رای مردم مناطق تهران گفت و گو کردیم و قرار شد در نرم افزار تحلیل انتخاباتی تهران مان آن را بیاوریم.

شب رفتم عروسی نگار. باغی بود در اطراف تهران.

مصطفی طلوعی، عضو شورای مرکزی کمپین موج سوم پرچم ایران را برای امضا به خاتمی، موسوی و رهنورد می دهد – عکس از علی شیخ الاسلامی

جدیدترین نظرسنجی دانشگاه جرج واشتگتن و پولتیکو چندان برای اوباما خوشایند نیست. در گزارش این نظرسنجی که دیروز منتشر شد اوباما با 47 درصد از میت رامنی با 48 درصد عقب افتاده است. در نظرسنجی ماه فوریه، میت رامنی تنها 38 درصد رای را داشت و این پیشرفت 10 درصدی برای جمهوری خواهان جالب توجه است. در عین حال محبوبیت شغلی زیر پنجاه درصدی اوباما، او را به عنوان رئیس جمهوری که با مشکل انتخاب شدن دوباره مواجه است، با مشکلات زیادی مواجه خواهد کرد.

محبوبیت اوباما و رامنی درون احزاب خود هم برتری را به نفع رامنی نشان می دهد. درون جمهوری خواهان 91 درصد حامی رامنی هستند، درحالی که 83 درصد دموکرات ها، از اوباما حمایت می کنند.

مهمترین دغدغه آمریکایی ها در شرایط امروز «اقتصاد»، «نحوه خرج هزینه های دولت» و «بیکاری» است که در هر سه این موارد اوباما امروز وضعیت خوبی ندارد. در عین حال در سیاست خارجی و سئوال در مورد نمایندگی ارزش های آمریکایی و به خصوص طبقه متوسط، اوباما از رامنی جلو است.

جمهوری خواهان تلاش دارند بک گراند اقتصادی رامنی را به عنوان دلیلی برای هدایت بهتر کشور توسط او برجسته کنند و دموکرات از سوی دیگر مدعی می شوند که رامنی تنها منافع طبقات مرفه را نمایندگی می کند و سیاست های او برای منافع این طبقه است.

در پاسخ به این سئوال که آیا اوباما می تواند کشور را به لحاظ اقتصادی مدیریت کند، 40 درصد گفته اند که او اقتصاد را بهتر کرده و 39 درصد هم مدعی هستند که او اقتصاد را بدتر نموده است. اما 19 درصد هم اعتقاد دارند که او اساسن تاثیری بر اقتصاد کشور نداشته است. «اد گوس»، مشاور نظرسنجی جمهوری خواهان اعتقاد دارد که این 19 درصد می توانند سرنوشت انتخابات را تعیین کنند.

شکاف جنسیتی هم در این انتخابات کماکان با 7 درصد تفاوت به نفع دموکرات هاست. در میان زنان پایین 45 سال، هم اوباما با 57 درصد از رامنی با 39 درصد پیش است. این درحالیست که رامنی در میان زنان بالای 45 سال با 50 درصد در مقابل 45 درصد از اوباما جلو است. در میان زنان سفیدپوست هم 57 به 38 رامنی جلوتر از اوباما قرار دارد. «اد گوس» در تحلیل خود از نتایج این نظرسنجی به عمد تنها با جلوبودن رامنی در مقابل اوباما تنها در میان زنان سفید پوست اشاره کرده است.

تحلیل دموکرات ها را از این نظرسنجی اینجا می توانید بخوانید.

نتایج کامل نطرسنجی و داده های آماری را هم ببینید ید نیست.

Source: Politico

اوباما رقابت های انتخاباتی را به صورت رسمی از اوهایو شروع کرد و با سخنرانی در ویرجینیا ادامه داد. دو ایالتی که در تقسیم بندی های انتخاباتی در آمریکا Swing State نامیده می شوند، یعنی زمانی به دموکرات ها و زمانی هم به جمهوری خواهان رای می دهند.

اوباما برای دعوت از طرفداران خود جهت حضور در آغاز رقابت های انتخاباتی اش این پیام را برای آنها فرستاد:

Michelle and I are getting ready to go on stage for the first big rally of 2012. We know not everyone can be there, but we still want : you to be part of it. If you can, please tune in to the livestream her: http://my.barackobama.com/Watch-Live

به نظر می رسد برای انتخابات سال 2012، کمپین اوباما شعار Forward (حرکت به سمت جلو) را انتخاب کرده است. انتخاباتی که برای او دیگر مبارزه ای آرمان خواهانه نیست، یک رقابت عملگرایانه است (مقاله پولیتیکو). اوباما می داند که سرنوشت انتخابات ماه نوامبر را گزارش تعداد شغل هایی که هر ماه در آمریکا ایجاد می شود تعیین خواهد کرد و به همین دلیل هم بود که سعی داشت به شغل های ایجاد شده در سه و سال نیم ی که او مسئولیت را در کاخ سفید بر عهده گرفت اشاره کند. هرچند رقیب او، رامنی، هم این موضوع را می داند که در پاسخ به آغاز کمپین اوباما، هم زمان با اعلام ایجاد شغل 115 هزار نفری در ماه گذشته که رقم خیلی امیدوارکننده ای نیست به اوباما و طرفدارانش اعلام کرد که دلیلی برای جشن گرفتن ندارند. 

اوباما برای وضعیت بد ایجاد اشتغال در ماه های جاری، مورد انتقاد شدید محافظه کاران قرار دارد. استراتژیست های محافظه کار برای پیروزی بر اوباما به این نتیجه رسیده اند که باید میان «وضعیت نامناسب اقتصادی در آمریکا و بیکاری» با «اوباما» نسبت مستقیمی ایجاد کنند. این پیشنهاد ماه گذشته کارل رو بود. در این مقاله هم او توضیح می دهد که چگونه اوباما با جلوگیری از فعالیت دو کیس LightSquared و  Keystone XL باعث جلوگیری از ایجاد میلیون ها شغل شده است. مورد Key Stone XL را اینجا هم می توانید بخوانید که سخنگوی محافظه کار مجلس نمایندگان می گوید امروز فقط یک نفر جلوی ایجاد شغل در آمریکا قرار گرفته است و او رئیس جمهور اوباماست.

این حرف البته بی معنی است، چون اوباما بیشتر از هر کس دیگری حتی برای منفعت شخصی اش هم که شده به دنبال ایجاد شغل و بهبود وضعیت اقتصادی در آمریکاست و محافظه کاران لااقل تا شش، هفت ماه آینده هرگونه بهبود وضعیت اقتصادی را به ضرر خود می دانند. آنها هم می دانند که در دو مورد بالا اوباما به دلایل محیط زیستی مخالفت می کند، اما جمهوری خواهان تصمیم های استراتژیک خود را گرفتند که وضعیت نامناسب اقتصادی را مستقیمن به اوباما ربط دهند؛ حالا یا بی ربط یا با ربط.

Source: Politico

Source: Politico

3 شنبه 88.02.15

ساعت 8 جلسه دفتر تبلیغات داشتیم. حسین نورانی نژاد خبری داد مبنی بر اینکه جامعه اسلامی مهندسین قصد دارد در جنوب تهران ستاد بزند و عکس های هاشمی و میرحسین را پخش کند. حسین اعتقاد داشت این کار برای تخریب میرحسین است. خبر بعدی هم در مورد سازمان صدا و سیما است که گویا الان ضرغامی هیچکاره است؛ همه کارها دست حجازی است. دیروز هم که یک سری از بچه های خط امامی رفته بودند جلوی صدا و سیما برای اعتراض به رویکرد سیمای ملی، معاون ضرغامی با بچه ها صحبت کرده و گفته بود که در بحث انتخابات ریاست جمهوری، صدا و سیما ذیل تبلیغات وزارت کشور تلقی می شود و مجاز نیست که خودسر عمل کند.

در مورد ستاد ائتلاف هم بحث شد. ستاد میرحسین با امین زاده مشکل دارد و بیشتر متمایل به صفدر حسینی است. اما صفدر وقت نمی کند هم مسئولیت های استان های ستاد را داشته باشد و هم رئیس ستاد اصلاح طلبان حامی میرحسین شود.

در مورد برنامه دوم خرداد بحث کردیم و من توضیحی از جلساتی که به همین منظور در قیطریه برگزار می شد ارائه کردم. در مورد برنامه شب شعر که پیشنهاد هیلا صدیقی هست هم صحبت کردم. برای 14و15 خرداد قرار شد ویژه نامه بزنیم و از یک سری فرصت ها استفاده کنیم. برنامه دعای کمیل هم پیشنهاد حسین نورانی نژاد بود که قرار شد طرح آن را به همراه برنامه های فاطمیه خودش بیاورد. روی کانون توحید خیلی حساب می کند. تا ببینیم چه می شود.

فلاح آمد؛ راجع به جلسه با اللهیاری کمی صحبت کردیم.

همتی آمد. تماس گرفتم با امیدی، او هم آمد و با هم راجع به موسیقی هایی که لازم داریم صحبت کردیم. دو، سه تا ترانه انتخاب شدند. بقیه را هم باید مقداری تغییر بدهیم. از امشب کارش را شروع می کند. برای خوانندگی هم قرار شد با [..] صحبت کند. […] الآن آمل است و کمتر می آيد تهران.

آزاده بهشتی تماس گرفت. می خواست برای سالگرد امام، مصاحبه ای با زهره خانم صادقی، خانم آقای خاتمی داشته باشد. گفتم نامه اش را برایم فرستد؛ با شهاب صحبت کردم، گفت که فردا می تواند نامه را به زهره خانم بدهد. برای خانم بهشتی هم می خواست که به سعید رئوفی گفتم.

ساعت 6 جلسه شورای مشاوران ستاد میرحسین بود. در مورد ثبت نام میرحسین در وزارت کشور بحث شد. رضا شریفی پیشنهادی در مورد نحوه ثبت نام مهندس داشت که او با ماشین اورژانس برای کاندیداتوری به وزارات کشور برود. اشاره به شرایط اورژانسی کشور. رضا ایده های جالبی مطرح می کند، هرچند این ایده او که اجرایی نیست و به نظر من هم میرحسین بدون برنامه مشخصی و طبق معمول به وزارت کشور می رود و ثبت نام می کند. اما در هر صورت، رضا شریفی یکی از باهوش ترین بچه های مشارکت است. پیشنهادی هم شد که مهندس با اتوبوس از یک نقطه شهر مثل میدان امام حرکت کند و در راه تعدادی از سران اصلاحات را سوار نماید و به وزارات کشور برود. در ادامه در مورد حضور در مترو، پیاده شده در تقاطع فاطمی و ولی عصر و حرکت در ادامه به صورت پیاده، حضور طرفداران در کنار خیابان با پرچم سبز و مثال اینها هم بچه ها بحث هایی را مطرح کردند. ضمن اینکه حرکت از مرقد امام و بدرقه سیدحسن و خاتمی هم مورد نظر برخی از بچه ها بود. در نهایت هم قرار شد که آلترناتیوها با سه مبدا، میدان امام، جماران و مرقد امام با مترو یا اتوبوس به وی ارائه شود تا خودش انتخاب کند. اما من فکر نمی کنم که هیچ کدام عملی شوند. عادی می رود و ثبت نام می کند.

رضا همایی در مورد ستاد موج نو بازهم با من صحبت کرد و گفت که هفته دیگر کار را شروع کنند. از من مجددن خواست تا همکاری کنم. گفتم که سرم خیلی شلوغ است و نمی توانم. اما فکر کنم روی اعضای 88 خیلی حساب کرده اند.

هیلا صدیقی آمد. در مورد برنامه شب شعر گفت و اینکه امروز قراردادشان نهایی می شود. محتوای برنامه را خیلی کلی اعلام کرد. گفتم اینطوری نمی شود؛ باید ریز فعالیت ها را بدهد تا برنامه ریزی کنیم. قرار شد برایم تا فردا بفرستد و من هم خبرش را تنظیم کنم و بدهم بچه ها کار کنند.

سعید رئوفی روی طرح میرحسین در پوسترها و اقلام تبلیغاتی ما مشکل داشت. می گفت در ستاد هم روی این طرح حساسیت هایی وجود دارد. گفتم که حساسیت بیخود است. از آن طرح های خنثی که یک صورت نشان می دهند که خیلی بهتر است. ضمن اینکه حالا جهت میرحسین و خاتمی را هم در طرح های جدید عوض کرده ایم. اما جلو و عقب بودن این دو بیشتر برای ستاد محل اشکال است تا مردم.

حامد خوانساری هم یک سری سی-دی از اقلام تبلیغاتی می خواست که به او دادم.

داود روشنی را هم در ستاد دیدم. در مورد یک اسپانسر صحبت کرد برای کارهای تبلیغاتی ما. قرار شد فردا ظهر قراری با آنها بگذارد. پیشنهاد ساعت 2 را دادم که بعد از آن هم بروم ستاد ائتلاف برای برنامه دوم خرداد.

فرشاد وکیل زاده هم با سه تا از دوستهایش آمده بودند. یک سری شاخص های اقتصادی دادند. قرار شد تا شنبه گزارش آنرا آماده کنند که ما به صورت فایل های قابل فهم برای مردم تهیه و پخش کنیم. گزارشی از شاخص های اقتصادی مانند تورم، نرخ رشد سرمایه گذاری، هزینه شدن پول نفت و مقایسه آن با دولت خاتمی است.

علی رضا میرزامصطفی تماس گرفت. از ستادی گفت که پسر سیدزاده مدیریت می کند و چند بار با شهاب می خواستند جلسه بگذارند که شهاب نرفته بود. آنجا اسم من و بچه های 88 مطرح می شود که عدنان سپهری می گوید قبلن با ما صحبت کرده بودیم و 88 ها هم تمایل به همکاری دارد. در صورتیکه این اشتباه است. عدنان سپهری از طریق امیرسیدین قبل از اعلام حمایت ما از میرحسین پیغام داده بود، اما من به دلیل اینکه ما هنوز تصمیم تشکیلاتی نگرفته بودیم جواب مثبت نداده بودم. به هر حال میرزا پیشنهاد جلسه داد که من گفتم اول باید با شهاب هماهنگ کنم. به شهاب زنگ زدم و در این مورد صحبت کردم؛ موافق بود. فقط گفت که باید حواسمان جمع باشد آنها کار ما را به نام خودشان نزنند.

با شهاب در مورد هیات اجرایی خودمان و کارهای پیش رو  صحبت کردم. کمی کارها بهم ریخته است؛ من هم خیلی سرم شلوغ شده این روزها.

بچه های کرمانشاه و سمنان تماس گرفتند و اقلام تبلیغاتی می خواستند. قرار شد فردا بدهم. تاکید کردم البته که باید بسته تبلیغی ما یکسان باشد. آنها عکس جدا برای طراحی می خواستند که گفتم پکیج تبلیغاتی ما در تمام ایران باید ثابت باشد و هیچ عکسی یا طرحی نباید پکیج تبلیغاتی 88 را تغییر دهد.

ساعت 8:30، احسان با فاطمه آمدند پیش من. عکس های خوبی گرفته بود. اما عکس دست به سینه ای که می خواستم هنوز در نیامده است. در مورد برنامه فردا در کرمان گفت و اینکه بلیت برای او گیر نیامده است. به بابک زنگ زدم که از طریق مرعشی و هواپیمایی ماهان برای احسان ملکی بلیت گیر بیاورد. او هم به مرعشی زنگ زد و قرار شد احسان فردا ساعت 7 فرودگاه باشد. بابک هم دفتر حزب بود. به او گفتم که بیاید با هم بازی منچستر را ببینیم و بعد هم برویم خانه. آمد. منچستر هم بازی را برد البته. بابک از نظرسنجی بچه های کارگزارن در 4 مبدا مترو گفت و اینکه میرحسین 57% و احمدی نژاد 26% آرا را داشتند.

سخنرانی میرحسین موسوی در کرمان – عکس از احسان ملکی

2 شنبه 88.02.14

صبح تا ساعت 11 خواب بودم. این قرصی که دیشب دکتر به من داده بود کار خودش را کرد. ساعت 12 قرار داشتم اداره مالیات. می خواستم چند تا سئوال در مورد مالیات بر ارزش افزوده بپرسم.

شهاب تماس گرفت که جلسه امروز ستاد برای برنامه دوم خرداد را نمی تواند برود. از من خواست که حتمن حضور داشته باشم. سر ناهار روزنامه ها را هم خواندم. خط تبلیغی جناح راست در این روزها تاکید بر احتمال حضور خاتمی و همچنین اعلام خبر تلاش اطرفیان کروبی برای انصراف وی است. این هم بازی آنهاست. با مطرح کردن احتمال حضور خاتمی و عدم حضور او طرفداران خاتمی را ناامید می کنند و غیرمستقیم اینگونه القا می کنند که میرحسین در هر حال مانع خاتمی است. ضمن آنکه با مطرح کردن احتمال حضور خاتمی تلویحاً به طرفداران و آرای دو دل این را هم می گویند که میرحسین رای ندارد. در مورد کروبی هم این کار آنها برای تهییج کروبی به گفتن جملاتی در نقد انصراف و در نهایت ایجاد فضایی است که کروبی نتواند انصراف دهد. جالب است، ترجمه تئوری «برجسته سازی» یعنی همین. آنها حتماً یک کمیته برنامه ریزی رسانه ای دارند.

با ساناز، […] صحبت کردم. دوست دارد فعال شود و حتی کار ستادی بکند.

فردا برایمان دو تا جلسه گذاشتند ساعت 6. هم شورای مشاوران است و هم کمیته اطلاع رسانی. صبح هم ساعت 8 جلسه دفتر تبلیغات داریم. شهاب تماس گرفت برای برنامه تبلیغات و تعریف پروژه ها. گفت که شریف زادگان قول همکاری داده است. گفتم پروژه های ما که آماده است. قرار بگذارد برویم پیش او یا خودش برنامه های ستاد را نزد شریف زادگان ببرد.

با سعید رئوفی صحبت کردم برای برخرید سی-دی و انتشار لیست اول کلیپ های ستاد. تقریبن آماده هستند. انتظار داشت آرم کمیته دانشجویان و جوانان را هم اضافه کنم. قبول نکردم. گفتم که این کار 88 است. ربطی به جوانان ستاد مرکزی ندارد.

هیلا صدیقی تماس گرفت. در مورد برنامه ادیبان و شعرای معاصر گفت. پیشنهاد سالن مسجد کبکانیان را داشت. با توجه به محتوای سیاسی شعرها و محذوریات فرهنگ سراها معقول است.

برنامه شب دیدار با کلیپ سازها را هم یادآوری کرد. اصلن یادم نبود، در قرارهای امروز هم نگذاشته بودم. شانس آوردم که برنامه سایت های خبری با بهروز شجاعی برای ساعت 8:30 است. برنامه کلیپ سازها ساعت 6:45 است.

با امیدی هم صحبت کردم برای یکی سی دی پنج، شش ترکی، کارها نهایی است. قول داد که سر موقع می تواند برساند.

ساعت 4 رفتم برای جلسه برنامه دوم خرداد. هماهنگی طراحی ها قرار شد با ستاد 88 باشد؛ در مورد کلیپ ها هم قرار شد تمام کلیپ هایمان را به بچه های موج بدهیم تا متمرکز شود. غیر از آن در مورد دو سرود هم صحبت کردم که 88 می تواند ارائه می کند. همچنین یک سی-دی حاوی 7 ترک. هیلا صدیقی هم شعرش را خواند. «صدواقعه چون دوم خرداد بسازیم»، این شعار اصلی ستاد 88 هم هست.

با هیلا رفتیم ستاد میرحسین برای دیدار با کلیپ سازها. قرار اما مثل اینکه 5 بود و ما دیر رسیدیم. کمی به سعید رئوفی گله کردم که چرا زودتر نگفته است. برای برنامه شب شعر هم صحبت کردیم. سعید پیشنهاد مسجد امیرالمومنین را داشت. گفتم که به مرکز شهر نزدیک نیست و در ترافیک تهران گیر می کنیم. ضمن اینکه همه هم نمی توانند بیایند. قرار شد بیشتر بررسی کنیم. هیلا در مورد حضور خاتمی گفت. گفتم باید بحث کنیم. اما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که خاتمی در هر برنامه ای حضور داشته باشد. قرار شد ریز برنامه هایش را برایم بفرستد.

سعید نورمحمدی تماس گرفت برای برنامه استان ها در دوم خرداد. با بهزاد نبوی، تاج زاده، ستاری فر، خانیکی و چند نفری دیگر صحبت کرده و آنها موافقت کرده اند. بهزاد را می دانم که شیراز می رود. فایلش را قرار شد برایم بفرستد. من هم گفتم که پکیج تبلیغاتی ما باید یکسان برای همه ایران باشد. حتماً این کار را می کنیم.

ساعت 8 رفتم دفتر بهروز. جلسه هماهنگی سایت های خبری داشتیم. از موج، یاری، 88، برخیز، سلام، جمهوریت، رویداد و نوروز، بچه ها آمده بودند. تاج زاده هم بود. خبری داد مبنی بر اینکه شورای نگهبان می خواهد کروبی را رد صلاحیت کند و بعد هم آقا دخالت می کند و از شورا و جنتی می خواهد تا کروبی را تایید صلاحیت کنند. اما از ما خواست که این خبر را جایی کار نکنیم.

در مورد برنامه سایت ها من بر تکرار و سوزاندن خبرهای مرتبط با احمدی نژاد تاکید کردیم. شبیه آنچه که در مورد استان شدن کرج رخ داد. از قبل اعلام شده بود که احمدی نژاد قصد دارد کرج را استان کند و امروز نکرد. باید خبرهایی کار کنیم که احمدی نژاد نتواند اجرایی کند. تکرار هم خیلی مهم است. یک خبر را باید مطرح کنیم و پشت سر هم تکرار نماییم. این کار را کیهان خوب بلد است.

کارگزاران خبری کار کرده بود که احمدی نژاد در فیلم تبلیغاتی اش گریه می کند. هیلا صدیقی به من پیشنهاد داد که گریه خاتمی را قبل از فیلم های احمدی نژاد به صورت بلوتوث پخش کنیم تا این کار تقلید از خاتمی تلقی شود. در مورد ناراستی های احمدی نژاد و وعده های او هم بحث شد. بحث مفصلی داریم.

خاتمی، موسوی، رهنورد، سالن همایش های برج میلاد – عکس از احسان ملکی

1 شنبه 88.02.13

صبح زود با مهندس اللهیاری در دفترش جلسه داشتم درباره کارهای مشترک و تشکیل شرکت جدیدی که طبق توافق من 20% سهامدار آن خواهم بود. بعد هم رفتم شرکت برای کارهای جاری. بعد هم جلسه کمیته راهبری شرکت را داشتم که کمی در مورد امور مهم و جاری که مشکل ساز شده است صحبت کردیم.

به حمزه زنگ زدم برای هماهنگی برنامه های عکاس ستاد 88 که گفت ظرفیت محدود است و ستاد مرکزی مخالفت می کند. با امین آزاد هماهنگ کردم که از آنجائیکه برنامه گلستان را نمی رود، احسان به جای او برود تا ببینم چگونه باید برنامه های احسان را هماهنگ کنیم.

اسدی آمد برای صیانت از آرا که کمی صحبت کردیم. او را به میثم عنقائی متصل کردم.

مهندس خانجانی تماس گرفت و خواست که جلسه ای با او در ستاد داشته باشم. رفتم؛ راجع به تبلیغات پرسید و اینکه چه کار می کنیم و در عین حال خواست که کارهایمان با ستاد هماهنگ باشیم. گفتم مهندس، اگر ما می خواستیم منتطر ستاد بمانیم چه کسی تا امروز کار می کرد؟ برای هماهنگی اما مشکلی نیست، برنامه های تبلیغاتی ستاد 88 را به او به عنوان رئیس تبلیغات تهران دادم و گفتم که برای تغییر برنامه ها هم با او هماهنگ می کنم. در عین حال خواستم که هوای ما را داشته باشد و او هم قول کمک داد.

 بهروز شجاعی تماس گرفت. برای جلسه کمیته جنگ های روانی رسانه ها فردا ساعت 8 را پیشنهاد داد. قرار گذاشتیم.

با […] جلسه داشتم برای تهیه موسیقی ترانه های همتی و چند تایی از ترانه های هیلا صدیقی. نوید قبول کرده که همه کار را انجام دهد و مدیر پروژه ما باشد. فقط خواست اسمی از او و کسانی که می گوید آورده نشود. خودش را هم به نام امیدی صدا بزنم.

شب هم امین آزاد آمد و کلیپ میرحسین و خاتمی را در جسله موج به من داد. خوب شده است. یک سری آهنگ موسیقی به او دادم؛ سمفونی سه بتهون و چندتایی مسیقی متن فیلم های معروف به همراه موسیقی سه گانه بهشت، دوزخ و برزخ برای اینکه در کلیپ ها استفاده کند.

بابک هم تماس گرفت و آمد پیش من. در مورد «سراومد زمستون»، آهنگ فدایی ها پرسید که در مراسم موج سوم پخش شد. گفتم مطمئن نیستم کار چه کسی است، اما فکر می کنم تیم کرم پور آن را درآورذه است. هرچند موسیقی آن موسیقی «سر اومد زمستون» است، اما کلیپ خیلی قوی است. در مورد کرباسچی پرسیدم که گفت حزب هم نمی رود. در اتاق خودش در طبقه پنجم را هم کلید کرده است. ساعت 12 شب رفتیم خانه نیما طباطبایی برای ساختن کلیپ. تا ساعت 2 صحبت کردیم. ایده های خوبی داشت. قرار شد تا فردا برایم بفرستد.

جهانبخش خانجانی(وسط) در حال صحبت با دکتر یزدی(چپ)، نفر اول از سمت راست هم داود رشیدی است – عکس از علی شیخ الاسلامی

جادوی نرم انقلاب

منتشرشده: 5 مِی 2012 در Uncategorized

حالا ما شده ایم با سیاست های داخلی مان عین همان نئومحافظه کاران. چراغ جادوی نرم انقلاب را که دموکراسی در خانه و صلح در جهان بود با چکمه و داغ و درفش در داخل خاموش کردیم تا به توهمات فرماندهان وطنی در رسیدن به سه مایلی نیویورک و آروزی حمله آمریکا و نابود کردن استعمار و چه و چه دلخوش کنیم.

آن یکی بزرگ ترین قدرت اقتصادی جهان بود در پس این همه هزینه جنگ، کمر اقتصادش خم شد، ما که هشت فروش نفتمان گروه نه مان است و نفت کش های ما به جای آنکه نفت جا به جا کنند، از بیچاره گی نفت ذخیره می کنند، الدرم و بلدرم می کنیم که دنیا به درک، همین است که هست.

کامل مقاله را می توانید در ندای سبز آزادی بخوانید.

شنبه 88.02.12

صبح رفتم دفتر کردستان. بچه های استان ها آمده بودند. در مورد نظرسنجی، صیانت از آرا و سایت صحبت کردم. سایت را بچه های مشهد آپ کرده اند. اما اصلاحاتش برطرف نشده است. به روح ا.. گله کردم. گفت که مهدی امروز می آید تهران. سی دی کلیپ های جدید را هم که به نمایندگان استان ها دادم.

ساعت 1 رفتیم دفتر خاتمی. نماز را پشت سر خاتمی خواندیم. پس از نماز، ابتدا بچه های استان ها گزارشی از فعالیت های ستاد در مناطق خود ارائه دادند. بعد هم من گزارشی از فعالیت های کلی ستاد را به همراه برنامه های ستاد که توسط فایل پاورپوینت آماده کرده بودم روی دیوار نمایش دادم.

در جلسه دیروز هیات اجرایی به این توافق رسیده بودیم که پیشنهاد سفر تبلیغاتی خاتمی به مشهد و اصفهان را در خرداد ماه مطرح کنیم. خاتمی هم از این پیشنهاد استقبال کرد اما گفت باید برنامه ریزی اجرایی شدن آن را انجام دهیم و با ستاد مهندس هم هماهنگ کنیم. خلاصه ای هم از طرح های میدانی خودمان در خرداد ماه شامل برنامه سالگرد دوم خرداد که قرار است در فاصله 1 تا 4 خرداد در کل ایران برگزار شود، برنامه گردهمایی 18 خرداد، طرح در به در و برنامه حضور در روستاها را هم برای خاتمی توضیح دادیم.

کلیپ گردهمایی تشکیلاتی ستاد در اسفند 87 هم برای برای بچه ها و خاتمی نمایش داده شد. در عین حال خاتمی به عضویت افتخاری ستاد 88 در آمد و نامش به عنوان اولین عضو ستاد در بانک اطلاعاتی که مسعود نورمحمدی تهیه کرده بود ثبت گردید.

خاتمی در این دیدار سایت ستاد 88 را هم افتتاح کرد و دستبند سبز حامیان موسوی را در ستاد 88، روح الله شهسوار به دستش کرد.

بعد از این مقدمه طولانی، خاتمی صحبت های خوبی در صیانت از آرا و تشکیک در ناظران انتخابات مطرح کرد و از ما خواست تا برای پیروزی موسوی تمام تلاشمان را بکنیم.

در انتهای جلسه هم سعید نورمحمدی، هیلا صدیقی و روح الله شهسوار تابلوی «صد واقعه چون دوم خرداد بسازیم» را به خاتمی هدیه کردند. این مطلع شعری است که توسط هیلا سروده شده و شعار اصلی ستاد 88 هم هست.

بعد از جلسه کمی با بچه ها صحبت کردیم. از احسان ملکی خواستم با حمید متقی بروند ستاد میرحسین تا عکسی از مراسم را برای روزنامه اندیشه نو انتخاب کنند. علی شیخ و علی شاه محمدی هم قرار شد عکس های خودشان را به روح ا.. شهسوار برسانند برای انتتشار گزارش تصویری مراسم در سایت. اما مثل اینکه عکس های خیلی بدی داده بودند. روح الله ناراضی بود، زنگ زدم از هر دو انتقاد کردم.

مهدیه مینوی صحبت کرد با من در باره دختران فیروزه ای. کلیپ و فیلم می خواهند. گفتم هر کمکی بخواهند من حتمن کمکشان می کنم. اما مثل اینکه توی خودشان هم مشکل دارند. لیلا موسوی که می خواهد با 88 کار کند. عاطفه نصیری هم همینطور.

با فاطمه برگشتم و او را تا خانه اش در یوسف آباد رساندم. کمی هم صحبت کردیم در مورد انتخابات و ستاد و مشکلاتی که داریم.

ساعت 6 جلسه داشتیم برای مراسم دوم خرداد. امین زاده دعوت کرده بود از گروه های مختلف که در این جلسه شرکت کنند. سمیه توحیدلو دبیر جلسه است. امین زاده از پر نشدن استادیوم نگران است و اینکه این اتفاق خوبی نخواهد بود. کما اینکه نه برای دکتر معین در سال 84 و نه خاتمی در سال 80 هم استادیوم پر نشده بود. قرار شد هر کدام از گروه های ستادی قسمتی از کار را بر عهده بگیرند. دوشنبه هم جلسه داشته باشیم تقسیم کار بکنیم و در جلسه چهارشنبه با امین زاده نهایی نماییم. شهاب پیشنهاد کرد که برای مشخص شدن کارها همانطور که ما در ستاد 88 یک CPM از همه پروژه ها و فعالیت ها داریم، اینجا هم برنامه ریزی مشخصی با زمان و منابع داشته باشیم. قرار شد برنامه اولیه را سمیه توحید لو به من بدهد و من هم CPM آن را تهیه کنم.

بعد از جلسه محمدرضا جلایی پور در مورد طرح «در به در» و «روستاها» با من و شهاب صحبت کرد. گفت که آنها هم می توانند با ما در این دو پروژه همکاری کنند. هم من و هم شهاب استقبال کردیم. این دو پروژه خیلی راحت نیستند. به خصوص روستاها و ما باید از کمک همه ستادها استفاده کنیم.

باشهاب و هیلا صدیقی برگشتیم به سمت دفتر مرکزی میرحسین در میرهادی. هیلا را در یوسف آباد پیاده کردیم. هیلا، دختر فعال و با ایده ای است. خیلی هم دوست دارد فعالیت کند. اگر در دفتر تبلیغات قانون نانوشته عدم حضور خانم ها را نداشتیم می توانست یک عضو موثر تبلیغات ما باشد.

عکس های پایین همه از احسان ملکی هستند

(ردیف اول) سمت چپ: نماز با خاتمی قبل از شروع مراسم / سمت راست: هیلا صدیقی تابلوی «صدواقعه» را به خاتمی می دهد.

(ردیف دوم) سمت چپ: خاتمی عضو افتخاری ستاد 88 در بانک اطلاعاتی ستاد می شود

(ردیف سوم) سمت چپ: بهراد بهشتی، رئیس ستاد در اصفهان در حال ارائه گزارش / سمت راست: روح الله شهسوار، رئیس ستاد در خراسان رضوی

جمعه 88.02.11

ساعت 10 جلسه هیات اجرایی داشتیم. برای جلسه فردا با استان ها و همچنین دیدار با خاتمی برنامه ریزی کردیم. قرار شد به خاتمی در مورد حداقل یک سفر استانی به اصفهان پیشنهاد بدهیم که با مسئولیت ستاد 88 برگزار شود. همچنین قرار شد برنامه اجرایی همایش استانی دوم خرداد در تهران و 88 شهرستان در کل کشور و همچنین یک برنامه سرتاسری در 18 خرداد را برای ارائه به ستاد تهیه کنم. در فاصله زمانی 1 تا 4 خرداد باید در 30 استان و 88 شهرستان برنامه داشته باشیم و سخنران بفرستیم.

برای 18 خرداد هم دیدگاه های مختلفی وجود دارد. هم می توانیم یک ورزشگاه از شهرداری بگیریم در جنوب شهر و برنامه ای آنجا داشته باشیم. در عین حال پیشنهاداتی در مورد طرحی مانند میادین در انتخابات پیشین اما این بار در خیابان های اصلی را هم داریم. در مورد ورزشگاه که اگر تصویب شود امیرحسین مهدوی با آجرلو هماهنگ خواهد کرد.

در مورد روزنامه اندیشه نو هم بحث کردیم. سردبیر امیرحسین مهدوی و دبیر سیاسی هم حمید متقی، هر دو از اعضای ستاد 88 هستند. باید از این ظرفیت ها استفاده کنیم.

هرچند امیرحسین مهدوی از ستاد انتقاد داشت و می گفت که برخی آمده اند که از همین ستاد برای خودشان یک آپارتمانی گیر بیاورند. حالا ولی به حال اینکه دولت هم دستشان بیاید. مثال می زد که هفته پیش 50 تن کاغذ گم شده است. کجا رفته؟ خدا می داند. با اینحال این موارد به ما ربطی ندارد. ما کار خودمان را می کنیم. طبق اصول و پرنسیب هایی که از قبل داشتیم.

در مورد برنامه بچه های موج سوم هم صحبت کردیم. همه اتفاق نظر داشتیم که خیلی خوب برگزار شد. اماکن قصد داشت مجوز برنامه را لغو کند؛ اما از کمیته ایثارگران ستاد تاکید کرده اند که برنامه برگزار شود و شد.

روح ا.. شهسوار با شهاب در مورد سایت صحبت کرده و اختیارات بیشتری خواسته است. شهاب نظر من را پرسید؛ مخالفت کردم. گفتم که ما سایت را به عنوان یک منبع خبری نمی خواهیم. اگر می خواستیم سایت خبری باشد باید از مدت ها پیش برنامه ریزی می کردیم. الان هم سایت باید فقط به عنوان منبع جنگ روانی – در صورت نیاز – باشد وگرنه پتانسیل خبری شدن برایش کم است. شهاب نظر من را قبول کرد.

آقاعمو از ورامین تماس گرفت. قرار بود احسان ملکی برای عکاسس امروز آنجا برود. اما مثل اینکه هماهنگ نبودند. با احسان تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم. خبر برنامه فردا را هم که دیدار با خاتمی است دادم. گفتم که حتمن بیاید. ضمن اینکه دوشنبه هم میرحسین می رود ساری. آنجا را هم باید هماهنگ کنیم. سایت ستاد هم امروز قرار است آخرین اصلاحاتش انجام شود و شروع به کار کند. با امین آزاد، علی شیخ و احسان ملکی برای جلسه فردا هماهنگ کردم. با امین راجع به کلیپ ها هم صحبت کردم.

بعد از جسله روی برنامه و گزارش فردا به خاتمی کار کردم. بعد هم سری به شهر کتاب زدم و چند تایی کتاب خریدم. همینطور سی-دی جدید بنیامین. خیلی خوب نبود.

با نیما طباطبایی صحبت کردم. فیلم تبلیغاتی میرحسین را قرار بود مهدی کرم پور و مجید مجیدی بسازند اما گویا مهدی کرم پور از لحاظ مالی با ستاد مهندس به توافق نرسیده است. از کرم پور انتقاد کردم و گفتم که خیلی پرتوقع و از خود راضی است. اولین بار هم او را منزل نیما اینها دیده بودم. می گفت برای یک شات از فیلم تبلیغاتی خاتمی 200 میلیون می گیرد. خیلی هم ایده دندان گیری نداشت.

به نیما گفتم بیاید برای ستاد 88 در تهیه کلیپ کمکمان کند. قبول کرد. فردا هم برای جلسه با خاتمی می آيد.

ساسان آقایی در مراسم روز جوان

5 شنبه 88.02.10

صبح به سعید نورمحمدی زنگ زدم. در مورد مشکل ستاد در اراک با هم صحبت کردیم. گزارش های زیادی از اختلاف نظر شدید بین بچه ها داریم. حجت الله هاشمی، رئیس ستاد کروبی در اراک از پیوستن ستاد 88 استان به کروبی خبر داده است. در این مورد با سعید صحبت کردم. گفت که ستاد 88 استان تکذیب کرده و بیانیه داده است:

«ستاد ۸۸ استان مركزي ضمن احترام به آقاي كروبي به عنوان شيخ اصلاحات و حضور جمعي از اعضاي اين ستاد در مراسم استقبال از آقاي كروبي اعلام كرد، اين حضور فقط به خاطر احترام به يكي از بزرگان اصلاح طلبان صورت گرفته است و مشي اين ستاد همگام با ستادهاي ۸۸ كل ايران در حمايت قاطعانه از مهندس مير حسين موسوي مي باشد .ستاد ۸۸ استان مركزی اميدوار است جناب آقاي هاشمي هرچه سريعتر نسبت به تصحيح اين گفته خويش بكوشد.»

بعد از ظهر هم در اراک کلاس داشتم. ظهر حرکت کردم و قبل از کلاس رسیدم. سه ساعت و نیم راه است تقریبن. در مورد استراتژی های سازمانی و ساختار سازمان برای بچه ها صحبت کردم. کمی هم در مورد استراتژی های منبع محور بحث کردیم. بعد از کلاس هم فورن به سمت تهران حرکت کردم و شب دیروقت رسیدم.

احسان ملکی تماس گرفت و راجع به جلسه فردای میرحسین در ورامین پرسید. خبر نداشتم. به آقاعمو، رئیس ستاد شهرستان های تهران زنگ زدم و تلفن احسان را دادم تا با او هماهنگ کنند.

شهاب تماس گرفت برای جلسه فردای هیات اجرایی. گفتم من از ساعت 10 صبح آزادم.

مهدی شهسوار تماس گرفت. یک مشکلی در سایت برای مرورگرهای explorer پیش آمده بود. هرچند در FireFox بالا می آید. قرار شد رفع کنند.

پرسپولیس هم امروز با سپاهان بازی داشت. با یک گل بردیم.

آروند تماس گرفت. گفت که رفته است با ستاد کروبی و می خواهد برنامه هایش را آنجا اجرا کند. کمی هم کل کل کرد. به او گفتم که فکر نکند خیلی آسان است. او اما همه چیز را حل شده می داند و کروبی را هم رئیس جمهور.

شب فایل های انتخاباتی ام را مرور کردم. مقاله ای دارد سعید شریعتی در مورد آرایش نیروهای سیاسی. آن را خواندم. هرچند با قسمت های آماری اش مشکل دارم، اما کلیت آن به نظرم از لحاظ تقسیم بندی فضای سیاسی درست است. مقاله ای هم از نیما نامداری پیش از این خوانده بودم. آن را هم دوباره مرور کردم. من اگرچه با چارچوب شناختی این مقاله مخالفم اما نکته های جالبی به خصوص از منظر رای آوری با اقتصاد صدقه ای دارد. اقتصاد صدقه ای البته در شهرها کمتر جواب می دهد اما در روستاها حتمن جواب خواهد داد. یکی از دلایل طرح بزرگ روستاهای ما هم نگرانی از همین وضعیت است.

دانلود مقاله سعید شریعتی، آرایش نیروهای سیاسی

دانلود تحلیل نیما نامداری، احمدی نژاد رئیس جمهور می ماند

سامان بختیاری رئیس ستاد 88 استان ایلام

سامان بختیاری رئیس ستاد 88 استان ایلام

 

میرحسین موسوی - عکس از احسان ملکی

میرحسین موسوی – عکس از احسان ملکی

رمضان زاده، آرمین، خاتمی، رهنورد و موسوی - عکس از احسان ملکی

رمضان زاده، آرمین، خاتمی، رهنورد و موسوی – عکس از احسان ملکی

محمد خاتمی - عکس از احسان ملکی

محمد خاتمی – عکس از احسان ملکی

میرحسین موسوی، حاج احمد نشسته دست روی چانه - عکس از علی شیخ الاسلامی

میرحسین موسوی، حاج احمد نشسته دست روی چانه – عکس از علی شیخ الاسلامی

عکس از علی شیخ الاسلامی

عکس از علی شیخ الاسلامی

کریم ارغنده پور، محمدرضا خاتمی و عبداله رمضان زاده - عکس از علی شیخ الاسلامی

کریم ارغنده پور، محمدرضا خاتمی و عبداله رمضان زاده – عکس از علی شیخ الاسلامی

ابراهیم یزدی، جهانبخش خانجانی و داود رشیدی - عکس از علی شیخ الاسلامی

ابراهیم یزدی، جهانبخش خانجانی و داود رشیدی – عکس از علی شیخ الاسلامی

مهدیه مینوی - عکس از علی شیخ السلامی

مهدیه مینوی – عکس از علی شیخ السلامی

محمدرضا خاتمی - عکس از علی شیخ الاسلامی

محمدرضا خاتمی – عکس از علی شیخ الاسلامی

مصطفی معین، محسن امین زاده و سعید شریعتی - عکس از علی شیخ الاسلامی

مصطفی معین، محسن امین زاده و سعید شریعتی – عکس از علی شیخ الاسلامی

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد - عکس از علی شیخ الاسلامی

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد – عکس از علی شیخ الاسلامی

گریه های عبداله رمضان زاده و محسن آرمین - عکس از علی شیخ الاسلامی

گریه های عبداله رمضان زاده و محسن آرمین – عکس از علی شیخ الاسلامی

داود رشیدی - عکس از علی شیخ الاسلامی

داود رشیدی – عکس از علی شیخ الاسلامی

شریف زادگان، بهزادیان نژاد و امین آزاد - عکس از علی شیخ الاسلامی

شریف زادگان، بهزادیان نژاد و امین آزاد – عکس از علی شیخ الاسلامی


4 شنبه 88.02.09

صبح زود همتی هم آمد. ترانه های جدیدش را آورد که باید یک سی-دی 6 ترکی تحویل دهیم. برای کتاب بچه هم صحبت کرد. قرار شد متن کامل آنرا بیاورد.

به حسین گوهری زنگ زدم؛ کلیپ یاور را فرستادم تا اگر شد در مراسم امروز پخش کنند. گفت که کاش زودتر داده بودم. هم باید با سالن هماهنگ شود و هم ستاد میرحسین. در عین حال اضافه کرد که سعی خودش را می کند. من هم گفتم که اگر توانستید پخش کنید.

سعید رئوفی از ستاد تماس گرفت برای پوستر ها، دستبند، پرچم های ستاد و مقداری روزنامه اندیشه نو. از او خواسته بودم برای برنامه امروز بچه های موج سوم برساند. بالاخره سعید یک قولی داد و انجام شد. به سرحدی و صفری گفتم پوسترها را از دفتر کردستان بردارند، بعد هم با ستاد هماهنگ کنند که بروند برای مراسم. علی شاه محمدی هم آمد. صحبت کردیم. حاضر است کمک کند برای تهیه فیلم مستند و کلیپ. با هم رفتیم مراسم امروز موج در سالن همایش های برج میلاد. جمعیت زیادی آمده بودند و خیلی شلوغ بود. پوسترها را بین مردم پخش کردیم. استقبال خوبی شد. من بیشتر در سالن بیرون مراسم بودم. یک غرفه کوچک داشتیم و محصولاتمان فرهنگی مان را عرضه می کردیم. پوستر، روزنامه، دستبند، پرچم، سی دی و … در این میان سی دی ها را 1000 تومان می فروختیم.

تمام پوسترها را هم در دو نوبت فرستادم تا در سالن پخش کنند. امیر تنها را دیدم. مثل همیشه مسئول انتظامات بود. از من خواست هر وقت خواستیم پوسترها را پخش کنیم به او بگویم که اجازه بدهد بچه ها به کل سالن دسترسی داشته باشند.

خاتمی و میرحسین امروز با فاصله کوتاهی از هم آمدند و صحبت کردند. خاتمی شال سبز را هم روی گردن میرحسین انداخت.

احسان ملکی آمد؛ هماهنگ کرده بودم که بتواند عکس بگیرد. او از امروز عکاس ستاد 88 در برنامه های مرتبط با میرحسین خواهد بود. از شهاب خواستم تا حکمش را به ستاد میرحسین بزند تا بتوانیم رسمن احسان را به تمام سفرها بفرستیم. رازی و علی شیخ هم البته برای عکاسی آمده بودند. اما آنها بیشتر برای برنامه های کلیپ و طراحی و هماهنگی کمک می کنند. البته عکس هم می گیرند ولی فقط در برنامه های تهران. [..] را هم دیدم آنجا.

بچه های انتظامات امروز کمی ناهماهنگ بودند. خیلی ها را نمی شناختنند. پگاه آهنگرانی را حتی اول راه نداده بودند. پگاه بعدن البته رفت تو.

دکتر معین هم امروز آمده بود؛ اما هرچه اصرار کردند، حاضر نشد سخنرانی کند. خانیکی، امین زاده و بسیاری دیگر از او خواستند اما حاضر نشد که صحبت کند.

امروز در مراسم عنوان شود که علی کریمی هم از میرحسین حمایت کرده است.

کلیپ های خوبی امروز پخش شد. آخر مراسم حسین گوهری را دیدم. معذرت خواهی کرد در مورد کلیپ؛ برنامه خودشان هم تا آخر اجرا نشد. وقت کم آورده بودند. گفتم که خودم هم درگیر کارم و ملاحظات شماها را درک می کنم.

 بهروز شجاعی هم در مراسم بود. بعد از مراسم با من و سعید شریعتی صحبت کرد و از تشکیل جمع کوچکی از بچه های رسانه ها گفت که مرتب خبرهایشان را با هم هماهنگ کنند.

نیما طباطبایی را هم بعد از مدت ها دیدم. کارهای اتاق فرمان را انجام می داد. باید با او برای برنامه های خودمان تماس بگیرم. در مورد کلیپ سراومد زمستون گفت.

آخر مراسم جلال محمد لو و عماد بهاور را دیدم با کلاه هایی که آرم موج سوم روی آن بودند. کلاه های قشنگی بودند. به بچه ها تبریک گفتم و اینکه مراسم خیلی خوب بود. جلال می گفت که صبح برای برگزاری مراسم کمی مشکل به وجود آمده بود. حتی اداره امکان تهدید کرد که اجازه برگزاری مراسم را نمی دهد. از کمیته ایثارگران ستاد، سردار مقدم زنگ زد به فرمانده نیروی انتظامی و خواست تا بچه ها را برای برگزاری مراسم اذیت نکنند.

مهدی شهسوار از مشهد تماس گرفت. در مورد سایت گفت که امروز تست می زنند و فردا اصلاحات را انجام می دهند. گفتم در جلسه با خاتمی می خواهیم فعالیت سایت را اعلام کنیم.

3 شنبه 88.02.08

از صبح پیگیر کارهای مراسم امروز بودم. به بهروز شجاعی و حنیف زنگ زدم تا خبر مراسم را با طرح دوباره کار کنند. با علی شیخ و رازی هم هماهنگ کردم بیایند برای عکس گرفتن. شهاب آمد یک سری عکس های خاتمی را که حسن سربخشیان گرفته است داد. سایت قلم عکسی را کار کرده بود از میرحسین با لباس نظامی در دوران نخست وزیری. در نسخه اصل این عکس، میرحسین کنار فردی است که تابلوی مرگ بر آمریکا در دست دارد درصورتیکه در عکس منتشر شده، «مرگ بر آمریکا» حذف شده است. رجا و وطن امروز این عکس را بهانه کرده و حسابی میرحسین را مورد انتقاد قرار داده اند. پروپاگاندای آنها اینجا قوی تر از ماست.

امروز روزنامه ها و سایت های جناح راست خبر حداقل حقوق 420 هزار تومانی کارگران را به نحو بارزی برجسته کرده اند. احمدی نژاد برای انتخابات حاضر است هر کاری بکند.

ساختمان خیابان کردستان را که متعلق به خانه کشاورز است و عیسی کلانتری به ما داده است تحویل گرفتیم. یک سری از وسایل را هم آنجا بردیم. ساعت 4 برای مراسم روز جوان رفتم ستاد. یک سری مشکلات صدا داشتیم که برطرف شد. مراسم هم با نیم ساعت تاخیر شروع شد. بچه ها هم صحبت های خوبی کردند. کلیپ ها را پخش کردیم. سالن پایین کاملاً پر شده بود، به طوریکه صندلی کم آوردند. برای سعید ا..بداشتی وقت صحبت در نظر گرفته بودیم که نماند و زود رفت.

تاج زاده هم آمد و صحبت های خوبی کرد. بعد هم به پرسش های بچه ها پاسخ داد. ساسان آقایی و احسان مهرابی هم آمدند. ساسان صحبت هم کرد؛ طبق معمول انتقادی. احسان هم در همان فضای تخیلی خودش است.

بچه های ستاد جوانان میرحسین آمدند و وسط مراسم پشنهاد پخش کلیپ دیدار با میرحسین را داشتند. اما به خاطر اینکه از قبل هماهنگ نکرده بودند و وقت ما هم زیاد نبود اجازه ندادم. یک ذره گلایه هم کردند و ناراحت شدند. گفتم که مهمتر از هماهنگی، وقت بود. اگر وقت داشتیم حتمن پخش می کردیم و دلیلی هم برای گلایه وجود ندارد. در عین حال مثل اینکه برای جمع بندی نظرات هم می خواستند کسی صحبت کند؛ از سجاد می خواهند که وقت اضافه به آنها بدهد و سجاد هم می گوید که آرش غفوری مخالف است. سعید رئوفی این موضوع را با من مطرح کرد که گفتم من خبر ندارم. من اواخر مراسم با سجاد هماهنگ کرده بودم که چند نفری صحبت کنند و مراسم را ببندد، چون وقت کم داشتیم، اما نمی دانستم آنها هم می خواهند جمع بندی داشته باشند.

حسین نیکخواه در مورد کلیپ «مشرقی آزاداندیش» که قبلن برای خاتمی تهیه کرده بودیم گفت و اینکه آیا چنین چیزهایی برای موسوی هم تهیه می کنیم یا نه. گفتم حتمن این کار را می کنیم. الان هم بچه های ما در تمام سفرها با میرحسین هستند تا فیلم و کلیپ تهیه کنند.

خبرنگار الجزیره تلفنش را به من داد که برای برنامه هایمان به آنها هم برای پوشش خبری اطلاع بدهیم. در عین حال گفتند که سایر خبرگزاری های خارجی هم می خواهند در چنین برنامه هایی حضور داشته باشند و اگر ما موافق باشیم می توانند با آنها هم هماهنگ کنند. گفتم که باید با ستاد صحبت کنم و نظر آن ها را بپرسم. در صورت جواب مثبت حتمن اطلاع می دهم.

PressTV هم برای فیلم برداری مراسم آمده بود اما بچه ها مخالفت کرده بودند. از سعید رئوفی پرسیدم که گفت کمیته حقوقی مخالف است.

احسان ملکی از بچه های عکاس آمده بود. گفت که به ستاد مرکزی پیشنهاد کرده است تا برای پوشش تصویری برنامه های میرحسین برود. آنها اما مخالفت کرده اند. پیشنهاد داد که اگر می توانیم از طرف ستاد 88 هماهنگ کنیم. اتفاقن پیشنهاد خوبی است. امین آزاد که می رود وقتش بیشتر مشغول فیلم برداری است. به عکاسی نمی رسد. گفتم هماهنگ می کنم، او هم باید در هر برنامه تعدادی عکس برای ما تهیه کند. قبول کند. در مورد عکس دست به سینه میرحسین گفتم و اینکه یک عکس با کیفیت از میرحسین درحالی که دستش روی سینه هاش هست می خواهم. گفت که سعی می کند.

اشکان اشعریون تماس گرفت. گفت که بچه های موج سوم برای برنامه فردا، یک سری بی سیم می خواهند و از او خواسته اند بیم سیم هایی را که ما برای کنگره تشکیلاتی ستاد تهیه کرده بودیم در اختیارشان قرار بدهیم. گفتم اشکالی ندارد. می تواند به آنها بدهد.

امیرحسین شمشادی تماس گرفت. علی شاه محمدی را برای تهیه عکس و کلیپ به من معرفی کرد و گفت که علاقه مند است همکاری کند. تماس گرفتم و برای فردا ساعت 2 بعد از ظهر با او قرار گذاشتم.

سحر گلکار تماس گرفت. از قول حمزه غالبی در مورد صحبت های میرحسین برای جلسه فردا در همایش موج سوم پرسید. سعید نورمحمدی در همین مورد با من صحبت کردم. متنی آماده کردم بر مبنای مطالباتی که ما در جلسه با میرحسین از او خواسته بودیم و برایش فرستادم.

امروز هم روسای ستادهای استان های 88 بیانیه ای در مورد مجروح شدن اعضای ستاد 88 در جریان سخنرانی میرحسین در مشهد نوشته بودند که در رسانه ها کار شد.

لیلا موسوی در مراسم روز جوان – لیلا خودش را با اسم مستعار کج کلاه معرفی می کرد

 2شنبه 88.02.07

صبح زود از مشهد پرواز داشتم. روزبه نصیری را دیدم. با مادرش و مهسا. خیلی وقت بود که ندبده بودمشان. دکتر شکرخواه را هم در سالن انتظار دیدم. کمی با هم صحبت کردیم. دکتر در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران تدریس می کند. من خبرنویسی و ارتباطات بین الملل را در مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها با شکرخواه گذراندم و البته چیزهای زیادی هم ازش یاد گرفتم. از من پرسید و اینکه چه می کنم که در مورد انتخابات و کارهایی که می کنیم توضیح دادم.

به محض رسیدن به تهران رفتم برای نهایی کردن کنداکتور برنامه روز جوان که قرار است فردا برگزار کنیم. با سعید رئوفی و علی برای پوستر، بنر و سی-دی ها صحبت کردم. سعید گفت که ستاد با چاپ پوستر رنگی مخالفت کرده است. باید حتمن سیاه و سفید باشد. رنگی ها را می دهم اشکان بزند. به علی زنگ زدم و گفتم فایل ها را برایم حتمن بفرستد تا بتوانیم تا فردا چاپ کنیم.

میثم عنقائی تماس گرفت. گفت که با سعید ا.. بداشتی ]از بچه های جوانان خط امامی[ برای حضور در برنامه صحبت کرده است و خواسته که با بچه ها حتمن بیایند. هرچند آنها ابتدا نمی خواستند بیایند، با حمزه غالبی و جوانان ستاد میرحسین مشکل دارند. میثم اما گفته بود که اجرای برنامه با ستاد 88 است و راضی اش کرده بود که بیاید.

شهاب تماس گرفت و خواست که حتمن در جلسه امروز شورای سیاست گذاری حضور داشته باشم. در مورد یک سایت هم گفت با همکاری زهره آشتیانی که در روزنامه اعتماد ملی و معتمد کروبی است. منظورش را خوب نفهمیدم. در جلسه بعد از ظهر صحبت کردیم. گفت که یک سایت خبری است با رویکرد حمایت از هر دو کاندیدای اصلاح طلب تا روزهای آخر و تلاش برای اینکه گروه هایی به دنبال تخریب رابطه نباشند. جواد دلیری هم آنجاست. قرار شد جمعه جلسه ای بگذاریم و صحبت کنیم. در جلسه شورای سیاست گذاری راجع به صیانت از آرا، نظرسنجی، معرفی نفر رابط برای سایت در استان ها و هماهنگی تبلیغات صحبت کردیم. دختری به نام کج کلاه و عاطفه، دختر حسین نصیری هم آمده بودند برای همکاری کارهای مرتبط با ستاد دختران جوان 88. خودشان هم کارهایی کرده اند. پیشنهاد داشتند شالی که روی آن با حط نستعلیق اسم میرحسین نوشته شده باشد را تولید و پخش کنیم گفتم که اتفاقن در محصولات تبلیغاتی و فرهنگی ما شال سبز با آرم ستاد و اسم میرحسین هم هست. خودشان پیشنهاد کارهای طراحی و هماهنگی با ستاد 88 را داشتند. گفتم یک نفر را معرفی کنید با من مرتبط باشد و کارها را انجام دهد. آخرش هم فهمیدم، کج کلاه، لیلا موسوی برادرزاده میرحسین است. برای اینکه کسی نسبتش را با میرحسین نداند خودش را کج کلاه معرفی می کند.

من گزارشی از سفرم به مشهد و برنامه بچه های فعال ستاد دادم. در مورد سایت هم صحبت کردم که کارهایش را مهدی شهسوار انجام می دهد.

با سعید نورمحمدی برای هماهنگی حضور برخی از بچه های مشارکت در جلسه فردا – روز جوان –  صحبت کردم. قرار شد خودش هماهنگ کند. سعید رئوفی هم آمد و سی-دی ها را آورد. باید آماده شان کنیم برای جلسه فردا.

در مورد دیدار با خاتمی در روز شنبه اینده هم صحبت کردیم. قرار شد دیدار روسای مناطق و شورای سیاست گذاری باشد. همه چیز را روی powerpoint آماده و ارائه می نماییم.

شهاب گفت عیسی کلانتری یک دفتری در خیابان کردستان دارد و می توانیم از آنجا به عنوان یکی از دفاتر ستاد در تهران استفاده کنیم.

سایت الف خبری زده بود از ناامیدی اعضای ستاد 88 نسبت به توانایی تشکیلاتی ستاد میرحسین. به جلسه ما با بهزادیان نژاد هم اشاره داشت. نکاتی هم در مورد حمایت ما از میرحسین موسوی و برخورد سرد ستاد و در عین حال استقبال ستاد کروبی از بچه های 88 داشت. خبر دعوت آقای کروبی از بچه های ستاد 88 مرکزی و پیشنهاد همکاری را هم منتشر کرده بود. این خبرها خب دروغ نیست، اما نمی دانم آنها از کجا این خبرها را دارند. شاید هم شنود می کنند. خبر را در عین حال وبلاگی با نام حامیان احمدی نژاد هم عینن منتشر کرده بود. البته این وبلاگ چندان مهم نیست، اما از اسفند ماه گذشته مرتب آن را می خوانم. دیدی از جریان بدنه حامیان احمدی نژاد می دهد.

امروز خبری هم منتشر شد که آبادگران جوان می خواهند قالیباف را به عنوان معاون اول به میرحسین پیشنهاد بدهند و از او حمایت کنند. میرحسین اما فکر نکنم که قبول نخواهد کرد.

میثم عنقائی شب تماس گرفت. بی غم از سازمان مجاهدین با او صحبت کرده و گفته که ستاد 88 در چهارمحال به دلیل بی عملگی ستاد میرحسین، انشعاب و از کروبی حمایت کرده است. گفتم پگیری می کنم. زنگ زدم سعید، خاموش بود. شهاب هم در جریان قرار نداشت. دوباره به سعید زنگ زدم. گفت که سه تا از بچه ها بودند که انشعاب کردند، اما اینکه می گویند ستاد 88 رفته پشت کروبی، شلوغ بازی رسانه ای است. ستاد 88 آنجا فعال است. رئیس ستاد 88، رئیس کمیته جوانان ستاد میرحسین و رئیس کمیته دانشجویان ستاد 88 هم دبیر ستاد میرحسین است.

مهندس الهیاری تماس گرفت. برای کار MC نیروگاه سیکل ترکیبی قشم گفت. یکشنبه هفته آینده قرار گذاشتیم.

سعید الله بداشتی، دبیرکل سازمان جوانان مجمع نیروهای خط امام در محضر آیت الله بیات زنجانی – عکس از وبلاگ مجید بیات

مرد 10 میلیون دلاری

منتشرشده: 26 آوریل 2012 در Uncategorized

واشنگتن پست مقاله ای منتشر کرده از اهداکننده 10 میلیون دلاری به American Crossroads که البته کسی هم او را نمی شناسد. در عین حال گزارش مالیاتی American Crossroads در سال 2011 نشان می دهد که بیشتر بیست و چند نفری که در مخالفت با اوباما به کارل رو و دوستانش کمک کرده اند، 1 میلیون دلار و بیشتر کمک کرده اند.

این مقاله را هم بخوانید که سئوال خوبی مطرح می کند: آیا Super PAC ها باعث فساد در تبلیغات انتخاباتی آمریکا و ایستگاه های تلویزیونی شده اند که به کاندیداها کمک می کنند. در مورد Super PAC ها این مقاله واشنگتن پست هم جالب است.

1 شنبه 88.02.06

ساعت 6:45 پرواز داشتم به مشهد. دیر رسیدم، پرواز بسته شده بود. برای ساعت 1 جا می داد. بالاجبار گرفتم. ساعت 3 رسیدم و 3:30 هم با روح الله شهسوار رفتم دفتر ستاد 88 در مشهد. بچه های خیلی فعال هستند. فایل های تبلیغاتی، آرم، طرح و کلیپ ها را به آنها دادم. روح الله در مورد برنامه میرحسین در مشهد صحبت کردند و کارهایی که کرده بودند. عکس هایش را هم نشان دادند. بنر بزرگی هم برای مراسم تهیه کرده بودند که روی زمین قرار داشت. بنر خوبی بود، اما لوگو ستاد در مشهد با تهران و کل کشور متفاوت است. گفتم که باید با هم هماهنگ باشیم و اینطوری درست نیست که لوگو ستاد در مشهد با جاهای دیگری یکسان نباشد. روح الله گفت که این لوگو در مشهد جا افتاده است. گفتم در هر صورت اینطوری درست نیست. این لوگو و یک لوگوی دیگر که در روزهای اول استفاده می کردیم موقتی بودند تا لوگو نهایی آماده شود. فایل لوگو را در سی دی به همراه طرح جدید ستاد و چند تایی کلیپ به بچه ها دادم.

روح الله در عین حال در مورد دستبندهای سبز هم گفت که ایده آن توسط بچه ها درون ستاد 88 بود و در مراسم مورد استقبال هم قرار گرفت. اما همگی شان انتقاد داشتند که چرا کمیته تبلیغات و اطلاع رسانی میرحسین (سایت قلم، فاتح)، آن را حاصل عملکرد خودشان دانسته اند. روح ا.. شهسوار در این مورد نامه ای فرستاده سایت  قلم و از من هم خواست حتمن در تهران پگیری کنم.

با مهدی راجع به سایت هم صحبت کردیم و آخرین هماهنگی ها را انجام دادم. تقریبن نهایی شده است.

استقلال امروز پیام را برد و با شکست ذوب آهن مقابل فولاد، استقلال قهرمان شد. بازی را هم درستاد با بچه ها دیدیم. بچه ها هم در دو گروه مقابل هم  بودند و کری می خواندند. بچه های پرسپولیسی از قرمز بودن خاتمی می گفتند و اینکه خاتمی نماد اصلاحات پرسپولیسی است. رضا خاتمی هم اتفاقن پرسوپلیسی است.

زنگ زدم به آقا مصطفی (تاج زاده) و در مورد برنامه روز جوان گفتم و اینکه اگر می تواند بیاید. گفت که صبح روز برنامه دوباره به او یادآوری کنم. به ساسان آقایی زنگ زدم و گفتم برنامه ما را بیاید. اگر هم حرفی و صحبتی و انتقادی دارد مطرح کند، قبول کرد. از سجاد سالک پیگیر انتشار خبر مراسم سه شنبه شدم. گفت که خبر را داده است. اکثر سایت ها زده بودند. یاری اولین آنها بود. با بهروز شجاعی صحبت کردم راجع به خبرهای استانی و اینکه این خبرها را بچه های استان ها به ما می دهند برای انتشار در سایت. علی رغم اینکه باید از طریق کمیته اطلاع رسانی باشد اما خب کاری ستادی است دیگر، هر کسی خبر دارد به نفر دیگر می گوید. قرار شد تمام خبرهای اینجوری را که بدستم می رسد به بهروز برسانم و یک رونشت هم برای سجاد سالک بفرستم. به بابک حقیقی هم زنگ زدم که خبر را در کارگزارن کار کند. قلم نیوز خبر را کار کرده است. اما آن را برنامه ستاد جوانان میرحسین اعلام نموده که بچه های خاتمی کمکشان می کنند. برخلاف متن خبر تمام سایت های دیگر. کارشان زشت است. حالا یا میرحسین یا خاتمی. چه فرق می کند. این همه سایت خبر را منتشر کردند، چرا متن خبر را تغییر می دهند نمی دانم. البته برای من چندان موضوع مهمی نیست. اما می دانم که به خصوص بچه های استان ها حساس هستند. برای اینکه مرکز در دید است و اگر بچه های استان ها کار خیلی مهمی هم بکنند کمتر در مرکز توجه قرار می گیرند و این ذاتن باعث کاهش انگیزه می شود. به هر حال کسی که دکتری ارتباطات می خواند باید از این چیزها هم سر در بیاورد.

غروب رفتم اطراف مشهد. با مردم همینجوری صحبت می کردم راجع به انتخابات ریاست جمهوری. موسوی، خاتمی و احمدی نژاد. احمدی نژاد موافق کم نداشت. موسوی را کمتر می شناختند. برخلاف شهر که با هرکس که صحبت کردم موسوی را می شناخت، اما هنوز نظرها نسبت به او معلوم نیست. یعنی با مردم که صحبت می کنی نمی دانند چه کاره است و می خواهد چه کار کند. در مورد احمدی نژاد تکلیف مشخص است. یا موافق یا مخالف. به همین دلیل هم هست که به نظر من احمدی نژاد رای آرای سرگردان را ندارد. مخالفینش با او کاملن مخالف هستند، اما می توان از موافقینش رای گیری کرد. برنامه ما هم باید همین رای گیری از موافقین مردد او و البته رای های پراکنده باشد.

شب رفتم حرم. چند ساعتی خودم بودم و خودم و یه دونه امام رضا. خواستم دعام کنه. حال و احوالم را با دو نفر قسمت کردم. فرهاد مرتاض و نرگس جودکی. به هر دو تاشون مسیج زدم و از اینجا گفتم.

حسن رضایی سخنگوی ستاد 88 استان گلستان- بعد انتخابات حسن بازداشت و مدتی در انفرادی بود

شنبه 88.02.05

صبح زود بیدار شدم. خبر مراسم روز جوان را تنظیم کردم و برای سجاد و سعید فرستادم. با سعید رئوفی هم صحبت کردم برای اینکه آرم ستاد میرحسین را بگیریم. سی دی آرم قبلی دست آران است و هرچه زنگ می زنم جواب نمی دهد.

شهاب تماس گرفت در مورد جلسه هفته آینده ستاد 88 با آقای خاتمی نظر من را پرسید. می خواست بداند جلسه تخصصی هیات اجرایی باشد یا بچه های استان ها هم حضور داشته باشند. گفتم بستگی به انتظارش از جلسه دارد. اگر می خواهی فقط گزارش بدهیم باید هیات اجرایی باشد، اما اگر هدف بحث و شنیدن صحبت های خاتمی و ایجاد انگیزه در استان هاست، خب بهتر است بچه ها همه باشند. قرار شد با سعید هم صحبت کند. یکی از بهترین ویژگی های شهاب همین مشورت کردن های اوست. شهاب درعین حال خواست تا برنامه روز جوان را برای سه شنبه بگذاریم. به سعید رئوفی زنگ زدم و تغییر زمان را بهش اطلاع دادم.

میثم عنقائی تماس گرفت. می گفت که در سازمان نسبت به کمیته تهران ستاد 88 نظر مثبتی وجود ندارد. می گویند بیشتر از آنکه طرفدار موسوی باشند به کروبی متمایل هستند. منطورش سابقه فعالیت های دانشجویی حجت شریفی بود. گفتم که قبول دارم در تهران مشکل داریم، اما نه از این بابت که بچه ها متمایل به کروبی هستند، به این دلیل که هنوز کار درست و حسابی انجام نداده ایم. مسئولین تهران را هم شورای مرکزی با رای جمعی انتخاب کرده است. ما هم باید همدیگر را کمک کنیم.

میثم در عین حال مسئول هماهنگی ستاد 88 برای ارائه لیست افراد در طرح صیانت از آرا بود که مسئولیت آن از طرف ستاد ائتلاف به بهزاد نبوی سپرده شده است. بهزاد در کنگره تشکیلانی ستاد در اسفند 87 هم سخنران کارگاه آموزشی ما برای طرح صیانت از آرا بود. میثم با بهزاد صحبت کرد و قرار شد بچه های 88 را برای این کار سازماندهی کنیم.

به شهاب زنگ زدم تا در این مورد با او صحبت کنم. شهاب گفت که بچه های موج سوم لیست اعضای ستاد 88 را که قبلن سعید نورمحمدی به آنها داده بود از طرف خودشان به عنوان اعضای موج سوم برای صیانت از آرا به ستاد ائتلاف داده اند. کار درستی نکرده اند. شهاب خواست به سعید نورمحمدی زنگ بزنم و برای بررسی موضوع با او در این مورد مشورت کنم.

با سعید تماس گرفتم و گفتم که نماینده دفتر تبلیغات برای طرح صیانت از آرا میثم است. از سعید خواستم به بچه های استان ها هم بگوید که فقط با میثم هماهنگ کنند. سعید گفت که با بچه های استان ها صحبت کرده است و آنها آخر هفته برای صحبت در مورد صیانت از آرا به تهران می آیند. از سعید در مورد لیستی که به بچه های موج سوم داده است پرسیدم. قرار شد از آنها بخواهد لیست بچه های ما را از طرف خودشان برای طرح ارائه نکنند.

ساعت 2 جلسه ستاد مجازی را داشتیم. ستاد ائتلاف اصلاح طلبان، با عنوان یاران خاتمی-حامیان موسوی به ریاست امین زاده تشکیل شده است و مسئولیت بخش مجازی آن با بوترابی رئیس پرشین بلاگ است. از همه سایت های فعال از قبیل یاری، جمهوریت، سلام، برای فردا و همینطور بچه هایی که در زمینه فعالیت مجازی کار کرده بودند دعوت کرده بود. دستور جسله تولید محتوا، یکسان سازی مطالب، ارائه و برجسته کردن اخبار و … بود. احمد فرهودی هم در مورد سایت برای ایران که به نوعی یک شبکه اجتماعی است توضیح داد. برای ایران همان سایتی بود که قبلن هم صحبتش را در جلسات با امین زاده کرده بودبم. قرار شد برای فعالیت این سایت، 20 نفر را به عنوان دعوت شوندگان اولیه از طرف ستاد 88 معرفی کنم.

بچه ها نسبت به نحوه اطلاع رسانی ستاد میرحسین موضع گیری داشتند و قرار بر این شد که ما فعالیت های خودمان را مستقل از ستاد میرحسین و اطلاع رسانی آنها انجام دهیم.

من در مورد فعالیت های مجازی 88 توضیح دادم و در مورد سایت ستاد 88 هم کمی صحبت کردم. سایت ما قرار نیست لزومن خبری و اطلاع رسانی باشد؛ بیشتر یک سایت تشکیلاتی و با رویکرد جنگ روانی است.

بعد از جسله رفتم دفتر آروند. کمی صحبت کردیم. می خواهد امروز برود نزد کروبی. بچه های آنها کلن مخالف میرحسین هستند. در مورد باران و حامد هم که پرسیدم همین جواب را دادند. با آروند در مورد رای آوری بیشتر میرحسین و کروبی شرط بستیم. ماهی یک بار شام در حد رستوران بیستنگو، به مدت یک سال و برای 5 نفر. قرار شد آروند بعد از دیدار با کروبی با من جلسه ای داشته باشد.

امروز سایت قلم خبری را منتشر کرده بود در مورد انتخاب رنگ سبز به عنوان نماد حامیان میرحسین موسوی. در توضیح انتخاب این رنگ هم گفته بود که این امر پیشنهاد یکی از خوانندگان بوده است. شهاب امروز به من زنگ زد و حسابی شاکی بود. می گفت این پیشنهاد بچه های ستاد 88 مشهد بود، اما اینها فقط برای اینکه عنوان ستادهای دیگر را در مقابل ستاد مرکزی برجسته نکنند، گفته اند که پیشنهاد خوانندگان بوده است. با سعید هم در این مورد صحبت کرده بودم. حالا خوبست در برنامه میرحسین در مشهد هم حضور داشتند.

بعد از ظهر رفتم جلسه دفتر تبلیغات. در مورد برنامه سه شنبه صحبت کردیم. طرح صیانت از آرا، sms و برنامه روز جوان مهمترین موضوعات مورد بحث بود. من در مورد طرح تصویر فلو میرحسین در روز دیدار ایران با امارات در استادیوم آزادی گفتم. سخت است اما اگر بتوانیم امکان مالی اش را جور کنیم خیلی خوب می شود. ترکیبی از نمادهایی با رنگ سبز و سفید خواهد بود.

امین ازاد آمد. قرار بود چند تایی کلیپ از سفرهای استانی میرحسین بیاورد که آورد. خیلی خوب شده است. برای کلیپ های بعدی باید برنامه ریزی کنیم. امین خیلی بچه خلاقیه.

شب سعید شریعتی تماس گرفت. راجع به نرم افزار تحلیل آماری انتخابات پرسید. برایش توضیح دادم و گفتم که هر وقت نسخه نهایی آماده شد برایش یک کپی تهیه می کنم. طرح نظرسنجی های هدایت شونده را هم مطرح کرد. نظر مخالف خودم را گفتم و اینکه ما در ستاد 88 نمی توانیم این نظرسنجی ها انجام دهیم. وقتی قرار باشد با چند نفر مصاحبه کنیم و بعد هم نتایج را دور بریزیم، دیگر چه نیازی داریم وقت و انرژی صرف کنیم. ضمن آنکه با طرح به اصطلاح انتقال سینه به سینه ای که در این پیشنهاد آمده است، مگر چند نفر آگاه می شوند. می توانیم یک خبر نتظیم کنیم بدهیم بچه های موج سوم در سرویس ای میل 500 هزار تایی شان برای ملت بفرستند.

ما اگر بتوانیم و بودجه اش تامین شود دو تا نظرسنجی درست و حسابی خواهیم داشت. در فاصله یک هفته. یکی روز اول تبلیغات و یکی روز هشتم. این هم منطبق بر برنامه زمان بندی مان است. دومی را هم به این دلیل که نتایج تبلیغات میدانی و طرح روستاهایمان را ببینیم که چقدر در رای و نظر مردم تاثیر داشته است. به خصوص برای آنهایی که هنوز تصمیم نگرفته اند. من قبلن مشابه آن را برای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات دوم شوراها در سال 85 انجام داده بودم.

دانلود طرح نظرسنجی انخابات شوراها در سال 1385 و تحلیل نتایج آماری

دانلود نتایج نظرسنجی از مناطق مختلف تهران در سال 1385

از سعید خواستم آمار چند تا نظرسنجی را که دارد به من بدهد. هرچند آمار فعلی ناامید کننده است. تقریبن 50 به 15 به نفع احمدی نژاد. اما اینطور نمی ماند. مطمئنم. سعید گفت که می خواهد قراری برای صحبت با مسئول نظرسنجی ستاد میرحسین بگذارد. از من خواست تا به این جلسه بروم. احتمالن برای روز سه شنبه خواهد بود. گفتم که سه شنبه برنامه روز جوان است. بعد از برنامه هر ساعت گفت من حاضرم. با سعید کمی هم در مورد طرح تلفن، تبلیغات محله ای تهران و sms  هم صحبت کردیم.

علی شیخ طرح پوسترها را آخر شب بعد از چند مرحله اصلاح فرستاد. طرح اصلی ستاد را هم انتخاب کردم. در تمام پکیج های تبلیغاتی مان از این طرح باید استفاده کنیم. دست باز خاتمی به همراه دست به سینه میرحسین. اولی نماد دعوت از مردم به حمایت از کسی است که با دستهایی بر سینه نماد خدمتگزاری به مردم است. به سعید رئوفی زنگ زدم برای چاپ طرح ها در برنامه روز جوان.

به روح الله شهسوار زنگ زدم. فردا می روم مشهد. قرار شد بروم ستاد 88 مشهد با بچه ها در مورد ستاد 88 و سایت صحبت کنیم.

طرح نهایی ستاد 88 برای استفاده در کلیه اقلام تبلیغاتی به عنوان پکیج واحد تبلیغات - طرح از علی