خاطرات روزانه، 4 اردیبهشت 88: دیدار با رئیس ستاد میرحسین، همه مان ناامید برگشتیم
منتشرشده: 22 آوریل 2012 در Uncategorizedجمعه 88.02.04
صبح زود بیدار شدم. گزارش امروز را که قرار است به بهزادیان نژاد بدهیم را تقریبن نهایی کردم. به سعید زنگ زدم تا آخرین گزارش استان ها را برایم بفرستد. شهاب تماس گرفت و گفت که جلسه به ساعت 6 بعد از ظهر موکول شده است. قرار بود ساعت 2 باشد، من هم ساعت 4 با آروند قرار داشتم. به آروند زنگ زدم و قرار را کنسل کردم.
ساعت 6 به همراه شهاب، امیرحسین مهدوی، امیرحسین شمشادی، سعید نورمحمدی، سعید رئوفی و سجاد سالک رفتیم نزد بهزادیان نژاد و گزارشی ار فعالیت های ستاد 88 ارائه کردیم. توضیحاتی در مورد ظرفیت های استانی ستاد و همینطور توان تشکیلاتی مان در تهران دادیم.
بعد از جلسه همه ناامید برگشتیم. به عنوان رئیس ستاد، دکتر بهزادیان نژاد فوق العاده آدم ضعیفی است. نمی تواند تفاوت ,30000 جوان در کل ایران را با 10 نفر جوان فقط در تهران درک کند. فکر می کند این هر دو تا به یک اندازه وزن دارند. متاسفم واقعن. کمی در مورد ضرورت حضور خانم ها صحبت کرد و اینکه رای زنان هم به نفع مهندس از صندوق ها بیرون بیاید.
می گویند حلقه اول مهندس از پاک ترین آدم ها به لحاظ اقتصادی و اخلاقی هستند. اما خب، تعهد اقتصادی و اخلاقی به تنهایی برای مدیریت یک کمپین مهم نیست. موارد دیگری هم لازم است که متاسفانه دکتر بهزادیان هیچ کدام را نداشت. مدیر یک کمپین «ب» را بگویی باید تا آخر بسم الله برود، برای دکتر بهزادیان از اول تا آخر را هم توضیح دهیم بازهم کم گفته ایم. اما در هر صورت راه دیگری نداریم و باید بسازیم.
برنامه کاری شعارها و عملگردهای مان شامل موارد زیر بود که در همه موارد به تفصیل توضیح دادیم:
– برنامه استراتژیک ستاد 88 (شامل الگوی 5 نیروی رقابتی پورتر + ماتریس ارزیابی عوامل)
– زمان بندی اجرای فعالیت ها تا 22 خرداد 88 شامل برنامه روز جوان (تهران)، برنامه دوم خرداد (تهران و شهرستان ها) و برنامه 18 خرداد (تهران و شهرستان ها)، فعالیت های خیابانی زمان تبلیغات در تهران و شهرستان ها و پیشنهاد برنامه 25 خرداد به عنوان گردهمایی پیروزی یا تبلیغات انتخاباتی دور دوم در استادیوم آزادی
– تهیه کتابچه رقبا بر اساس مدل کانونی 5 نیروی رقابتی پورتر شامل احمدی نژاد، کروبی و محسن رضایی (شامل گزارش بریده جراید در دو سطح ملی و محلی که توسط کمیته اطلاع رسانی ارائه می شد)
– طرح نیازمندی های شهرستان ها برای برنامه ریزی مطالبات محلی و استانی بر اساس قول هایی که در دو دولت خاتمی و احمدی نژاد ارائه شده بود.
– کتابچه های تبلیغاتی روش های تبلیغاتی و تهیه پکیج واحد تبلیغات مورد استفاده در تمام بسته های تبلیغاتی
– کلیپ با محوریت خاتمی و موسوی و همچنین کلیپ سفر های تبلیغاتی مهندس در استان ها – طرح الگو: انتخابات ریاست جمهوری آمریکا سال 2004 (کمپین بوش)، سال 2008 (کمپین اوباما) و سال 1992 (کمپین کلینتون)
– طرح بلوتوثی ارائه پیام های تبلیغاتی در مکان های عمومی از قبیل مترو، اتوبوس ها و …
– ارائه سی دی درب منازل – (طرح در به در)
– ارتباط چهره به چهره شامل طرح سینما 20، مسافران مترو، سفیران 88
– طرح دو هفته ای تبلیغات روستایی (5شنبه و جمعه دوران دوهفتگی تبلیغات انتخاباتی) – مدل تئوریک: مارپیچ سکوت
– تبلیغات شهری با محوریت مسائل مذهبی (فاطمیه – 14 و 15 خرداد)
– طرح برجسته سازی رسانه ای از طریق رابطان رسانه ی
– استفاده از شبکه های مجازی (فیس بوک، یاهو 360 و سایت کلوب)
– تدوین پرسش های پیش روی اصلاح طلبان و پیش بینی مدل پیشنهادی در مناظره ها
– صیانت از آرا با عنوان طرح «پاسداران رای» در هماهنگی با ستاد ائتلاف اصلاح طلبان
– تدوین وعده های انتخاباتی احمدی نژاد در سال 84 و وعده های استانی به تفکیک موارد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به صورت مجزا و تعیین تحقق یا عدم تحقق آنها جهت برجسته سازی خبری موارد محقق نشده
– طرح ناراستی های دولت
بعد از جلسه با بهزادیان نژاد، اعضای هیات اجرایی نشستیم و در مورد ستاد صحبت کردیم. شهاب از نحوه انعکاس خبر مجروح شدن سه نفر از اعضای ستاد 88 در جریان پرتاب گاز فلفل دانشگاه فردوسی در رسانه های میرحسین شکایت داشت. بعد هم مثل اینکه در سایت قلم و با فاتح این شکایت را مطرح کرد. بچه ها می گفتند در برنامه پنجشنبه دانشگاه که بچه های 88 و گروه های دانشجویی این همه تلاش کرده بوند، فاتح، رئیس کمیته اطلاع رسانی و برخی دیگر از اعضای ستاد از شعارها و پوسترهایی که توسط بچه ها پخش شد ناراضی بودند. بیشتر هم در مورد عکس دانشجویان دستگیر شده بود. آنها می خواستند برنامه کاملن کنترل شده باشد و شلوغ هم نشود. خب این هم که برای کاندیدای ریاست جمهوری امکان پذیر نیست. هرچند خود مهندس برخلاف این نظر را داشت. سعید از گزارش روح الله شهسوار گفت که خیلی راضی بود. ستاد 88 مشهد در این برنامه پارچه هایی به رنگ سبز و با آرم ستاد 88 را بین جمعیت پخش کردند. (رنگ سبز از این روز به عنوان نماد میرحسین مطرح شد؛ گزارش روح الله شهسوار، رئیس پرکار ستاد 88 خراسان رضوی را از حضور میرحسین در مشهد اینجا بخوانید).
دیروز کمیته تهران ستاد تصویب کرده است که نفیسه زارع کن، مسئول خبرنامه تهران شود ولی برای این کار با حمید متقی به عنوان مسئول خبرنامه هماهنگ نکردند. من و سجاد سالک به امیرحسین شمشادی انتقاد کردیم و گفتیم که کار او درست نیست. او هم توجیه می کرد اما قابل قبول نبود. در نهایت قرار شد امیرحسین شمشادی با حمید متقی صحبت کرد و اگر قرار است هرکس دیگری مسئول شود، قطعن با موافقت حمید باشد. در غیر اینصورت خود حمید مسئول خبرنامه است.
در مورد برنامه روز جوان هم صحبت کردیم. پیشنهاد کردم یا امیرحسین مهدوی یا سجاد سالک مسئولیت اجرای مراسم را بر عهده بگیرد. سجاد در نهایت قبول کرد. خبر مراسم را هم من تا فردا تهیه می کنم و برای انتشار به کمیته اطلاع رسانی می فرستم. قرار شد در میان صحبت ها که به صورت تریبون آزاد و پرسش و پاسخ است، یک سری از بچه های ما و ستاد جوانان میرحسین هم به صورت هدایت شده صحبت کنند. در نهایت از مصطفی تاج زاده هم دعوت می کنیم که هم سخنرانی کند و هم به سئوالات بچه ها پاسخ دهد.
سعید رئوفی مسئول کارهای پشتیبانی و هماهنگی امور تصویری و صدا شد. طرح ها هم تا فردا آماده می شود. حمزه غالبی آخرهای جلسه آمد. کمی صحبت کردیم راجع به ضرورت برنامه های دیگر. او حرف داشت. بعدن باید بیشتر بحث کنیم. تا آریاشهر با هم رفتیم.
بعد هم من رفتم دنبال اشکان که با هم برویم خانه علی شیخ برای کارهای طراحی استند و پوستر و سی-دی. با علی کمی راجع به عکس دو نفره میرحسین و خاتمی بحث کردیم. او هم کار را شروع کرد تا فردا به من تحویل بدهد. چند تایی عکس هم به او دادم به اضافه عکس خاتمی که در طرح های قبلی استفاده می کردیم. گفتم اگر می تواند از عکس های میرحسین به صورت دست به سینه و عکس خاتمی یک تلفیقی تا فردا در بیاورد و نهایی اش کنیم.
در مورد طرحی که برای استادیوم آزادی با پرچم های سفید و تصویر فلو از مهندس موسوی دارم که فقط از دور قابل نمایش باشد هم بحث کردیم. اشکان مخالفت بود، اما علی از طرح خوشش آمد. خواستم با کسی مطرح نکند تا ببینیم در آينده چه می شود.
حسابی خسته بودم. قبل از خواب چند صفحه ای از کتاب نخبگان بازاریابی را خواندم. از کتابخانه سازمان مدیریت صنعتی خریده بودم. پر از ایده است.
5 شنبه 88.02.03
صبح کمی روی برنامه های دفتر تبلیغات کار کردم. فردا با بهزادیان نژاد، رئیس ستاد میرحسین جلسه داریم و باید یک گزارش از ستاد هم به او ارائه کنیم. شهاب تماس گرفت، تاکید کرد که ظهر در جلسه شورای ستاد تهران حاضر باشم. گفتم که نماینده دفتر تبلیغات در ستاد تهران ایمان ارجمندی است، حضور او کفایت می کند. ضمن اینکه ما آن قدر در روز جلسه داریم که به کارهای اصلی مان نمی رسیم. به هر حال نتیجه این جلسات باید اجرایی شوند. در آخر هم گفتم که تو رئیسی، بگو بیا منم می گویم چشم. اما یک دو دو تا چهار تا کن، اگر قبول کردی، اجازه بده من کمتر تو جلسه ها باشم. شهاب گفت که اکی، اما ایمان با او تماس گرفته و گفته است که حاضر نیست در مجموعه ای تحت ریاست امیرحسین شمشادی فعالیت جدی کند. با او به عنوان رئیس مشکل دارد. البته ایمان به من هم گفته بود و من از او خواسته بودم با خود امیرحسین صحبت کند. حالا نمی دانستم این قدر جدی است. شهاب در عین حال موافقت کرد که من جلسه را نیایم. اما خواست بعد از ظهر حتمن همدیگر را ببینیم تا کمی راجع به ستاد تهران و برنامه های آینده صحبت کنیم.
از ستاد موج نو تماس گرفتند تا در جلسه ساعت 2 آنها شرکت کنم. معذرت خواهی کردم و گفتم نمی توانم بیایم. اما ساعت 4 در جلسه شورای مشاوران حاضر شدم. حمزه غالبی با مهندس رفته بود مشهد و از فضای دانشگاه می گفت که خیلی پورشور بود. بچه ها هم خوب شعار می دادند. امروز مثل اینکه گروه فشار از گاز اشک آور هم استفاده کرده بودند. جلسه شورای مشاوران امروز چندان پر بار نبود. در مورد جلوه های بصری بحث شد و برنامه دوم خرداد در شهرستان ها.
از سعید رئوفی آرم ستاد و یک سری دیگر از عکس های میرحسین را گرفتم. می گفت چند تا از محافظان خاتمی در جلسه کنگره ما اسم بچه های خودشان را داده بودند که وارد ستاد میرحسین شوند.
با شهاب صحبت کردم. کمی در مورد تهران گفت و اینکه نگران است. باید همه به امیرحسین شمشادی کمک کنیم. در مورد برنامه روز جوان پرسید که توضیحات کامل دادم و از جلسه دفتر تبلیغات و صحبتم با حمزه غالبی و سعید رئوفی هم گفتم. سعید رئوفی قرار است کارهای پشتیبانی را انجام دهد. در مورد جلسه فردا با بهزادیان نژاد هم پرسید. خواست که یک پاورپوینت از برنامه های ستاد و کارهایی که کرده ایم تهیه کنم تا در جلسه ارائه کنیم.
شب با آران که امیر سیدین برای طراحی به من معرفی کرده بود قرار داشتم. چند تا طرح پوستر دادم تا اتود اولیه بزند و طراحی کند. اما هنوز برای برچسب سی-دی و استند با کسی به توافق نرسیدم. چند تا عکس از میرحسین و طراحی های قبلی خودمان را به آران دادم که در همان سبک کار کند.
مهدی شهسوار بالاخره تماس گرفت. گله کردم از اینکه دیشب و صبح جوابم را نمی داد. معذرت خواهی کرد و گفت که سر برنامه میرحسین خیلی درگیر هستند. قرار هم بود کس دیگری Home Page را برای من بفرستد. گفت که پیگیری می کند.
آروند تماس گرفت. می گفت ساسی مانکن قرار است برای کروبی شعر بخواند. از میرحسین انتقاد می کرد و می گفت همه آلآن به دنبال کروبی هستند. جواب دادم که تو کف روی آب را می بینی رفیق. فردا برای ساعت 4 ساختمان آفتاب قرار گذاشتیم همدیگر را ببینیم. یک کافی بخوریم و کمی هم صحبت کنیم.
به حسین اکبری زنگ زدم برای اینکه ببینم می شود از هنرمندان برای برنامه روز جوان دعوت کرد یا نه. گفت که افرادی در سطح بهران رادان، برای حمایت از میرحسین پول می گیرند. گفتم اولن که حالا نه در سطح بهرام رادان، اما یک سئوالی برایم پیش آمده است، یعنی اینکه اگر مثلن احمدی نژاد هم پول بدهد از او حمایت می کنند؟ یک ذره خودم به شک افتادم در این جلسه از هنرمندان دعوت کنیم یا نه.
شب رفتم روی عکس هایی که از سعید رئوفی گرفته بودم کار کردم. دنبال یک عکس از میرحسین می گشتم که حرکت داشته باشد. یعنی یک پیامی را برساند تا آن را با عکسی از خاتمی ترکیب کنیم و به عنوان طرح اصلی ستاد استفاده نماییم. از مجموعه حرکت های میرحسین، تنها حرکت او که ذاتن دارای معنی است دست های او روی سینه است. خیلی ناخودآگاه در چند عکس تکرار شده است. یادم می آید در جلسه ای که با او داشتیم هم چند باری دست هایش را روی سینه اش گذاشته بود. یاد قدیم ها می افتادم و یک معلمی داشتیم به نام آقای علوی. او هم همه اش دست هایش روی سینه بود. آن روز به این حرکت او فکر نکرده بودم. الان اما به نظرم می توانیم از این ژست دست به سینه میرحسین یک حرکت درآوزیم. نوعی دست به سینه در برابر مردم و نماد خدمتگذاری. باید پیشنهاد آن را به آران می دادم. فردا با علی شیخ هم قرار دارم. می خواهم در مورد طرح ها با او هم صحبت کنم.
خاطرات روزانه، 2 اردیبهشت 88: خبر رجانيوز و تهديد به ترور ميرحسين در ارديبهشت داغ
منتشرشده: 20 آوریل 2012 در Uncategorized4 شنبه 88.02.02
صبح زود با مهندس فلاح جلسه داشتم؛ در مورد مشکلات موجود و تشکیل کمیته راهبردی شرکت بحث مفصلی کردیم. کمی انتقاد کرد که من هم قبول داشتم. گزارش پیگیری اتاق بازرگانی برای فعالیت در قرقیزستان و ونزوئلا را هم داد.
ساعت 10 رضا همایی از بچه های ستاد جوانان میرحسین آمد دفتر پیش من. راجع به ستاد موج نو و برنامه هایشان صحبت کرد و از من خواست تا نظرم را بگویم. برنامه های آنها کمی بلندپروازانه و در عین حالی خالی از واقعیت است. ضمن اینکه با فرصت کمی که تا انتخابات مانده، انجام ایده های آنها امکان پذیر نیست. خیلی تحت تاثیر انتخابات آمریکا هستند، اما کمپین انتخاباتی اوباما تقریبن یک سال قبل از انتخابات تشکیل شد، نه اینکه کمتر از دو ماه مانده به انتخابات دنبال سفیران داوطلب باشند. سفیران داوطلب چیزی است شبیه به گروه های داوطلب در فعالیت های انتخاباتی اما به صورت آزمایش داده شده. نکته بعدی هم اینکه محتوای آنچه که می خواهند انجام دهند هم از منظر اطلاع رسانی مجازی و هم از منظر فعالیت میدانی، کاری است که ما در ستاد 88 از آذرماه شروع کرده ایم.
رضا در کل ایده های خوبی دارد. او هم مثل من مهندسی صنایع خوانده است و ذهنی مبتنی بر برنامه ریزی دارد. اما همانطور که گفتم بیشتر از آنکه واقعیت های یک فعالیت ستادی محدود را ببیند، در این طرح یک برنامه ریزی بلند مدت دارند. من در این جلسه کمی در مورد برنامه های ستاد 88 توضیح دادم و استراتژی های ستاد را در دو تئوری برجسته سازی و مارپیچ سکوت توضیح دادم. همینطور در مورد هدفمان برای تولید پکیج واحد تبلیغات صحبت کردم. کمی هم در مورد سیاست و برنامه های ستاد میرحسین صحبت کردیم.
بعد از جلسه به سعید زنگ زدم. دیروز با امین زاده جلسه داشتیم اما من تهران نبودم. از جلسه گفت که محوریت آن بر اساس برگزاری برنامه سالگرد دوم خرداد بود. از بچه های موج سوم هم مصطفی طلوعی در جلسه حضور داشت. […]. امین زاده در عین حال ریاست ستاد یاران خاتمی را بر عهده گرفته است. دفترشان هم در خیابان قطیریه تهران خواهد بود. گفته می شود که صفایی فراهانی هم قائم مقام ستاد است.
حمید سیدی زنگ زد. از انتشار بیانیه دکتر معین در حمایت از کاندیداتوری میرحسین گفت. بیانیه محکم و خیلی خوبی است.
با مهدی شهسوار صحبت کردم راجع به سایت. امشب آپ می شود و فردا با سفر میرحسین به مشهد خبرها را مستقیم پوشش می دهند. قرار شد HomePage را برای من بفرستد که ایرادات آخر را بگیرم. برای «مطلب یک» هم نوشته ای از شهاب می خواهند. به شهاب زنگ زدم و قرار شد تا شب مطلبی بفرستد. امروز هم در برنامه جوانان میرحسین در مسجد امیرالمومنین سخنرانی داشت. پیشنهاد کردم حتمن در مورد «نجات» کشور هم در کنار «تغییر» صحبت کند.
ایمان ارجمندی تماس گرفت. در مورد جلسه امروز دفتر تبلیغات پرسید. گفتم که مشکل آئین نامه ای برای اعضای دفتر تبلیغات داریم که باید حتمن جزو شورای سیاست گذاری باشند. امروز جلسه داریم و راجع به این موضوع هم صحبت می کنیم تا یک جوری آن را حل کنیم. در مورد ستاد تهران هم گفت و اینکه قادر نیست به عنوان مسئول تبلیغات تهران فعالیت کند. دلیل آن را پرسیدم که گفت به دلیل مسئولیت امیرحسین شمشادی است. نمی توانند با هم کار کنند. ایمان فکر می کرد که بعد از بابک حقیقی مسئولیت تهران با حجت شریفی خواهد بود که اینگونه نشد. گفتم با خود امیرحسین صحبت کن، اما حداقل در دفتر تبلیغات با ما همکاری کن. قبول کرد؛ ضمن اینکه ادامه داد با ساجده عرب سرخی هم صحبت کرده و او هم با ایمان هم نظر بوده است.
مجید بیات تماس گرفت. گفته بودم یک سری application به برنامه نرم افزازی تحلیل آماری انتخابات اضافه کند. سئوالاتی داشت. با هم صحبت کردیم و توضیحات لازم را دادم. قرار شد خبرم کند که چه زمانی آماده می شود.
کارگزاران دیشب جلسه داشتند. کرباسچی بر حمایت دفاتر استانی حزب از کروبی تاکید داشته است که این امر با واکنش اعضای شورای مرکزی رو به رو می شود. کرباسچی حمایت حزب از میرحسین را مختص تهران می خواسته است، اما اعضا اعتقاد دارند کارهای کرباسچی حزب کارگزاران را بی اعتبار می کند. او هم دوباره استعفا داده است.
رجانیوز خبری در مورد ترور میرحسین داشت و آنرا با عنوان «اردیبهشت داغ» به سعید حجاریان نسبت داد. دارند فرار به جلو می کنند. شاید فکر می کنند رفتن خاتمی به دلیل تهدید به تروری بود که روزنامه کیهان مطرح کرد. ملغمه ای هستند از خبرهای دروغ و ژست ترین روش و ابزارهای تبلیغاتی. عده ای تازه به دوران رسیده و فوق العاده هار و پر از عقده.
امروز محسن رضایی هم کاندیدای انتخابات شد. حضور او در تحلیل اولیه برای شکست رای کروبی در مناطق لرنشین و میرحسین به عنوان نماد جنگ است. اما محسن رضایی به دلیل ضعیف النفس بودن هیچ وقت نمی تواند رئیس جمهور شود. در انتخابات مجلس ششم از دبیری مجمع تشخصیص استعفا داد تا نماینده مجلس شود که رای نیاورد. در انتخابات ریاست جمهوری قبلی که شب آخر انصراف داد. دوباره اما امسال وارد بازی شده است.
ساعت 5 رفتم پیش لیلا. حمید متقی و میثم عنقائی هم بودند. کمی بحث کردیم راجع به طرح های لیلا. با آروند هم صحبت کردم برای فعالیت به نفع میرحسین. مخالفت بود. بیشتر به کروبی تمایل داشت. قرار شد فردا دوباره با هم صحبت کنیم. اگر هم شد یک قراری بگذاریم دو نفری.
ساعت 6 جلسه دفتر تبلیغات داشتیم. سر راه حمید و میثم در مورد انتقاد بهزاد از امیرحسین مهدوی در جلسه شورای سیاسی سازمان مجاهدین انقلاب به علت بیانیه خنثی ستاد 88 در حمایت از میرحسین گفتند. بهزاد از اینکه ستاد 88 برای جلسه تصمیم گیری در دفتر سازمان مجاهدین انقلاب از عبدی دعوت کرده بود هم ما را مورد انتقاد قرار داد. به تعبیر بهزاد، عبدی در یک جلسه رو در رو او را هم قانع می کند، چه رسد به بقیه بچه ها را.
در دفتر تبلیغات، امروز در مورد برنامه روز جوان صحبت کردم و اینکه ستاد 88 با اعلام آمادگی ستاد میرحسین قرار است این برنامه را مشترکن با ستاد جوانان میرحسین انجام دهد. در مورد اسم برنامه هم «جوانان به امید تغییر» را انتخاب کردیم. بچه های موج سوم هم در روز سه شنبه برنامه دارند. قرار شد ترجیحن برنامه ما با آنها تلاقی پیدا نکند. در مورد طرح های تبلیغاتی در سینما، مترو، اتوبوس، برنامه های ایام مذهبی مثل فاطمیه و رحلت امام بحث کردیم. همینطور راجع به sms، سفیران انتخابات در روستاها و … بحث مفصلی هم راجع به برنامه تبلیغاتی خرداد ماه داشتیم. هم برای برنامه دوم خرداد ماه و هم در صورت امکان اگر بتوانیم باید برنامه ای در 18 خرداد داشته باشیم که سالگرد انتخاب دور دوم خاتمی است و می توانیم یک برنامه تهییجی در یکی از استادیوم های پایتخت داشته باشیم.
عطا تهرانچی هم قرار شد روی شاخص های اقتصادی دولت خاتمی و احمدی نژاد کار کند تا بر اساس آن یک ویدئو ارائه کنیم. در مورد تقویت دفتر برنامه ریزی هم من ایمان ارجمندی و براتی را پیشنهاد دادم که بچه ها قبول کردند. حامد طیبی و ایرج جمشیدی هم پیشنهاد شدند که قرار است حمید متقی با آنها صحبت کند.
دانلود صورتجسله دفتر برنامه ریزی و تبلیغات دوم اردیبهشت 88
ساعت 9، سعید رئوفی و حمزه غالبی آمدند نزد من. با سعید در مورد برنامه روز جوان صحبت کردم و قرار گذاشتیم دوشنبه باشد تا با برنامه بچه های موج سوم تداخل پیدا نکند. دبیر برنامه هم من شدم و تمام کارها به صورت مشترک با آرم ستاد 88 و کمیته جوانان ستاد میرحسین انجام می شود. پیشنهاد سعید و حمزه برای عنوان جلسه، «بی رودربایستی با میرحسین» بود که من پیشنهاد دفتر تبلیغات تحت عنوان «جوانان به امید تغییر» را مطرح کردم. گفتم برنامه در ستاد میرحسین انجام می شود و دو ماه دیگر هم انتخابات است. قرار نیست ما همه جا اسم میرحسین را بیاوریم. خود به خود تداعی کننده است. بهتر است روی شعار تمرکز کنیم. قبول داشتند. قرار شد برنامه را من تهیه کنم و ارائه نمایم. همینطور از آنجا که برنامه تریبون آزاد است باید تا حدی هدایت شده هم باشد. پیشنهاد ما این بود که مصطفی تاج زاده هم بیاید و به سئوالات بچه ها پاسخ دهد. او می تواند نظرات بچه ها را جمع بندی کند و احیانن اگر حرفی هست مطرح نماید.
از ستاد میرحسین ] …[ برای نظرسنجی با من تماس گرفت. چند تا سئوال از او کردم، فهمیدم که هیچ چیز از نظرسنجی نمی داند و اصلن با مبانی نظرسنجی آشنا نیست. گفت که بچه های نسیم هم فعال هستند و می توانند با ما کار کنند. جواب دادم که با بچه های نسیم کار نمی کنم. او هم گفت که اگر نمی خواهیم با آنها کار کنیم می توانیم جداگانه طرح خودمان را داشته باشیم. قرار شد فردا در جلسه هایی که در ستاد دارم بررسی کنیم. با حمزه در این مورد صحبت کردم؛ گفت که همان طرح بهاره آروین است. من قبلاً با این طرح مخالفت کرده بودم. طرح بهاره نظرسنجی نبود، نظرسازی بود.
با امیر سیدین صحبت کردم تا فردی را برای طراحی پوستر و .. به من معرفی کند که کرد. برای فردا قرار گذاشتم.
شب ساعت 11 با امین آزاد، حمید لطفی و اشکان اشعریون جلسه داشتم. برای برنامه های کلیپ دوشنبه بحث کردیم. یک کلیپ از سفرهای استانی میرحسین و یک کلیپ هم از تلفیق دیدگاه های میرحسین و خاتمی خواهیم داشت. اشکان اشعریون از جلسه امروز جوانان و دانشجویان در مسجد امیرالمومنین گفت که اصلاً خوب نبوده است. با امین هم صحبت کردم برای عضویت در دفتر تبلیغات.
شب هر چقدر با مهدی شهسوار برای سایت تماس گرفتم جواب نداد. قرار بود صفحه اول سایت را برای تایید نهایی بفرستد.
افشین قطبی امروز سرمربی تیم ملی شد. الآن می شود این تیم ملی را دوست داشت.
خاطرات روزانه، 1 اردیبهشت 88: چرا نظرسنجی رجانیوز در مورد رای 63درصدی احمدی نژاد دروغ است
منتشرشده: 20 آوریل 2012 در Uncategorized3 شنبه 88.02.01
صبح زود بیدار شدم. روی طرح نظرسنجی هدایت شده کار کردم. فردا قرار است یک گزارشی به شهاب بدهم. با سعید شریعتی هم قرار بود در مورد این طرح صحبت کنیم. زیربنای این طرح را ناشناخته بودن میرحسین موسوی و تلاش برای شناسایی وی در جامعه تشکیل می دهد. اما ابزار مورد استفاده اصلن درست نیست. در این طرح گفته شده است که نظرسنجی هدایت شونده برای نقل سینه به سینه طراحی می شود تا گزینه ما در پروژه مورد نظر (اینجا انتخابات) شناخته شود و به همین دلیل نتایج آن چندان اهمیتی ندارد و می توان نتایج نظرسنجی را بعد از انجام آن دور انداخت و به همین دلیل لزومن هزینه زیادی هم در مورد آموزش نیروی انسانی و موارد اینچنینی نخواهد داشت. اما متاسفانه در فهم نظرسنجی های هدایت شونده در این طرح یک برداشت نادرست وجود دارد. نظرسنجی هدایت شونده یعنی ارائه پرسش هایی با سوگیری و هدف دار که مخاطب را وادار می کند به گزینه های خاصی جواب مناسب تری بدهند و از نتایج آن به عنوان یک ابزار برجسته سازی توسط رسانه ها استفاده شود. اگر قرار باشد نظرسنجی کنیم و نتایج آن را دور بیاندازیم و امیدوار به نقل سینه به سینه باشیم، اینکه خنده دار است. از چند نفر می توانیم نظرسنجی کنیم؟ هزار نفر؟ دو هزار نفر؟ چقدر؟ حالا این دو هزار نفر تاثیر بیشتری دارند یا تبلیغات خیابانی که برگزار خواهیم کرد یا خبری که در سایت های خبری و رسانه های ما می رود؟
البته در این نظرسنجی سئوال های خوبی مطرح شده است که می تواند در یک طرح نظرسنجی مورد استفاده قرار بگیرد. اما اساسن مفهوم ارائه طرحی به این شکل را من متوجه نمی شوم. یک گزارشی بر همین مبنا تهیه کردم تا فردا به شهاب بدهم.
سایت رجانیوز یک نظرسنجی دروغی منتشر کرده و مدعی شده که احمدی نژاد 63% آرا را دارد. کروبی، موسوی و رضایی هم در رده های بعدی هستند. در مورد جعلی بودن نتایج نظرسنجی فقط به یک نکته اشاره می کنم که بهتر است این دوستان دروغ گو مورد توجه قرار دهند:
در این نظرسنجی گفته شده که 4500 نفر شرکت کرده اند و 62% آنرا مردان و 38% را زنان تشکیل می دهند. هرکس با اصول نظرسنجی حتی خیلی کم هم آشنا باشند می داند که برای یک نظرسنجی علمی ترکیب جنسیتی و سنی کسانی که مورد پرسش قرار می گیرند به عنوان متغیر مستقل اهمیت دارد. یعنی شما به صورت منطقی نمی توانید از 7 مرد و 3 زن در مورد یک موضوعی بپرسید و نتایج را به کل تعمیم دهید. با توجه به نسبت جمعیتی باید رابطه درستی بین تعداد مردان و تعداد زنان و همینطور سن آنها به عنوان مثال از از 18 تا 25 سال، از 26 تا 34 سال و … داشته باشید. در گزارش نظرسنجی منتشر شده توسط رجانیوز این تناسب سنی رعایت نشده است و سه رده سنتی به صورت زیر 45 سال، از 45 تا 55 سال و 55 سال به بالا تقسیم بندی شده اند. انگاری می خواستند یه چیزی درست کنند و فقط ارقام و آرا را توی آن بریزند. آخر کدام احمقی است که فکر کند یک جوان 17 یا 18 ساله، ذائقه رای دهی همانند یک آدم 40 ساله دارد که زیر 45 ساله ها همه در یک طبقه قرار گرفته اند؟
ترکیب 62% مرد و 38% زن هم که دیگر نورعلی نور و در هر نظرسنجی در مقایس ملی نادرست است. لااقل ترکیب جمعیتی ایران چنین چیزی را نمی گوید. نمی آیند اگر می خواهند دروغ هم بگویند با چهار نفر صحبت کنند تا این قدر ضایع نشوند.
جزوه ای را که باید به دانشجویانم بدهم آماده کردم. شرح درس را هم همینطور. مدیریت روابط عمومی و همینطور جهانی سازی. در این جلسه راجع به استراتژی های سازمانی و مدل 5 نیروی رقابتی پورتر در بازاریابی صحبت می کنم. در ادامه هم به عنوان یک مدیر روابط عمومی توضیح می دهم که چگونه می توانند از این ابزارها استفاده کنند.
ساعت 12 هم حرکت کردم به سمت اراک. سه ساعتی راه است و من هم ساعت 4 کلاس داشتم تا ساعت 7. کلاس خیلی خوبی است و همه جوری از بچه ها هم هستند. با آنها از ابتدا صحبت کرده بودم که حضور و غیابی در کلاس در کار نخواهد بود و نمره کسی را هم زیر 10 نمی دهم. اما اگر قصد دارند سر کلاس بیایند باید همه کلاس ها را بیایند و پروژه های گروهی شان را هم هم انجام بدهند. در غیر اینصورت، اسمشان را به من بدهند و من آخر کلاس نمره 10 بهشان می دهم.
بعد از کلاس، جلسه داشتم با اعضای شورای مرکزی ستاد 88 اراک. امروز کروبی آمده است اراک و از بچه های ستاد 88 اراک خواسته تا به دیدارش بروند. شهاب این خبر را به من داد و خواست تا حتمن با بچه های ستاد اراک دیداری داشته باشم و با هم صحبت کنیم. بچه ها خیلی از ستاد میرحسین شاکی بودند و از بی عملگی ستاد گلایه می کردند. از درخواست کروبی برای دیدار با خودشان هم گفتند. کمی راجع به دیدار آنها با کروبی صحبت کردیم و اینکه اساسن موضع گیری های ما در قبال کاندیداها باید در راستای تصمیم جمعی باشد که همه با هم گرفته ایم. موضع ما هم تاکید بر حضور هر دو کاندیدا در شرایط حاضر و مدیریت انتخابات، انتقاد از تخریب و در نهایت حمایت از میرحسین است. حالا اینکه ستاد میرحسین مشکلی دارد ما باید کار خودمان را انجام بدهیم. نمی توانیم که کاری نکنیم و بگوییم ستاد میرحسین فعال نیست. بچه ها حرفشان این بود که ستاد کروبی ارزش کار ستادی را درک می کند، به همین دلیل هم در سفر کروبی به استان از بچه ها خواسته تا با او دیدار کنند. در حالیکه ستاد میرحسین اینگونه نیست. گفتم که اما در نهایت میرحسین ظرفیت رای بیشتری از کروبی دارد، اصلاح طلبان هم از میرحسین حمایت کرده اند. ستاد ما هم در رای گیری های استانی و جلسه های تصمیم گیری به حمایت از میرحسین رسیدیم. البته منعی برای دیدار با کروبی وجود ندارد، ما خودمان – البته قبل از تصمیم گیری نهایی – با او دیدار کرده بودیم. اما باید با حفظ موضع گیری ستادی باشد. کمی هم در مورد شرایط ستاد در اراک صحبت کردیم و من هم فایلی از عکس ها، طرح ها و کلیپ هایی که تا حالا تهیه شده است را در اختیار بچه ها قرار دادم.
بعد از جلسه رفتم بازی پرسپولیس را دیدم. از قطری ها 5 گل خوردیم. اعصابم حسابی خورد شد. امروز خبر استعفای مایلی کهن از سرمربی گری تیم ملی هم منتشر شد، یا بهتر بگویم استعفا داده شد. بعد از بیانیه جنجالی اش برعلیه قلعه نویی، جو بدی علیه مایلی کهن به وجود آمده بود.


































