شعارهای تبلیغاتی، یکی از مهمترین ابزارهای برندسازی یک کاندیدای انتخاباتی است و در این میان Main Slogan یا Soundbite یک کاندیدا اهمیت خیلی مهمی دارد. به قول Newman که در ستاد بیل کلینتون در سال 1996 تحت عنوان Brand Messaging Advsor فعالیت می کرد Slogan اگرچه فقط چند تا کلمه به عنوان بک گراند یک کمپین است اما اهمیت حیاتی دارد، چون باید فهمیده شود و با چکش کاری در جامعه جا بیفتد. Newman در سال 1996 که بیل کلینتون قصد داشت برای دور دوم کاندیدای دموکرات ها شود شعار Bridge to the 21st Century را برای کمپین کلینتون انتخاب کرد. دغدغه ای که کمپین اوباما امروز و برای انتخاب شعار جدید با آن مواجه است.  مقاله پولتیکو در این رابطه جالب است.

در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1388، انتخاب عنوان «تغییر» یک انتخاب منفعلانه از سوی ستادهای اصلاح طلبان بود، اما درون محتوای انتخابات موفق شد. این که می گویم منفعلانه بود به این معنی است که واجد حرف جدیدی نبود و کاندیداها را متمایز نمی کرد. در انتخابات آمریکا هم به کار رفته بود و به نوعی یک تقلید انتخاباتی تلقی می شد. Slogan باید واجد حرکت جدید باشد، «تغییر» در ذات خود حرکت دارد اما خنثی است. چون در سال 1384 هم احمدی نژاد به نوعی همین را بیان می نمود و اساسن در ایران هر کسی از تغییر می گوید رای می آورد. تاکید بر واژگانی مانند «نجات» Save the Country اما می توانست به تغییر، ضربان آهنگ بدهد. هرچند در انتخابات ریاست جمهوری ایران، رنگ سبز همه نقش های انتخاباتی را با هم برعهده داشت و Slogan خیلی مهم نبود.

آنهایی که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را دنبال می کنند به این سایت هم حتمن سر بزنند. از لحاظ تبلیغات آن لاین فوق العاده است، در عین حال یاد می دهد که کمپین های کمیته ای (کمپین های مرتبط با هسته مرکزی اما مجزا از آن) چگونه سازماندهی می شوند.

برای آنهایی که در ایران با ابزار پر اهمیت اپلیکیشن های موبایل ها و تبلت ها آشنا نیستند هم نگاهی به این پیشنهاد آی پدی کمپین اوباما را پیشنهاد می کنم که کمپین اوباما مدتی پیش منتشر کرد. اپلیکیشن ها در انتخابات سال 2008 نقش چندان مهمی را ایفا نمی کردند اما برای انتخابات سال 2012، تبلیغات آن لاین وجوه دیگر خودش را هم نمایش می دهد.

جمعه 88.01.21

صبح با درد کلیه بیدار شدم و رفتم جلسه کنگره ستاد که در ساختمان مجاهدین انقلاب برگزار می شد. اولین کاری که کردم دنبال دکتر روشنی گشتم و گفتم دکتر به دادم برس که کلیه امانم را بریده است. داود یک نگاهی کرد و گفت چیزی نیست. از اینکه دکتر هر دردی را می گویند چیزی نیست اعصابم خورد می شود. ولی داود است دیگر.

در کنگره، کلیپ مراسم ستاد در ساختمان رایزن در قبل از عید و همینطور ترانه مشرقی آزاد اندیش را که در مورد خاتمی است پخش کردیم. یک کپی هم به بچه های استان ها دادیم.

امروز قرار بود بر اساس رای استان ها و همچنین صحبت نماینده آقایان موسوی و کروبی در مورد حمایت از کاندیدای اصلاح طلب تصمیم بگیریم. عباس عبدی از طرف ستاد کروبی و و بهشتی هم از طرف ستاد میرحسین آماده یودند. عبداله رمضان زاده هم به عنوان امین جوانان حضور داشت. سعید هم جلسه را مدیریت می کرد. عبدی خیلی بهتر و منطقی تر از بهشتی صحبت کرد، بهشتی صحبتهایش چندان تعریفی نداشت. یکی از بچه ها صحبتی در مورد سهم خواهی و تکلیف ستاد بعد از انتخابات گفت که به بهشتی برخورد. روح الله شهسوار، رئیس ستاد در خراسان رضوی هم نامه ای در انتقاد از بچه ها «نسیم 88» خواند و به شدت از بی اخلاقی تشکیلاتی آنها انتقاد کرد. روح الله گزارش داد که ستاد «نسیم 88» با بچه های ستاد 88 تماس گرفته و از آنها خواسته بودند که به بچه های «نیسم 88» ملحق شوند. غیر از آنکه اسمشان جعلی است، کارشان هم زشت و ناپسند است.

متن دانلود نامه روح الله شهسوار در انتقاد از ستاد نیستم 88

بعد از صحبت های عبدی، بهشتی و عبداله، جلسه ستاد پشت درهای بسته انجام شد و در نهایت با اینکه بچه ها با صحبت های بهشتی کمی شل شده بودند، ستاد 88 تصمیم گرفت از میرحسین حمایت کند. در مورد محتوای بیانیه ای هم که باید صادر می کردیم، شهاب از همه بچه ها نظرخواهی کرد و کلیات آن که در حمایت از میرحسین و درخواست از کاندیداهای اصلاح طلب برای مدیرت انتخابات بود، به تصویب رسید.

شهاب از من خواست که پیش نویس بیانیه را تهیه کنم و به امیرحسین مهدوی بدهم تا او هم اگر اصلاحی لازم است انجام بدهد و پس از تایید نهایی کند. با توجه به اینکه شب به قشم پرواز داشتم از امیرحسین مهدوی خواستم خودش زحمت نوشتنش را تقبل کند که قبول کرد. بیانیه را یکشنبه به رسانه ها می دهیم تا دوشنبه منتشر شود.

ساعت 2، زهره آشتیانی از ستاد کروبی تماس گرفت و از نتایج کنگره پرسید. هنوز در حال بحث بودیم، اما گفتم که در نهایت از میرحسین حمایت خواهیم کرد. غروب هم زنگ زدم و خبر حمایتمان از میرحسین را به او دادم.

با عباس عبدی برای طرح نظرسنجی که یکی از طرح های انتخاباتی ستاد است هم صحبت کردم. در انتخابات شوراهای سوم که من مسئول طرح نظرسنجی بودم، نمونه ها را از عباس عبدی خریده بودم. در آن انتخابات، دو دور نظرسنجی انجام دادیم و برای هر دور، عبدی 300 هزار تومان درخواست کرده بود. 300 هزار تومان اول را من داده بودم و دومی را هم قرار بود عطریان فر به او بدهد. هرچند امروز که با او صحبت کردم، گفت که عطریان پول او را نداده است.

بعد از جلسه با سعید، شهاب، علی جمشیدی خوزستان و حجت شریفی رفتیم ستاد. حجت برای نفیسه یک نسخه پایان نامه فوق لیسانس من را با عنوان «تحلیل گفتمان انتخابات ریاست جمهوری نهم» می خواست که به او دادم. سی-دی پوستر ستاد، کلیپ ها و لوگوها را هم به سعید دادم تا به بچه های استان ها برساند. یک کلیپ هم از میرحسین هماهنگ کردم که امین آزاد به سعید بدهد تا آن را هم در اختیار بچه های ایلام و خوزستان که میهمان اولین سفر استانی میرحسین هستند قرار دهد.

سعید از قول حمزه غالبی می گفت که بهشتی از جلسه امروز چندان راضی نبوده است. البته بچه ها هم از بهشتی خیلی راضی نبودند. به نظر نمی آید کاری و اجرایی باشد.

شهاب هم از پیام اختصاصی میرحسین خطاب به بچه های 88 و موج سوم خبر داد. پیش نویس آن هم آماده شده است. شهاب در عین حال مقاله ای هم برای اعتماد ملی نوشته بود که برایمان خواند. از همانجا هم فرستاد. ساعت 6 با شهاب به سمت خانه رفتیم. ساعت 8:30 پرواز داشتم به سمت قشم. سوئیچ ماشین را به او دادم که فردا یکی از بچه های را بفرستم از او بگیرد. نیم ساعت بعد اما زنگ زد که او و مهرک می خواهند بروند بیرون و می توانند من را تا فرودگاه برسانند. تشکر کردم و با هم تا فرودگاه رفتیم. مهرک پیشنهاد داست از یک سری عکس های حسن سربخشیان در فیلم ها و کلیپ ها استفاده کنیم، قرار شد از حسن بگیرد و به من بدهد.

هواپیما استثنائن سر موقع پرواز کرد. وقتی رسیدم قشم، به سعید و امین آزاد زنگ زدم و در مورد کلیپ میرحسین پرسیدم و اینکه با هم هماهنگ باشند تا هرچه سریع تر، یک نسخه برای بچه های استان های ایلام و خوزستان بفرستیم. سعید گفت که همدیگر را در سایت کلمه دیده اند و امین قرار شده است که کلیپ اول را که در مورد کاندیداتوری میرحسین در نازی آباد است ظرف یکی، دو روز آیندهد به سعید برساند.

شب آقای شیرازی تماس گرفت، سال نو را تبریک گفت و اینکه قبل از عید هماهنگ کرده بودم برای برگزاری اربعین امام حسین (ع) تشکر کرد.

در مورد کنگره های استانی و اعلام نظر در حمایت از هر یک از دو کاندیدای اصلاح طلب نکاتی را حسین نورمحمدی، رئیس کمیته استان های ستاد به شرح زیر نوشته است:

استان لرستان به «انحلال ستاد 88» رای داد. برداشت من این بود که بچه های این استان به دلیل ویژگی های قومی امکان این که به مهندس موسوی رای بدهند رو نداشتند و از طرفی هم نمی خواستند از کروبی حمایت کنند. به همین دلیل رای به انحلال ستاد دادند تا در رودرربایستی آقای کروبی قرار نگیرند.

استان خراسان جنوبی هم رای به «گزینه دیگر» دادند. سعید فکوری رئیس ستاد با تحلیل خود توانسته بود باقی اعضا رو مجاب کند از یک گزینه سوم مثل «محمدعلی نجفی» و یا «محمدرضا خاتمی» حمایت کنیم. برای همین تنها استانی بودند که رای به گزینه دیگر رای دادند.
در مورد استان گیلان هم کمی بین بچه ها اختلاف و کدورت پیش امد. با توجه به آیین نامه کنگره های استانی تعداد آرای استان زوج شد. در جلسه پر از کشمکش رای دو فراکسیون شکل گرفته به هم نرسید و دقیقا نیمی از ارا به انحلال و نیمی دیگر به مهندس موسوی رای دادند. به همین دلیل هم در نقشه، این استان به دو قسمت تقسیم شده است.



5 شنبه 88.01.20

صبح با اعضای ستاد 88 رفتیم تجریش ببرای دیدار با مهدی کروبی. برخلاف سایر گروه هایی که در دیدار با کروبی از ضرورت اجماع و کنار رفتن کروبی به نفع موسوی می گفتند، ما حرفی از اجماع به میان نیاوردیم و اتفاقن از کروبی هم خواستیم در صحنه بماند و به هم افزایی رای اصلاح طلبان کمک کند. این مصوبه شورای مرکزی ستاد بود. من ابتدا گزارشی از ستاد ارائه کردم. رضا شریفی در ادامه در مورد مدیریت انتخابات و انجام جلسات منظم بین ستادهای دو کاندیدای اصلاح طلب صحبت کرد. امیرحسین مهدوی هم ضمن انتقاد از تخریب برخی اعضای مجمع نسبت به بزرگان اصلاح طلب از او خواست برای این امر چاره اندیشی کند.

کروبی این دیدار را شیرین ترین دیدار خود در این مدت ها خواهند و از ما خواست روز بعد از انتخابات، چه رئیس جمهور بشود و چه نشود دیداری با او داشته باشیم تا در مورد برخی مسائل صحبت کند. کمی هم در مورد اختلافش با برخی از اصلاح طلبان گفت. مهمترین این موارد هم تاکید او بر این امر بود که کاری نکنند تا آقای خامنه ای را مخالف خود قرار دهند. چون نه همراه دارند و نه زورشان می رسد.

بعد از دیدار با کروبی رفتیم سالن رایزن؛ جلسه ستادهای شهرستانی خاتمی بود. خاتمی هم صحبت های خوبی کرد. کلیپ نهایی «مشرقی آزاده اندیش» را که در مورد خاتمی است پخش کردیم. استقبال خیلی خوبی شد. با دکتر خانیکی در مورد پاسخ میرحسین به مطلب طنز ابراهیم نبوی در مورد فاطمه رجبی، همسر غلامحسین الهام، صحبت کردیم. فاطمه رجبی همان کسی است که کتاب احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم را نوشته است.

ابراهیم نبوی در مطلب طنزی، فاطمه رجبی را که از میرحسین انتقاد کرده بود، مورد انتقاد قرار داده است. پاسخ میرحسین در انتقاد از نبوی و دفاع از حق اظهار نظر فاطمه رجبی به نظر من و اکثر بچه ها مناسب نبود. بچه ها می ترسیدند که نبوی حالا یک چیزی در مورد مهندس موسوی بگوید. دکتر خانیکی اما می گفت که هرچند نحوه پاسخ را نمی پسندد اما اینکه میرحسین از یک منتقد خانم خودش دفاع می کند قابل تقدیر است. ما می گفتیم که حالا اگر ابراهیم نبوی یک جوری پاسخ میرحسین را بدهد و به قول خودمانی «حال او را بگیرد» چه؟ خانیکی البته می گفت که با سابقه 30 سال دوستی که با نبوی، می داند که او خوب مناسبات سیاست را می داند و پاسخی به میرحسین نمی دهد و اگر هم بدهد، محترمانه خواهد بود. همینجور هم شد. ابراهیم نبوی مطلب محترمانه ای نوشت و مهندس را نکوبید. تاج زاده هم از نوشته میرحسین دفاع می کرد و می گفت ممکن است ما آنرا نپسندیم اما انعکاس آن در جامعه خوب خواهد بود. به خاطره ای از انتخابات سال 76 هم اشاره کرد و اینکه در آن سال امین زاده روزی آمد و با عصبانیت گفت که خاتمی گاف داد. داستان این بود که در یک مصاحبه تلویزیونی وقتی از خاتمی می پرسند نرخ تورم در دولت شما چند درصد خواهد بود، می گوید که من معلم فلسفه هستم؛ در این مورد باید کارشناسان اقتصادی نظر بدهند. به نظر امین زاده، این پاسخ خاتمی در سال 76 درست نبود. اما برخلاف انتظار به نقل قولی از احمد توکلی در مورد همین حادثه اشاره کرد و گفت که آنها در روزنامه رسالت روی این جمله خاتمی خیلی مانور داده بودند، بااینحال بازخود جامعه برخلاف انتظارشان بوده است و مردم از این امر استقبال کرده و گفته اند که این کاندیدا صداقت دارد و دروغ نمی گوید.

مهندس خانجانی را هم دیدم، با من صحبت کرد و از تشکیل جلسه NGO ها برای حمایت از میرحسین خبر داد که خودش مسئول آن است. می خواست من هم جزو این حلقه باشم. در مورد بابک هم پرسید و گفت هوای او را باید داشته باشید. من هم جواب دادم که بابک دوست صمیمی من است و من اتفاقن با او خیلی راحت هستم. این را قبلن هم خانجانی در مورد بابک گفته بود.

با سعید نورمحمدی تماس گرفتم. در مورد استان ها گفت و اینکه رای نهایی شان با میرحسین موسوی بوده است. سایت یاری هم آرا را به تفکیک استان کار کرده است. از کل 1434 رای ماخوذه بر اساس حق رای الکترال تقریبن 35 هزار عضو ستاد 88، میرحسین 8/75 و کروبی 9/6 درصد آرا را به خودشان اختصاص داده اند. حدود 11 درصد به انحلال ستاد و 5 درصد هم به گزینه دیگر رای داده اند. از میان استان ها تنها بوشهر کروبی را انتخاب کرده است.

آرای کنگره های استانی در انتخاب موسوی و کروبی

آیین نامه روش اجرایی تعیین آرال الکترال ستادهای استانی 88 برای انتخاب میرحسین موسوی یا مهدی کر.بی

ساعت 4 با شهاب رفتیم دفتر امین زاده برای جلسه ای که در مورد یک سایت اجتماعی تشکیل داده بود. مصطفی طلوعی از موج سوم و احمد فرهودی از بچه های دانشگاه شریف و بوترابی مدیر سایت پرشین بلاگ هم بودند. اجرای طرح با احمد است. سایتی شبیه به Facebook است، اما امکانات دوستیابی آن را ندارد. برای اشتراک کلیپ و فیلم و خبر مناسب است. مدلی شبیه به سایت بالاترین اما کامل تر. در مورد اسم هم «برای ایران» مورد اجماع اکثر افراد بود. چند تا اسم دیگر هم مطرح شد که اگر دامین برای ایران وجود نداشت از آن ها استفاده شود.

شب یک سری به شهرکتاب نیاوران زدم و طبق معمول چند تایی کتاب خریدم. از ظهر در کلیه ام احساس درد داشتم. رفتم اورژانس بیمارستان پارسیان. دکتر گفت که شاید سنگ کلیه باشد. آزمایش نوشت و قرص مسکن داد. سونوگرافی هم باید بکنم.

4 شنبه 88.01.19

صبح با حمید صحبت کردم. گفت که وقت برطرف کردن ایرادات کلیپ را ندارد. گفتم فایل avi را بدهد با کس دیگری هماهنگ کنم. زنگ زدم سهیل. گفتم گیر کرده ام، کمکم کن. هرچند قبلاً چند بار ما را سرکار گذاشته بود، اما استقبال کرد. به من قبلاً گفته بود که با من مشکل ندارد. مشکلش با جبهه و ذهنیت های غلط آن است. از شهاب خیلی گلایه داشت برای خریدن لوازم گروه فیلم و کلیپ. شهاب به او پیشنهاد داده بود که مشارکتی خرید کنیم و بعد از انتخابات هم او قسطی این لوازم را از ما بخرد. یک جورهایی هم سهیل حق هم دارد و هم شهاب. به هر حال وقتی می خواهیم کار انتخاباتی کنیم باید چهار تا هارد و باکس بتوانیم تهیه کنیم. اما خب، آن موقع پولش را نداشتیم. الان هم البته نداریم. بچه ها خودشان با امکانات شخصی کار می کنند و بعضی مواقع هم که کار واجب داریم مجبوریم کرایه کنیم.

رفتم […]. از ساعت 12 تا ساعت 5 بعد از ظهر روی کلیپ کار کردیم. چیز خوبی از آب درآمد.

امین آزاد هم بعد از ظهر آمد پیش من و کلیپ «خداحافظی خاتمی» را که با آهنگی از چاوشی پیشنهاد  داده بودم آورد. خوب نبود. آهنگ نقص داشت؛ ضمن اینکه مطابق سناریویی که توافق کرده بودیم هم نبود. گفتم که باید اصلاح شود، این کلیپ برای پخش آماده نیست. سر سناریو با من کمی بگو مگو کرد و گفت که اجازه نمی دهد کسی برای فیلم های مستندی که او تهیه می کند سناریو بنویسد. با تندی پاسخ دادم که ما یه قل دو قل بازی نمی کنیم، کار انتخاباتی می کنیم و هر اشتباهی بهای زیاد دارد. او هم باید درک کند که تبلیغات و تولیدات آن در ستاد 88 مسئول دارد و مسئولش هم من هستم. در ضمن هنوز خیلی از سیاستمداران را درست و حسابی به اسم نمی شناسد، بعد می گوید که اجازه نمی دهد کسی برایش سناریو بنویسد؟ تاکید هم کردم که شرط کار اینجا این است که حتمن باید برای کارهایش هماهنگ باشد. غیر از این را قبول نمی کنم. در عین حال همه جوره تا هر جایی که بتوانم هم کمکش می کنم. با ناراحتی از پیش من رفت.

ساعت 4، جبهه جلسه داشتم برای شورای سیاست گذاری. دیر رسیدم با نیم ساعت تاخیر. بچه ها در مورد نحوه حمایت از میرحسین صحبت می کردند. ستاد میرحسین با سایت یاری که از روز اول انصراف خاتمی و مطابق خواست او، از میرحسین حمایت کرده بود برخورد مناسبی نداشته است. همینطور با سایت ایلنا که تمام قد به حمایت از میرحسین برخواسته است. این جور برخوردها بقیه بچه ها را مقداری دلسرد کرده است. اگر از میرحسین حمایت کنیم و ستاد او دلیلی برای کار کردن با ما نبیند چطور؟ شهاب به این بهانه می گفت که ما نباید با اعلام حمایت خودمان، چک سفید امضا به ستاد میرحسین بدهیم. ضمن اینکه آنها، درون ستادشان، هنوز در مورد ضرورت استفاده از بچه های اصلاح طلب نزدیک به خاتمی اجماع ندارند. حمزه غالبی در مورد این صحبت کرد که این طور نیست، ستاد از حمایت بچه های 88 استقبال می کند. در عین حال، ما مشکل تشکیلاتی هم داریم، هر لحظه که دیرتر از میرحسین حمایت کنیم، توان کنترل نیروهای بدنه را از دست خواهیم داد. من هم با حمزه موافق بودم و در جهت همین موضوع صحبت کردم و اینکه ما در بهترین زمان ممکن از خاتمی حمایت کردیم و در عین حال هرگز هم مثل سایر گروه ها پس از کناره گیری خاتمی و صرفن با درخواست او به دنبال میرحسین ندویدیم. ما حمایت از میرحسین یا کروبی را بر عهده استان ها گذاشتیم، هرچند حدس می زدیم در نهایت میرحسین انتخاب خواهد شد، اما به هر حال نظر استان ها برای ما شرط  بود. حالا با این پشتوانه باید وارد میدان شویم و بیانیه ای هم تهیه کنیم و این موارد را توضیح دهیم. عده ای در فضای انتخابات به دنبال اثبات خودشان هستند و وای بر روزی که توانایی نداشته باشند. ما در ستاد خاتمی هم کم مشکل نداشتیم، اما خب ستاد خاتمی هم جمع و جور تر و هم از لحاظ توانایی و تشکیلات منسجم تر بود. بالاخره ستاد خاتمی کم کار انتخاباتی نداشته است. گفتم که اساسن اگر ما از ستاد میرحسین غیر از بی عمل بودن انتظار دیگری داشتیم، فکر خطایی کرده ایم. ما باید با اصولی که داریم خودمان را به ستاد تحمیل کنیم. به وقتش، آنها هم می فهمند که باید از بچه های ما استفاده کنند. ضمن اینکه حمزه غالبی به عنوان رئیس جوانان ستاد میرحسین، عضو ستاد 88 هم است. رضا شریفی و سعید نورمحمدی هم تقریبن با این نظر موافق بودند. امیرحسین مهدوی اما همچنان «ان قلت» داشت و می گفت که ما در قبال حیثیتی که آنجا می گذاریم ممکن است چیزی بدست نیاوریم و حتی حیثیتمان را هم از دست بدهیم. حرف امیرحسین در مورد توان پایین تشکیلاتی ستاد میرحسین بود و از این واهمه داشت که ما نتوانیم از تمام انرژی که داریم برای میرحسین استفاده کنیم. اما به هر حال سیاست است دیگر و بازی برد و باخت. باید درست بازی کنیم. در نهایت قرار شد دیداری با قربان بهزادیان نژاد، رئیس ستاد میرحسین داشته باشیم. حمزه غالبی هماهنگ می کند. همینطور هم دیداری با بهشتی که رابط ما با میرحسین باشد. بیانیه را هم قرار شد که من تهیه کنم.

در مورد دیدار با کروبی هم صحبت کردیم. اجماع نظر بچه ها این بود که دیگر در دیدار با کروبی ما نمی توانیم مانند میرحسین عمل کنیم و به دنبال دریافت نظرات و اعلام مواضع انتخاباتی خودمان باشیم. مواضع ما تقریبن آشکار است. ضمن اینکه کروبی و دیدگاه های او را هم می شناسیم. بهتر است با کروبی از سه منظر صحبت کنیم. حضور همزمان وی و میرحسین در انتخابات، مدیریت انتخابات و جلسات مرتبط میان دو کاندیدا به منظور تاکید بر عدم تخریب همدیگر توسط اعضای ستاد. بچه ها می ترسند که برخی در حزب اعتماد ملی وارد کار تخریبی شوند. در انتخابات مجلس هشتم که واقعن اینگونه بود. شهاب پیشنهاد کرد که من گزارشی از ستاد 88 بدهم، رضا شریفی در مورد مدیریت انتخابات توسط میرحسین و کروبی با حضور همزمان این دو کاندیدای اصلاح طلب صحبت کند و امیرحسین مهدوی هم از تخریب ها انتقاد نماید و از کروبی بخواهد برای این امر چاره ای بیاندیشد.

سعید نورمحمدی هم گزارشی از آخرین وضعیت رای های استانی داد. ستادهای فرعی مثل روحانیون جوان، ستاد مجازی، دانشگاه آزاد و … هم تا پنجشنبه گزارش نهایی خود را می دهند. اما کمیته تهران هنوز انتخاباتی برگزار نکرده است. بابک هم امروز نیامده بود. سعید می گفت که شفاهن استعفا داده است. بعد از جلسه به او زنگ زدم؛ گفت که حوصله کار کردن ندارد. گفتم چرا کنگره تهران را برگزار نکردی که پاسخ داد بعد از دیدار با کروبی. گفتم بابک جان، دیدار با کروبی پنجشنبه است و کنگره ستاد روز جمعه برگزار می شود، تو می خواهی بعد از اعلام مواضع ستاد، کنگره تهران را برگزار کنی؟ پاسخی نداشت.

به یک مشکل دیگر هم برخورد کردیم. جلسه تشکیلاتی ما قرار بود جمعه در دفتر جبهه مشارکت برگزار شود؛ اما صفایی فراهانی مخالفت کرده است. دلیلش را نمی دانم. در نهایت اما با موافقت سازمان مجاهدین انقلاب، قرار شد جلسه در محل سازمان برگزار شود. تقریباً برنامه تمام استان ها برای کنگره معلوم است، البته  همانطور که گفتم جز تهران. آخرین نتایج را هم سایت یاری مرتب به روز می کند.

مهدی شهسوار هم امروز آمده بوده بود جبهه. در مورد سایت صحبت کردیم. هنوز ایراداتی دارد. رنگش را نپسندیده ام. سبز بود، اما ترکیب زیبایی نداشت. یک جورایی شده بود مثل سایت رجانیوز. قرار شد فایل را برایم ای-میل کند تا ایراداتش را به او بگویم. صفحه را هم کامل کنم. سعید شریعتی تماس گرفت. می خواست در جبهه با من صحبت کنم که گفتم جبهه ام. برای نظرسنجی پیشنهاد داشت و اینکه جلسه مشترکی با مسئول نظرسنجی ستاد میرحسین داشته باشیم. گفتم که حرفی ندارم. فایل نقشه ایران را هم که تهیه کرده بودم، تاکید داشت که مورد استفاده قرار دهیم و نتایج نظرسنجی هایمان را در سایت بگذاریم. از پیشنهاد حزب برای هماهنگی ستادهای 88، موج سوم و دانشجویان همراه سمیه توحیدلو گفت و اینکه این سه گروه به عنوان گروه های جوان حامی میرحسین زیر نظر یک شورای هماهنگی با محوریت شریف زادگان عمل کنند.

شب امیر سیدین تماس گرفت و از بی عرضگی ستاد میرحسین خیلی گلایه کرد. فاتح از او خواسته بود که سه شنبه برای اطلاع رسانی ستاد جلسه ای داشته باشند. او هم با اعلام این نکته که عضو ستاد 88 است و به صفت فردی و فقط برای مشورت حضور خواهد یافت به ستاد رفته بود؛ اما می گفت کمتر کسی را آنجا دیده است که به کار انتخاباتی آشنایی داشته باشد. دو ماه تا انتخابات بیشتر باقی نماینده.

در پایین چند تایی از عکس های رای گیری کنگره های استانی را می توانید ببینید:





در زیر در مورد سه تا ویدئوی انتخاباتی صحبت می کند که توسط کمپین اوباما برای رقابت های ریاست جمهوری آمریکا در سال 2012 تهیه شده است. (+) (+) (+)

اولین ویدئو روایت کوتاه 5 دقیقه ای از سال 2007 تا امروز است. اوباما کاندیدا شد، در رقابت های مقدماتی دموکرات ها کلینتون را شکست داد (در فیلم به پیروزی او در ایالت آیوا اشاره می کند، در مورد اهمیت ایالت آیوا برای کمپین اوباما بعدن مفصل می نویسم) و در نهایت رئیس جمهور شد. در طول 4 سال یک سری کارهایی کرد از جمله افزایش شغل، نجات صنایع ماشین سازی و …. این ویدئو را از این بابت گذاشتم که برای روایت یک تاریخ به خصوص در یک کمپین، نیازی نیست 1 ساعت داستان تعریف کنیم. ترکیب عکس و موسیقی و حرکت، این ویدئو را استثنایی کرده است.

دومین ویدئو در مورد تلاشی است که مخالفان اوباما برای رقابت با او انجام می دهند و همه هم او را رئیس جمهور یک دوره ای آمریکا می دانند. در این ویدئو مستقیمن مطلبی از کمپین اوباما ارائه نمی شود، همین که استدلال های ضعیف مخالفان را ارائه می دهد، یعنی کمپین اوباما پیام خود را رسانده است. این نمونه ای از کاربرد نظریه برجسته سازی در ارتباطات است.

سومی هم داستان مردی با پیراهن ارغوانی است که در تمام سخنرانی های اوباما با پیراهنی که رنگ آن را دوست دارد شرکت می کند. این ویدئو، از جنبه همذات پنداری کاندیدا و رای دهنده است که ویدئویی جالب می شود.

 

بازی تقریبن برای ریک سنتروم تمام شده است. این عنوان مقاله کارل رو، معروف ترین استراتژیست انتخاباتی جمهوری خواهان است که می گوید میت رامنی، کاندیدای نهایی جمهوری خواهان برای رقابت با اوباما خواهد بود. اهمیت کارل رو را در تصمیم گیری های انتخاباتی جمهوری خواهان علیه اوباما می توانید با خواندن این مقاله پولتیکو درک کنید. مقاله ای با عنوان Karl Rove’s Fight Club که در آن از نقش انتخاباتی او در پیروزی جمهوری خواهان در انتخابات کنگره در سال 2010 و همچنین تلاش وی برای جمع آوری پول فقط و فقط برای غلبه بر اوباما می گوید.

کارل رو اگرچه در انتخابات مقدماتی به طور مشخص از هیچ یک از کاندیداهای جمهوری خواه حمایت نکرد، اما سنتوروم و گینگریچ او را متهم می کردند که طرفدار میت رامنی است. اشاره آنها به مقاله های کارل رو در وال استریت ژورنال و همچنین مصاحبه های تلویزیونی اش با فاکس نیوز بود که این هر دو رسانه البته از جمله رسانه های دست راستی در آمریکا به حساب می آید.

هفته گذشته، کارل رو میزبان جلسه ای پشت درهای بسته در واشنگتن بود. جلسه ای که همان Fight Club کارل رو علیه اوباماست و البته با قانون های مشخص و معین، همانگونه که «برد پیت» در فیلم Fight Club تکرار می کند:

The first rule of Fight Club is: You do not talk about Fight Club. The second rule of Fight Club is: You do not talk about Fight Club

شما قرار نیست در مورد مباحث Fight Club با کسی صحبت کنید، این قانون اول و قانون دوم Fight Club است.

کمپین بوش در سال 2000 و 2004 هم با قانون هایی مشابه همین اداره می شد و البته دیوید پلاف، رئیس کمپین انتخاباتی اباما در سال 2008، در کتاب The Audacity to Win که شرح چگونگی کاندیداتوری و پیروزی اوباما در انتخابات سال 2008 است، اشاره می کند که از این قانون های کارل رو در کمپین انتخاباتی اوباما استفاده کرده است.

کارل رو، استراتژیست بوش در کمپین های انتخاباتی اوبود. در عین حال امروز هم خبری منتشر شد که «اد گیلسپی«، یکی دیگر از معروف ترین استراتژیست های جمهوری خواهان و مشاور پیشین بوش هم به عنوان مشاور ارشد «میت رامنی» در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری 2012 انتخاب شده است. او قرار است در استراتزی و انتخاب پیام های تبلیغاتی به میت رامنی کمک کند. اد گیلسپی، سابقه حضور در کمپین های مختلف جمهوری خواهان را دارد و رئیس پیشین کمیته مرکزی جمهوری خواهان بود و به همراه کارل رو از جمله موسسین American Crossroad، مهمترین Super PAC جمهوری خواهان در رقابت با اوباماست.

ما در رکاب «حسین» جنگیدیم

منتشرشده: 6 آوریل 2012 در Uncategorized

نوشته ام در سایت میهن درباره شهید مرتضی آوینی با عنوان «ما در رکاب حسین جنگیدیم«:

آوینی برای انقلاب نماند و زود رفت. نمی دانم این رفتنش، خوب بود یا بد و امروز اگر بود کجای تاریخ این انقلاب قرار داشت و دست در دست چه کسی می گذاشت. این را می دانم اما که او و چند تایی دیگر مثل او، از متقدمین حاج احمد متوسلیان و از متاخرین، قیصر امین پور و حتی گل آقای فومنی را خدا برای ماندن نساخته بود. هر کدام از این چهار تا، البته شخصیت های هستند با دنیایی متفاوت، اما چندان بدشانس نبودند که بعضی چیزها را ندیدند. اینها همانگونه که آوینی خود گفته است به معامله با خدا رفتند و حتمن ضرری هم نکردند. می ماند دیگرانی که ماندند. “زینبی” بودند و “حسینی” یا “یزیدی”. در “صحنه حق و باطل” بودند یا “به شراب نشستند” و یا “دعا” کردند. هرچه بودند، خیلی هایشان، “آوینی آوینی” ورد زبانشان است و نام آوینی، کعبه ظاهر آمالشان و یاد آوینی آویزه گوششان؛ اما آوینی نماندند و نبودند و نیستند. آنها در رکاب «حسین» نجنگیدند.

او می زند من کیستم من صورتم خاکیستم / رمال بر خاکی زند نقش صوابی یا خطا

کامل مقاله را اینجا بخوانید.

3 شنبه 88.01.18

شهاب sms زد و از دیدار با کروبی برای روز پنجشنبه خبر داد و تاکید کرد که حتمن باشم. یه ذره که منو من کردم که تهران نیستم و باید بروم قشم گفت که به عنوان رئیس ستاد دستور می دهد. گفتم چشم. در مورد رای استان ها هم گفت و اینکه آخرین نتایج رای گیری در استان ها بیانگر حمایت ما از میرحسین است. قرار هم شده است که آخرین نتایج استان ها را سایت یاری کار کند. به سعید هم زنگ زدم. گفت تا پنجشنبه رای همه استان ها نهایی می شود. بچه های استان ها را هم برای برگزاری جلسه تصمیم گیری در مورد انتخابات کروبی یا میرحسین در روز جمعه دعوت کرده است. جلسه در دفتر جبهه مشارکت برگزار می شود.

همتی آمد و در مورد کلیپ آلبوم یاور نظراتی داشت. بعضی هایش خوب بود، ولی دیگر تقریبن نهایی شده است.

خبری داد از استفاده ستاد احمدی نژاد از گروه های سرود لبنانی برای تبلیغات انتخاباتی. ضمن اینکه گفت صادق محصولی تامین مالی ستادهای احمدی نژاد را برعهده گرفته است و سه دفتر در خیابان های جامی، زرتشت و یک خیابان دیگر برای فعالیت های انتخاباتی گرفته اند. یک رابط در ستاد احمدی نژاد دارد و خبرهای ستاد را به او می دهد. خبر گروه سرود لبنانی را به بهروز دادم تا در یاری کار کند.

کلیپ یاور را دوباره کامل نگاه کردم. چند تایی ایراد داشت. مقداری عکس باید اضافه شود و حدود یک دقیقه ویدئو. موارد را مرتب کردم. تا فردا به حمید بدهم.

زنگ زدم به پژمان راهبر برای نوشتن مقاله ای در انتقاد از مایلی کهن، پژمان پیشنهاد داد این مقاله را تلفیق کنم با وضعیت ده نمکی در سینما و اینکه این هر دو چگونه سردمدار فوتبال و سینمای ایران شده اند.

مهدی شهسوار از بچه های ستاد 88 مشهد آمد پیش من. در مورد سایت ستاد صحبت کردیم. از این بچه های هنری باحال است. طرح خوبی برای سایت ستاد دارند. من هم پیشنهادهای خودم را مطرح کردم. قرار شد صفحه اول را برای آپ شدن آماده کند و به من بدهد.

با االهیاری در دفترش در سازمان گسترش جلسه داشتم.  راجع به MC یک طرح نیروگاه سیکل ترکیبی در قشم با ظرفیت 500 مگاوات صحبت کردیم. قرار شد یک شرکت تاسیس کنیم و ما هم 20% سهام آنرا هم داشته باشیم. سرحدی را مامور کردم برای پیگیری کارها و هماهنگی با اللهیاری وقتی که در تهران نیستم.

با فلاح برای امور سیستمی و منتقمی برای امور مالی جلسه داشتم. منتقمی از طرح مالیات بر ارزش افزوده ترس داشت. گفتم که نترسد. تازه اول کار هستیم. با فلاح هم در مورد وضعیت سیستمی و پرونده مان در جامعه مهندسان مشاور صحبت کردم. خیلی از وضعیت مبهم و سردرگمی که داریم گلایه کرد. حق داشت. قرار شد فعالیت های کمیته راهبردی برای ساماندهی امور جاری و استراتژیک دوباره برقرار شود. من هم بیشتر وقت بگذارم. بچه های IT هم آمدند؛ کمی راجع به وضعیت اطلاعات و نیازهای سخت افزاری و نرم افزاری صحبت کردیم. واحدهای مهندسی و مالی نیازهای مختلف دارند و از قبل از عید درخواست داده بودند. در عید من تازه این درخواست ها را دیده بودم. دو کارتابل پر از کارهای انجام نشده. یکی یکی دارم با بچه ها مطرح می کنم. ولی خب، واقعن سرم شلوغ است.

شب رفتم پیش اشکان و بازی منچستر و پورتو را تماشا کردم. مساوی شدند با دو گل. منچستر در پرتغال کار سختی در پیش خواهد داشت. فکر نمی کردم پورتو تا این حد روان بازی کند.

عکس ها مربوط به دیدار ستاد 88 با خاتمی در روز 87/8/8 است. در اولی از سمت راست، خاتمی به سر کچل شهاب گیر داده بود و همه می خندیدم. در دومی از سمت راست، من در حال ارائه گزارش است و در ردیف پایین حمید متقی، امین آزاد و روح الله شهسوار در عکس دیده می شوند. اون عکس با هاله نور هم متعلق به قادری کردستان است. اون قدر زمان انتخابات به من گیر داده بود و زنگ می زد یک روز بهش گفتم دارم بلیت می گیرم بیام کردستان، بریم تو یه اتاق در رو هم ببندیم. یا من تو رو می کشم یا تو منو. حدااقل یکی مون بقیه عمرش رو راحت زندگی می کنه

2 شنبه 88.01.17

صبح رفتم سر کلاس. ظهر هم کار گروهی داشتیم با بچه ها. سعید شریعتی تماس گرفت و می خواست صحبتی داشته باشیم. گفتم امشب برمی گردم و فردا می توانیم قرار بگذاریم. رسانه های مختلف خبر دیدار ما را با میرحسین پوشش دادند، اما گزارش ما که توسط سجاد سالک تهیه شده بود، در سیستم بوروکراتیک ستاد مانده است. از آنجایی هم که قول دادیم هیچ خبری بدون هماهنگی ستاد منتشر نکنیم، نمی توانیم خبر کامل تری ارائه دهیم. کیهان هم البته خیلی عصبانی است. تیتر زده بود اردوی مشارکت در ستاد میرحسین. لابد برادر حسین انتظار دارد اردوی مشارکت در ستاد احمدی نژاد یا دفتر کیهان تشکیل شود.

با حمید لطفی تماس گرفتم. کلیپ یاور آماده است؛ همتی هم دنبالش بود. گفتم فردا بیاید همدیگر را ببینیم. به امین آزاد زنگ زدم، می خواستم در مورد کلیپ هایی که کار می کند بپرسم. کلیپ خداحافظی با خاتمی آماده است. خاتمی و میرحسین هم چهارشنبه آماده می شود. با شهاب تماس گرفتم. دوباره در مورد کنگره استانی و دیدار با خاتمی برای اعلام حمایت از میرحسین صحبت کردیم. فردا قرار است برود دفتر خاتمی. به روح الله شهسوار هم زنگ زدم. برای ساعت 3 قرار گذاشتیم. با شهاب صحبت کردیم که مسئولیت سایت ستاد مستقیم با بچه های مشهد باشد.

امروز میرحسین موسوی جلسه مطبوعاتی داشت که با استقبال زیادی هم مواجه شد. صحبت های خوبی هم کرد. از نظارت استصوابی انتقاد کرد و در عین حال گفت که بساط گشت های ارشاد را جمع می کند. این هر دو در سئوالات ما از میرحسین مطرح شده بود.

امیر سیدین تماس گرفت. عدنان سپهری با امیر صحبت کرده و خواسته با من صحبتی داشته باشد. سه شنبه را پیشنهاد داده که ما برویم ستاد میرحسین و صحبت کنیم. در مورد خودم قبول نکردم و گفتم شورای مرکزی صحبت کردیم و قرار شده است تا زمان تصمیم گیری نهایی، برنامه ای برای رفتن به ستادهای موسوی یا کروبی نداشته باشیم. اما می توانیم به صورت غیررسمی با هم دیدار داشته باشیم. ولی نه در ستاد میرحسین. به هر حال تا اعلام نتایج کنگره های استانی نمی توانیم با ستاد میرحسین همکاری کنیم. در مورد خودش هم گفتم که تو هم بالاخره عضو ستادی، هرچند خودت باید تصمیم بگیری.

امیر می گفت که فاتح هم با او تماس گرفته و خواسته بود در کمیته اطلاع رسانی ستاد همکاری کند. نظر خودم را تکرار کردم که بهتر است بگوید ما عضو ستاد 88 هستیم و در ساختار 88 کار می کنیم. نمی توانیم تا زمانیکه تکلیفمان مشخص نشده است در کمیته های ستاد میرحسین همکاری مشترک داشته باشیم. امیر هم با من موافق بود و این صحبت را تایید کرد.

شب پرواز داشتم به سمت تهران. دیر وقت رسیدم. حمید لطفی کلیپ یاور را فرستاده بود. دیدم، اما خیلی راضی کننده نبود. ایرادهای ساختاری دارد. در انتخاب ویدئوها هم بی سلیقه گی کرده، هرچند در برخی موارد هم خوب عمل کرده است. به هر حال دست حمید درد نکند. از کلیپ قبلی اش با عنوان «نجات» خیلی خوشم آمده بود.

خبر سرمربی گری مایلی کهن برای تیم ملی هم امروز منتشر شد. فدراسیون بی عرضه فوتبال مجبور شده است هرچه سازمان تربیت بدنی می گوید گوش کند. فدراسیونی پر از آشفتگی و بی عملگی با رئیسی که فقط می خندد. زشته برای فوتبال ما که زمانی رئیس فدراسیون آن صفایی فراهانی و حتی دادکان بود و امروز کفاشیان است.

شب مایلی کهن آمده بود برنامه نود و به مجادله با فردوسی پور می پرداخت. فردوسی پور خیلی باهوش است، اما همین باهوشی کار دستش می دهد. آدم های باهوش زیاد حرف گوش نمی کنند و این در مصاحبه های فردوسی پور از ایرادهای ذاتی اوست. بی خود می پرد وسط صحبت مخاطب و این امر گاهی باعث می شد بحث از موضوع اصلی خودش دور شود. جلوی کسانی هم که هوچی گری می کنند گاهی اوقات کم می آورد. امشب جلوی مایلی کهن خوب صحبت نکرد و سئوالات درستی را مطرح ننمود. به دنبال مچ گیری بود که مایلی کهن هم با زرنگی در می رفت.

ایمان ارجمندی، عضو دفتر تبلیغات ستاد 88

1 شنبه 88.01.16

صبح رفتم دنبال شهاب و بابک. خانه هر سه تا ما در سعادت آباد است و کمتر از 5 دقیقه با هم فاصله داریم. شهاب که البته خانه شان سر کوچه ماست. با هم رفتیم دفتر جبهه. ساعت 7:30 با بچه ها جلسه داشتیم که متن دیدگاه ها و مطالبات را به آنها در 5 سرفصل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و دانشگاه بدهم تا مطابق برنامه از قبل تعیین شده هرکس 5 دقیقه صحبت کند. عطا هم جداگانه در مورد پرونده هسته ای صحبت می کند. راجع به موضوع هم کار کرده است. شهاب هم در ابتدا یک مقدمه ای از ستاد، شیوه تشکیل و برنامه های آتی اش ارائه می دهد. ضمن اینکه قرار شد تاکید کند که قصد داریم هم با میرحسین و هم با کروبی دیدار داشته باشیم و بعد از رای استمزاجی استان ها، تصمیم نهایی را خواهیم گرفت. هرچند خودمان هم می دانیم که در نهایت حمایت ما از میرحسین قطعی است. هم نظر استان هاست و هم به هر حال نظر خاتمی روی میرحسین است.

ساعت 9 رفتیم پیش میرحسین. حمزه از قبل آنجا بود. جلسه خیلی خوبی داشتیم. در ابتدا شهاب انتقادی و محکم صحبت کرد. و در ادامه در سرفصل های مختلف موارد مهم قابل توجه خودمان را که مواردی شامل نظارت استصوابی، انتخابات، حقوق بشر، وضعیت بیکاری، تورم و … بود ارائه دادیم و سئوال هایی را هم به شرح زیر مطرح کردیم.

سیاست (رضا شریفی):

–         شما در قبال انتخاباتی همانند انتخابات مجلس هفتم چگونه موضع گیری می کنید و نظارات استصوابی شورای نگهبان را تا چه حد منطبق بر آرمانهای اصیل انقلاب می دانید و با آن چگونه برخورد خواهید کرد؟

–         جنابعالی در قبال رفتارهای غیر قانونی برخی مسئولین با شهروندان، همانند آنچه که بر زهرا کاظمی یا زهرا بنی یعقوب رفت چه برخوردی خواهید داشت؟

–         حضرتعالی در مقابل زندانی کردن شهروندان تنها  به دلایل اظهار عقیده چگونه موضع گیری خواهید نمود و نظر شما در رابطه با زندانیان سیاسی چیست؟

اقتصاد (امیرحسین مهدوی):

–         با نفت چهل دلاری و کمبود منابع، چه راهکاری برای رشد صنعت، کاهش تورم و بیکاری و رسیدن به اهداف سند چشم انداز دارید؟

–         برای رویارویی با بحران مصرف وکمبود حامل های انرژی چه ایده یی دارید؟

–         راهکارهای حضرتعالی برای مهار تورم چیست؟

–         با 20000 میایارد تومان کسری بودجه امسال چه خواهید نمود؟

–         راهکارهای حضرتعالی برای تولید سالانه 1 میلیون شغل (به عنوان مهم ترین نیاز جوانان) چیست؟

–         برای پیشرفت در عسلویه و اساساً سرمایه گذاری در حوزه های بالادستی چه برنامه ای دارید؟

فرهنگ (حمید متقی):

–         برخورد شما در قبال توقیف مطبوعات مستقل و منتقد چگونه خواهد بود؟

–         در خصوص نیاز های قانونی و با وجود توان نمایندگان خود در شورای نظارت بر صدا و سیما ، جهت اصلاح رویه های غلط و جناحی صدا و سیما  چگونه اقدام  خواهید نمود؟

–         وزارت فرهنگ و ارشاد شما چه سیاستی در قبال فرهنگ و هنر و سانسوری که بر آن تحمیل می شود اتخاذ خواهد نمود؟

–         در قبال عملکرد نهادهای نظامی در برخورد با آنچه که جرایم اینترنتی خوانده می شود چه عکس العملی نشان خواهید داد و آیا اساساً به عقیده جنابعالی این نهادها حق برخورد خودسرانه با مظاهر فرهنگی – چه درست و چه نادرست- را دارند یا خیر؟

اجتماع (داود روشنی):

–         در قبال طرح هایی همانند طرح امنیت اجتماعی به شیوه ای که امروز اجراء می شود چه موضعی دارید و به عنوان رئیس جمهور با آن چگونه برخورد خواهید نمود؟

–         برای دفاع از آزادی عمل سازمان های مردم نهاد وغیردولتی بعنوان یکی از مظاهر تحقق جامعه مدنی چه برنامه هایی دارید؟

–         در دولت جنابعالی قومیت ها و اقلیت ها تا چه حد در بیان عقاید خودشان و انجام فریضه های دینی شان آزاد خواهند بود؟

دانشگاه (حامد خوانساری):

–         در قبال انحلال انجمن های اسلامی دانشگاهها چه موضعی دارید؟

–         نظر جنابعالی در مورد حمایت از تشکل های دانشجویی مستقل چیست؟

در انتها هم آوردیم:

آقای رئیس جمهور

مسائل فوق حداقلی است که بخش عظیمی از نسل جوان از رئیس جمهور آینده و مردمی انتظار دارد. مطالباتی که در تحجر و نیرنگ و فریب موجود، به عنوان کف انتظارت محسوب می شود و تنها بر گرده رئیس جمهوری سنگینی نمی کند که از درون نظام و انقلاب و مردم باشد، دل به حال آرمان های انقلاب بسوزاند و آينده ایران مان را مهمتر از هر چیز دیگری بداند. ما جنابعالی را اینگونه می شناسیم و از حضرتعالی می خواهیم که شما  نیز ما را نسبت به  تحقق این آرمانها در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دهم امیدوارتر نمائید.

ستاد ملی جوانان حامی خاتمی(ستاد 88)

میرحسین هم تقریبن دیدگاه های اصلاح طلبانه داشت. در مورد بحث هسته ای البته، دیدگاه های میرحسین متفاوت از احمدی نژاد است، اما این طور نیست که قائل به امتیازدادن به غرب باشد. از منظر شخصی من از خودم طرفدار این موضع میرحسین هستم،  دفاع از برنامه هسته ای و تاکید بر مطالبات ایران. چیزی بود که میرحسین روی آن تاکید داشت، هرچند گفت که سواستفاده از آن برای رای را قابل انتقاد می داند. از سیاست خارجی دولت نهم هم انتقاد زیادی کرد. شهاب مطلبی در مورد این جلسه به شرح زیر نوشت:

در مورد موضوعات اقتصادی و مخصوصا سرمایه گذاری بخش خصوصی و خارجی مهندس موسوی به این نکته اشاره کرد که سرمایه گذار باید دیوانه باشد در کشوری که در طول سه سال سه رییس کل بانک مرکزی می آیند و می روند سرمایه اش را زمین بگذارد. گفت که برنامه ها و سیاست های دولت اگر متغیر و غیرقابل پیش بینی و دایما در حال دگرگونی باشند مشخص است که وضع چنین می شود که امروز شده. گفت که به نظرش تولید در کشور به منحط ترین وضع خود در 30 سال جمهوری اسلامی رسیده است. علت وضع کنونی را این طور بیان کرد که منابع کمیاب در خدمت پروژه های رای ساز و بی اهمیت بوده، در بخش سیاست داخلی صریح و خلاصه مخالفت اش را با نظارت استصوابی اعلام کرد و آن را به فروکاستن نقش مردم در انتخابات تعبیر کرد.در بخش سیاست خارجی اشاره کرد که باید ماجراجویی را با سیاست های اصولی مخلوط نکنیم، فقط به مصرف داخلی موضوعات خارجی توجه نشود، دستگاه خارجی کشور را فلج و وزارت خارجه را تکه پاره دانست. انرژی هسته ای را موضوعی دانست که اگر در این بیست سال سکوت کرده لحظه ای از تعقیب و رصد کردن آن غافل نبوده، از ضیاء الحق نقل کرد که می گفته ملت پاکستان علف هم بخورد باید به انرژی هسته ای دست پیدا کند، می گفت در مورد انرژی هسته ای نباید سرنخ می دادیم، تعبیرش این بود سرنخ را که بدهی پلیور تن ات را در می آورند، معتقد بود با رقبا باید تک تک مذاکره کرد به جای آنکه مثلا در قالب پنج به اضافه یک متحدشان کنیم، معتقد بود می شد بهتر از این عمل کرد تا قطعنامه صادر نشود و کار هم جلو برود. در حوزه اجتماعی ، گفت که گشت های ارشاد را باید جمع کرد. نهادهای مدنی را لازم و ضروری برشمرد تا حوزه عمومی شکل بگیرد و قدرت حکومت را محدود کند، اما اشاره کرد که جامعه مدنی فقط به نهادهای مدنی مدرن محدود نمی شود و هیات های مذهبی ، منابر و خیریه ها را هم جزء نهادهای مدنی می داند. تشکیل حوزه عمومی را ضرورتی دانست که فوریت دارد تا دولت آمرانه نتواند در حوزه خصوصی دخالت کند. خودی و غیرخودی کردن شهروندان را بی اساس و خلاف حقوق انسانی شمرد.ستاره دار کردن دانشجویان را محکوم کرد، عدم موافقت اش را با سهمیه بندی جنسیتی اعلام کرد، تنوع در دانشگاه و به رسمیت شناختن گرو ه های مختلف و دیدگاه های متکثر در دانشگاه را ضروری دانست. از اعتقادش در مورد شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت که باید کار دانشگا ه ها را به وزارت علوم بسپرد و به کار فرهنگ عمومی بپردازد.

در نهایت هم میرحسین گفت که ما (ستاد 88) تنها گروهی بودیم که با برنامه به سراغ او آمدیم و بهترین سئوال ها را مطرح کردیم. یک نسخه از دیدگاه ها و سئوال هایمان را هم تحت عنوان جزوه ای به نام «ارائه دیدگاه ها و بیان مطالبات ستاد 88 از میرحسین موسوی» از میرحسین موسوی که به صورت تفصیلی تر بود هم شهاب به میرحسین داد. در این جزوه همانطور که گفتم در فصل های مجزا، دیدگاه های خودمان را ارائه دادیم و سئوالاتمان را هم از میرحسین مطرح کردیم.

می توانید از لینک زیر به این جزوه دسترسی داشته باشید:

«ارائه دیدگاه ها و بیان مطالبات ستاد 88 از میرحسین موسوی«

میرحسین در عین حال بعد از پاسخ به پرسش ها و بیان دیدگاه های خود از ما خواست ریز موارد ارائه شده را خبری نکنیم. چون قصد دارد در برنامه های انتخاباتی این موارد را با جامعه مطرح کند. فقط قرار شد سجاد سالک با ستاد هماهنگ کند و گزارش دیدار با میرحسین را تهیه نماید.

تا حالا میرحسین را ندیده بودم. مغرور است و محکم. از غرورش خیلی خوشم آمد. حرفی از حمایت ما از خودش نزد. جایی به تلویح گفت که فکرهایتان را بکنید. منظورش در مورد حمایت ستاد 88 از خودش بود.

بعد از جلسه نظر اکثر بچه ها مثبت بود. ناهار را من، فاطمه، ساجده، بابک و سعید با هم بودیم. در مورد جلسه صحبت کردیم و اینکه میرحسین اهل کوتاه آمدن نیست. در مورد انتخابات مجلس هفتم و همینطور مواردی مانند طرح امنیت اجتماعی هم محکم برخورد کرد. همه راضی بودیم

سعید نورمحمدی از حضور برخی از اعضای ستاد 88 در ستادهای نیسم میرحسین خبر داد. ما نسبت به ستاد نسیم موضع داریم. خبر تشکیل این ستاد را حمید سیدی قبل از عید به من داده بود. اما خب، کارشان جعلی است. نسیم ستاد انتخاباتی حامیان معین تحت عنوان «نسل سومی های یاریگر معین» یا همان «نسیم» بود که در انتخابات سال 84 با مسئولیت سمیه توحیدلو برای دکتر معین فعالیت می کردند. خیلی هم بچه های پیگیر و به قول معروف باحالی بودند. در انتخابات شوراها هم با عنوان «نسل سومی های یاریگر میهن» برای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان کار کردند. در آن انتخابات من هم با آنها همکاری داشتم. حالا یک سری افراد دیگر، ستادی به نام نسیم زده اند. تازه نسیم خالی نه، نسیم 88. بهتر بود اگر چنین قصدی هم دارند که ستاد بزنند یک اسم دیگر انتخاب می کردند.

پیشنهاد کردم در شورای سیاست گذاری تصویب کنیم که هرکس عضو ستاد نسیم شده است دیگر در ستاد 88 عضویت نداشته باشد. بچه ها هم موافق بودند. در مورد کنگره انتخاب کاندیدای نهایی هم هم هماهنگ کردیم تا برنامه را برای روز جمعه بگذاریم. سعید می گفت تا پنجشنبه تمام کنگره ها استانی برگزار خواهد شد. اگر هم بتوانیم بعد از کنگره برویم نزد خاتمی خیلی خوبست. حمایت از میرحسین را در جلسه با خاتمی باید اعلام کنیم.

بعد از ناهار، من رفتم فرودگاه بروم بندرعباس و از آنجا هم قشم. پرواز خوبی بود. بعد هم با اتوبوس دریایی رفتم قشم. هرچند دوباره فردا برمی گردم تهران.

سعید رئوفی، شهاب طباطبایی، میرحسین موسوی و امیرحسین مهدوی

جمعه 88.01.14

از صبح زود رفتم شرکت. کنترل پروژه یک گزارشی از منابع پروژه های اراک به همراه Cash Flow ارائه داده بود. از طراز خواستم تا با واحد مالی و منتقمی هماهنگ کند، یک گزارش تجمیعی شش ماهه از همه پروژه ها به من بدهند.

بازی پرسپولیس و صبا را ساعت 3 دیدم که 2-0 باختیم. پرسپولیس این روزها فقط اعصاب آدم را خورد می کند. فقط مانده از شهرک شهید غفاری هم 14 تا گل بخوریم.

غروب وسایلم را جمع کردم. پرواز داشتم برای به قشم. ساعت 8 پرواز داشتیم. در هواپیما و قبل از پرواز شهاب تماس گرفت تا از جلسه فردا با خاتمی بگوید. قبل از او sms هایی از تاج زاده و کریم تابش هم برای این جلسه داشتم. به شهاب گفتم که نیستم. در مورد دیدار با میرحسین هم گفت که به یکشنبه ساعت 9 صبح موکول شده است. خواست که حتمن حضور داشته باشم، گفتم که قشم هستم، اگر پرواز گیرم آمد حتمن می آیم. بچه ها یک سری اصلاحات در مورد متن مطالبات و برنامه ها داشتند که به شهاب گفتم همه را اعمال کردم. قرار شد گزارش نهایی را تا فردا برای شهاب بفرستم که اگر نتوانستم بیایم متن گزارش را شهاب به بچه ها و میرحسین بدهد.

مهندس الهیاری تماس گرفت. مسئول یکی از قسمت های سازمان گسترش شده است برای پروژه های امکان سنجی. در مورد MC یک طرح نیروگاهی قبل از عید با من صحبت کرده بود. می خواست هر طور شده اول هفته همدیگر را ببینیم. گفتم که من تا دوشنبه نیستم. بگذارد برای سه شنبه و ترجیحن صبح. می خواهد یک شرکت به صورت Joint Venture تاسیس کنیم.

غروب حسین اکبری را هم دیدم. با هم رفتیم مرغ سوخاری خوردیم. کمی هم راجع به سینما و سیاست صحبت کردیم. گفت که قصد دارد یک نشریه تخصصی هواپیمایی تولید کند. ایده جالبی است. مثل اینکه نشریه تخصصی در حوزه حمل و نقل هوایی هم نداریم. بعد هم رفتم فرودگاه مهرآباد و شب رسیدم قشم. هوا بد نبود.

شنبه 88.01.15

صبح رفتم آژانس هواپیمایی و توانستم برای تهران بلیت گیر بیاورم. امشب دوباره بر می گردم تهران. بعد هم رفتم سر کلاس. این Course ما در مورد Cahnge Management است و استاد خوبی هم داریم. هرچند کارها فشرده است. دو پروژه کوچک باید به صورت گروهی تحویل بدهیم و یک پروژه فردی. پروژه اصلی گروه را هم باید ظرف 4 روز بعد از اتمام کلاس ارائه دهیم.

بعد از کلاس متنی را که باید برای جلسه فردا با میرحسین آماده کنیم نهایی کردم. با شهاب تماس گرفتم و گفتم شب که تهران بروم خودم چند نسخه کپی می گیرم و فردا صبح قرار می گذاریم که بچه ها هم یک نسخه متن را داشته باشند برای ارائه گزارش به میرحسین. این گزارش شامل بیان مطالبتمان از میرحسین و رئوس برنامه های مورد توجه برای انتخابات ریاست جمهوری امسال است. ساعت 8 پرواز داشتم و 11 رسیدم تهران. تا ساعت 1:30 نیمه شب هم فایل را نهایی کردم.

علی جمشیدی، ستاد 88 خوزستان

3 شنبه 88.01.11

صبح شرکت بودم. مطابق معمول کارهای عقب مانده ام کم نیستند. امسال هم که سال انتخابات است و اساسن وقت نمی کنم به کارهایم در اینجا برسم. حالاکه البته هنوز عید تمام نشده، بعد از 13 که دیگه فرصت ندارم سرم را بخوارانم. مدیر مالی مان متنی در مورد طرح طبقه بندی مشاغل، قبل از عید به من داده بود. کمی روی آن کار کردم. در برخی پروژه ها این روزها، کارفرماها طرح طبقه بندی مشاغل را هم به عنوان مدرکی برای ارزیابی می خواهند.
شهاب تماس گرفت. گفت که عبداله نوری هم می خواهد کاندیدا شود، عطریان فر و نیلی هم کمکش می کنند. پیشنهاد داد با او هم دیدار کنیم. مخالفت بودم. گفتم که ما در نهایت از میرحسین حمایت خواهیم کرد؛ حتی دیدار ما با کروبی هم فرمالتیه است، چون احتمالن ستادهای استانی از میرحسین حمایت خواهند کرد، مگر آنکه اتفاق ویژه ای رخ دهد. به همین دلیل حمایت از عبداله نوری که دیگر توجیهی ندارد. نه اینکه عبداله نوری خوب نیست؛ بلکه اولن رد صلاحیت می شود، دوم هم ما که نمی توانیم مرتب کاندیدا تغییر دهیم. اما در نهایت گفتم که هر تصمیمی او بگیرد من تابع خواهم بود. اگر صلاح می داند پیش عبداله نوری هم برویم، به من بگوید که باید چه کار کنم.

سازمان امروز برای حمایت از میرحسین تصمیم می گیرد. در نهایت هم از او حمایت خواهد کرد. خبرش را هم حمید متقی بهم داد.

شب روی انتخابات کار می کردم و جزوه تبلیغاتی مان، یک فرمت اولیه CPM برنامه های تبلیغاتی مان را درآوردم. البته باید خیلی روی آن کار کنم.

قبل از خواب هم کمی مثنوی مولوی خواندم. تفسیر «بشنو ازنی» واقعن زیباست. هروقت دلم می گیرد آنرا می خوانم.

4 شنبه 88.01.12

حمایت سازمان ]مجاهدین انقلاب[ از میرحسین نهایی شد. خبرش را دیروز حمید متقی بهم داد. اما امروز رسماً اعلام شد. هرچند سایت های جناح امروز تمامً راست سعی داشتند این خبر را با اعتراض اعضای سازمان مجاهدین به میرحسین منتشر کنند.

رضا کیوانی یک مطلبی در سایت خرداد نوشته است: مانیفست کاندیداتوری عبداله نوری با معاونت اولی عارف و رضایت مشارکت. هرچه فکر می کنم کمتر می فهمم که این چه ذهنیت داغانی است که از توی آن، این مطلب بیرون می آید. حالا خرداد سایت نزدیک به نوری هست که خب باشد، چرا این قدر اما از مرحله پرت هستند. رویا که نمی بافند. به قول امیرحسین مهدوی کار عبداله نوری که به {…} بیفتد، همین می شود دیگر.

قسمت اول و دوم فیلم چه گوارا را دیدم. جالب بود؛ داستان زندگی یک انقلابی که دنیایی هنوز طرفدار دارد. قسمت دوم آن اما تعریفی نداشت.

امین آزاد آمد. فایل فیلم های خاتمی را به او دادم. کمی در مورد کلیپ ها صحبت کردیم. کلیپ خاتمی تا یکشنبه آمده می شود و کلیپ خاتمی و میرحسین هم چهارشنبه هفته دیگر آماده است. از حمایت ستاد از میرحسین پرسید و اینکه مبادا یک موقع طرف عبداله نوری برویم. این از همان نتایج دیدار قبل از عید ما با عبداله نوری و خبر دروغ سایت خرداد است. امین به دیدار نوروزی میرحسین رفته و فیلم هم گرفته بود. بچه های ستاد 88 اما قرار شده بود که در اینگونه موارد مراعات کنیم و قبل از دیدار رسمی ستاد با هر یک از دو کاندیدای اصلاح طلب، نه به دیدار میرحسین برویم و نه کروبی. حتی برای دیدارهای نوروزی.

امین می گفت که آنجا از او خواسته اند تا واسطه دیدار بچه های میرحسین با ستاد 88 باشد. دستورالعمل ستاد 88 را گفتم که قرار است با میرحسین تا قبل از 20 فروردین دیدار کنیم و بعد هم منتظر نتایج کنگره های استانی باشیم. تاکید داشت که حتمن باید از میرحسین حمایت کنیم. گفتم که پیش بینی من هم در نهایت حمایت از میرحسین است.

5 شنبه 88.01.13

امروز سیزده به در بود و روز تولد من. یک مقدار روی برنامه زمان بندی فعالیت های ستاد کار کردم. شب اما فقط با خودم بودم به دلایلی کاملن شخصی. رفتم بام تهران.

ارغوان تماس گرفت که بروم خانه شان. گفتم که نمی توانم ]و چه قدر اشتباه کردم که برای آخرین بار هم او را ندیدم[.

شنبه 88.01.08

صبح رفتم شرکت. با فلاح جلسه داشتم برای مشکلاتی که از لحاظ سیستم ها و روش ها داریم. پیش نویس قرارداد HSE را هم آورد.

علیرضا بهشتی، نامه ای نوشته و تلویحاً از آنها که هنوز در حمایت از میرحسین مردد هستند انتقاد کرده است. نوشته خوبی نبود. الان در عید هستیم و میرحسین هم آخر سال کاندیدا شده است. به هر حال باید به افراد و گروه ها فرصت بدهد. هرچند شنیده بودم که میرحسین خودش از ابتدا قصد داشت 12 فروردین اعلام کاندیداتوری کند.

ساعت 2 قرار داشتم با حمید خرم برای کارهای کلیپ و تدوین نهایی گردهمایی 22 اسفند. نسخه اولش یک سری ایراد داشت. تا ساعت 6:30 آنجا بودم. بعد هم رفتم با بچه ها فوتبال ایران و عربستان را ببینم. هر شکستی برایم در فوتبال قابل تحمل است جز شکست در مقابل عربستان و بحرین. این دفعه در تهران 2 بر 1 باختیم. بعد از اینکه ایران گل اول را زد یک sms برایم آمد که با حضور احمدی نژاد در استادیوم، ایران به گل رسید. وقتی که بازی تمام شد البته sms اینجوری دیگر نیامد. به جای آن چند تا sms در مورد بدیمن بودن حضور رئیس جمهور در استادیوم های ورزشی داشتم. مسابقات کشتی هم که رفته بود دقایق آخر باختیم.

اعصابم حسابی خورد بود امشب به خاطر باخت به عربستان. تنهایی رفتم بام تهران. تا نصف شب همان دور و ور بودم.

1 شنبه 88.01.09

صبح رفتم شرکت. ظهر قرار بود بروم شهرک سینمایی برای پشت صحنه فیلم «راه ابریشم» که حسین اکبری دعوت کرده بود؛ اما زنگ زد و گفت که برنامه امروز کنسل شده است. پگاه ]آهنگرانی[ صورتش تاول زده بود و نتوانسته بودند گریمش کنند. گفت که فردا بیایم؛ فردا اما با بچه های ستاد قرار دارم.

سایت رجا از برکناری علی دایی خبر داد. در سایت های دیگر، خبری در این مورد نبود اما از آنجا که رجا به احمدی نژاد نزدیک است بعید نیست خبر درست باشد. هرچند دقایقی بعد همین خبر را فارس و ایرنا هم منتشر کردند. دایی به دستور مستقیم احمدی نژاد و در حالی که سرمربی گری قطبی قطعی شده بود جایگزین وی شد. امروز هم احتمالاً دستور احمدی نژاد و علی آبادی برای برکناری دایی تاثیرگذار بوده است؛ وگرنه از کفاشیان انتظاری نیست. کفاشیان می گفت که اگر به جام جهانی هم نرویم دایی سرمربی تیم ملی باقی خواهد ماند. اما برای احمدی نژاد صعود به جام جهانی یعنی یک تبلیغ انتخابی. ساعت 1 هم خبرگزاری ایلنا این موضوع را تکذیب کرد اما من فکر می کنم خبر فارس و رجا صحیح باشد. مدتی بعد تابناک خبر را کامل تر کار کرد و گفت که کفاشیان در جلسه ای از علی دایی خواسته است که استعفا بدهد و بعد از اینکه دایی نپذیرفت، برکنار شد. مشکلات فوتبال ایران با ورود علی آبادی به سازمان تربیت بدنی خیلی گسترده تر از قبل شد؛ تصمیم کیری های ناگهانی و بدون آگاهی نتیجه اش این است که امروز می بینیم. مشکل ورزش کشور به نظر من شخص علی آبادی است که متاسفانه از حلقه نزدیکان احمدی نژاد هم هست.

خبری هم از استعفای قالیباف در انتقاد از دولت و عدم دریافت مطالبات شهرداری امروز منتشر شد ؛ اما گویا رهبری مخالفت کرده و از قالیباف خواسته است که در شهرداری بماند.

یاری نیوز یک سری خبر در مورد ستادهای میرحسین در اصفهان منتشر کرده است. یکی از اینها انتشار خبری به همراه تصویر حکم ریاست ستاد اصفهان است. نمی دانم چرا؛ شاید از آنجایی که بهروز شجاعی، اصفهانی است دوستان اصفهانی اش از او خواسته اند که این کار را بکند؛ اما به نظر من اعتبار یاری اینگونه پایین می آید. یاری به لطف خلاقیت فوق العاده بهروز خیلی موفق بود و زمانی به مهمترین منبع انتشار خبر در مورد خاتمی تبدیل گردید. باید اعتبار منبعش را هم حفظ کند.

2 شنبه 88.01.10

سعید نورمحمدی، سعید رئوفی و رضا شریفی آمدند پیش من. در مورد انتخابات صحبت کردیم و آينده ستاد. رضا پیشنهادی مطرح کرد که اگر قرار است از موسوی حمایت کنیم باید این حمایت به همراه یک موج عمومی باشد، و این موج هم تنها از طریق اعلام حمایت استان ها از میرحسین موسوی به صورت مجزا می گیرد. من هم پیشنهاد کردم که حتماً در فاصله های زمانی از قبل تعیین شده و پشت سر هم باشد. بچه ها موافقت داشتند. قرار شد منتظر رای استمزاجی استان ها باشیم که اگر به نفع میرحسین بود، روی آن مانور بدهیم. پیش بینی بچه ها این است که استان ها از میرحسین حمایت می کنند. سعید نورمحمدی هم قرار شد برای انتشار اخبار استان ها با سایت یاری هماهنگ کند. سعید رئوفی هم با سایر بچه ها در این مورد صحبت می کند.

در مورد دیدار با میرحسین و کروبی هم صحبت کردیم. من به شهاب گفته بودم اگر می تواند هماهنگی دیدار با میرحسین را برای قبل از روز شنبه بگذارد. چون من از شنبه دو هفته ای نیستم. می روم قشم. شهاب تاکید داشت که من حتماً در جلسه باشم، اما من گفتم که اگر هم به جلسه نرسیدم، برنامه ها و مطالباتمان را به تفکیک برای بچه ها تهیه می کنم.

در مورد دیدار با کروبی هم پیشنهاد کردم که دیدار با او تنها از منظر هماهنگی بین کاندیداهای اصلاح طلبان –موسوی و کروبی- باشد. کروبی روی واژه «اجماع» حساس است و نمی توانیم با این پیش شرط با او دیدار موفقی داشته باشیم. هرکس با او از منظر «اجماع» دیدار داشته است منظورش این بوده که او کنار برود. اما به نظر من او تصمیم خود را برای حضور در انتخابات گرفته است و کوتاه هم نمی آید. مخصوصن اینکه در انتخابات سال 84، این همه او را نادیده گرفتیم، اما با شعار 50 هزار تومان رای بالایی هم بدست آورد. حالا که این طور است چه بهتر تا طرفداران دو کاندیدای اصلاح طلب، لااقل همدیگر را تخریب نکنند.

در مورد مشارکت و مجاهدین هم بحث شد. همه اتفاق نظر داشتیم که هر دو از میرحسین حمایت خواهند کرد. دکتر میردامادی بعد از جلسه با میرحسین خیلی راضی بود و می گفت که او بیشتر از آنچه که فکر می کنیم از ما انتظار دارد.

رضا شریفی از جلسه امروز مشارکت هم گفت و اینکه اگر جبهه حداقل یک بیانیه بدهند خوب است. مشارکت در اکثر تصمیم گیری ها بعد از مجاهدین انقلاب اعلام موضع می کند و از آنجا که مواضع مشارکت و مجاهدین همیشه منطبق بر هم است اینطور جا افتاده که مشارکت منتظر سازمان ]مجاهدین انقلاب[ می ماند. من اما پیش بینی ام این است که اعلام مواضع جبهه به بعد از جلسه مشترک شورای مرکزی، دفتر سیاسی و روسای مناطق موکول خواهد شد.

فاطمه sms داد مبنی بر انتقاد بهشتی از حامیان خاتمی. با او صحبت کردم، می گفت که بهشتی، مخالف حمایت ما از میرحسین است. گفتم که این با نامه دو روز پیش او که از تعلل در حمایت از میرحسین گلایه داشت نمی خواند. فاطمه هم جواب داد در ستاد میرحسین در مورد نوع مواجه با بچه های اصلاح طلب نظرات متفاوتی وجود دارد. برخی خیلی مغرورانه خود را پیروز و بی نیاز می دانند. هرچند بادشان این روزها خوابیده و خودشان هم می دانند که باید بچه های خاتمی را داشته باشند.

کنگره استانی ستاد 88 در اردبیل همراه با سخنرانی عروجعلی محمدی

4 شنبه 88.01.05

صبح رفتم شرکت. پول بچه های الفین را باید می دادیم. همتی آمد. کمی صحبت کردیم راجع به آهنگ هایی که قرار است بسازد. اگر بتوانیم یک آلبوم بدهیم با پنج تا شش آهنگ خیلی خوبست. به حمید لطفی زنگ زدم برای کلیپ یاور که یک نسخه هم قرار بود او تهیه کند. گفت که تا 15 فروردین آماده است. یک مقاله خواندم راجع به جنگ روانی در روزنامه ایران. بد نبود. با حمید خرم هم تماس گرفتم برای کلیپ گردهمایی مان. آماده است. گفت که امشب تحویل می دهد و داد. کمی بازهم اما کار دارد.

متن مطالبات از میرحسین را هم اصلاح کردم و فرستادم برای بچه ها.

غروب رفتم سوارکاری. داتیس بزرگ شده است و دیگر سواری می دهد.

5 شنبه 88.01.06

صبح رفتم اسکی توچال. هوا خیلی خوب بود. بعد از ظهر هم نازنین خسروانی را دیدم. کمی صحبت کردیم راجع به مطبوعات و کارهایی که می کند. از کارگزاران خیلی گلایه داشت. می گفت نمی دانم من قدیمی شدم یا این بچه ها اخلاقیات را در روزنامه نگاری رعایت نمی کنند. کمی از بی عرضگی {…} گله کرد و اینکه بچه های جدید بعضی هایشان خبرنویسی را هم خوب نمی دانند. {…} را مثال زد. در مورد اخلاقیات هم گفت که وقتی با فردی مصاحبه کرده بود و طرف از وی خواسته بود که قسمتی از مصاحبه را کار نکند و فقط برای اطلاع خودش بداند، بچه ها با تمسخر به او می گفتند که باید آنها را هم کار کند. از این مسائل خیلی گله داشت. با نازنین در جمهوریت و اقبال برای مدت کوتاهی همکار بودیم. یکی از بهترین روزنامه نگاران و البته یکی از بهترین دوستان من است.

جمعه 88.01.07

تا ظهر خواب بودم. بعد رفتم شرکت. کمی به کارهای جاری ام رسیدم. روی جزوه برنامه تبلیغاتی ستاد 88 هم کار کردم. از منظر تئوریک ما باید روی دو تئوری ارتباطی متمرکز شویم. تئوری برجسته سازی در شهرهای بزرگ و مارپیچ سکوت در شهرهای کوچک و روستاها. یک برنامه عملی هم نوشتم. برنامه تبلیغاتی ما باید با برجسته سازی خبری شروع شود، از طریق سفرهای استانی افراد سیاسی در کل کشور همزمان با سالگرد دوم خرداد. همینطور یک طرح روستایی باید داشته باشیم برای تبلیغات در روستاها که باید در دوران تبلیغات انتخاباتی باشد. در مورد جزئیاتش باید با سعید و مسئولان استان ها هماهنگ کنم.

شهاب تماس گرفت. گفت احتمالن دیدار ما با میرحسین به بعد از 13 فروردین موکول می شود. بعد هم به دیدار کروبی خواهیم رفت.

با سعید تماس گرفتم. در مورد طرح استمزاج از استان ها پرسیدم. گفت که به تمام استان ها ابلاغ کرده که تا قبل از 20 فرودین، کنگره استانی برگزار کنند و نظرشان را در 4 گزینه حمایت از میرحسین، حمایت از کروبی، انحلال ستاد و حمایت از کاندیدایی دیگر به ستاد اعلام کنند.

شب هم رفتم شهر کتاب نیاوران، طبق معمول یک ساعتی کتاب خوندم و کتاب هم البته خریدم.