گزارش سالیانه Edelman Trust Barometer در مورد افراد قابل اعتماد از کاهش اعتماد به مدیران ارشد شرکت ها در سال 2012 می گوید. نتایجی که از این میزان اعتماد به دست آمده به طور محسوسی از سال 2011 پایین تر است. یعنی با 12 درصد کاهش از 50% به 38% رسیده است. توضیحات وبلاگ Future Fundraising Now از معنی و مفهوم این کاهش اعتبار مدیران و در عین حال افزایش میزان اعتبار کارمندان برای آنچه را که در تبلیغات انتخاباتی Fundraising خوانده می شود بخوانید. Fundraising در تبلیغات سیاسی در ایران چیزی شبیه رفتن پیش صادق محصولی برای گرفتن خمس درآمدش و خرج کردن آن در انتخابات مجلس ( یا ریاست جمهوری) است.
مقاله ام در مردمک
و توضیح اینکه چرا جبهه پایداری جبهه رهبری در انتخابات مجلس دهم شورای اسلامی است: رقابت امسال، رقابت رایهای متشکل – و شاید تقلبهای متحمل – بین جریان انحرافی و جبهه پایداری خواهد بود که همبستریشان پیش از سال ۸۸، کودک نامشروع انتخابات ۸۸ را به دنیا آورده است؛ امروز اما از هم جدا شدهاند – لااقل در ظاهر – و هر دو گروه و حامیان پیدا و پنهانشان پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ مار خوردند و افعی شدند و هر دو برای یکدیگر خط و نشان مجلس و رئیس آینده آن را میکشند.
هرکس که در حمایت رهبری جمهوری اسلامی از جبهه پایداری کمترین تردیدی داشته باشد، جمهوری اسلامی را در مدیریت بیست و دو ساله پس از درگذشت آیت الله خمینی در سال ۶۸ نشناخته است. مدیریتی را که در آشکاترین وجه خود میتوان به آن عنوان «مدیریت تکرار» داد. تکرار حوادث انقلابی، نه یک بار که بارها و بارها. آیت الله خامنهای در حالی انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ را برای متشکل کردن اصول گرایان به ناطق نوری – رئیس بازرسی رهبری – سپرده بود که از محمود احمدینژاد حمایت میکرد تا بازتولید کننده انقلابیگری سالهای ۵۷ و ۵۸ البته در شکل تراژیک آن باشد. اصول گرایان که انتخابات ۸۴ را مفتضحانه باختند، تازه بعد از انتخابات بود که شاخکهای کندذهنشان به جنب و جوش افتاد که یک و نیم میلیون رای لاریجانی برای آنکه کلیدهای ساختمان پاستور را به جریان اصول گرایی سنتی بسپرد بسیار کمتر از آن چیزی است که یک رئیس جمهور به آن احتیاج دارد.
کاملش را اینجا بخوانید.
جبهه پایداری در انتخابات مجلس امسال چیزی دارد که بقیه اصول گرایان ندارند. همین که به هر طریق، سالنی برای سخنرانی طرفداران این جبهه پر می شود، یعنی سنتی های اصول گرا بازی را باخته اند. آنها هرگز نمی توانند سالنی را حتی در شکل دستوری و تبلیغاتی انتخاباتی هم پر کنند. در میان اصلاح طلبان فقط مشارکت بود که می توانست و توان رسانه ای و تبلیغی اش را هم داشت، در میان جناح راست هم، امروز جبهه پایداری در مدل کارکردی، تقلیدی از مشارکت است. هرچند در محتوا زمین تا آسمان تفاوت دارند، اما پایداری ها تنها گروهی هستند که می دانند چه می کنند و تا آخر خط نظام می روند. مجلس بهانه است، ریاست جمهوری بعدی نشانه است و آینده رهبری را زمانه مشخص می کند.

به عکس دقت کنید: رای به پایداری، یعنی نه به هاشمی؛ سوراخ دعا را چسبیده اند، ول هم نمی کنند.
اصلی ترین سوپر پک Super PAC حامی میت رامنی، کاندیدای انتخابات مقدماتی رقابت های ریاست جمهوری آمریکا در حزب جمهوری خواهان متهم شده که قوانین مالی حمایت از کاندیداها را در آمریکا نقض کرده است. داستان در مورد یک تبلیغ اینترنتی است که رامنی را منجی یک دختر جوان از قول پدر دختر معرفی می کند. گزارش هافینگتن پست در این مورد خواندنی است. چیزی شبیه این برای نیوت گینگریچ – دیگر کاندیدای رقیب رامنی – هم وجود دارد.
آگهی تجاری در خدمت پروپاگاندای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا
منتشرشده: 26 فوریه 2012 در Uncategorizedدر تبلیغات بین دو نیمه مسابقه نهایی فوتبال آمریکایی Super Bowl تبلیغی پخش شد با عنوان Halftime in America که در آن کلینت استیوود، یکی از نمادهای فر
هنگ آمریکایی با این عنوان که الان، بین دو نیمه است و هر دو تیم در رختکن به فکر این هستند که نیمه دوم را چگونه با برد به پایان برسانند، ادامه می دهد که الان برای آمریکا هم Half Time است. اشاره ای به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و انتخاب دوباره اوباما. جالب هم این که اوباما قبل از برگزاری مسابقه در مصاحبه با NBC گفته بود مستحق انتخاب دوباره است. این موضوع، بهانه مقاله ای شده از کارل رو، استراتژیست انتخاباتی بوش و یکی از باهوش ترین کمپینر های جمهوری خواهان. او تبلیغات وسط مسابقه فینال سال گذشته با حضور Eminem را هم یادآوری می کند و این سئوال را می پرسد که چرا بعد از پخش این آگهی تجاری، تویتر بازان طرفدار اوباما (رئیس تیم استراتژی و مدیر ارتباطات کاخ سفید) از این دو آگهی تجاری استفاده سیاسی کردند. پاسخ او البته تلویحن اشاره ای دارد به طرح نجات Chrysler و GM توسط دولت آمریکا که امروز توسط Chrysler با این تبلیغ به اصطلاح تجاری، با انتخابات ریاست جمهوری پیوند خورده است.
80 تا 90 درصدشان سفید پوست هستند. بالای 60 درصد آنها را مردان تشکیل می دهند و تقریبا همین تعداد بالای 45 سال دارند و در انتخابات سالیان گذشته برای جمهور
ی خواهان فعالیت کرده اند. اگر می خواهید راجع به تی پارتی Tea Party بیشتر بدانید، مقاله «تی پارتی و بازسازی محافظه کاری جمهوری خواهان» منبع خوبی خواهد بود. گزارشی تحقیقی از اعضای فعال این جنبش تقریبن درون گروهی جمهوری خواهان آمریکایی با تاکید بر آغاز فعالیتشان در ایالت ماساچوست و شهر بوستون در حمایت از اسکات براون، کاندیدای محافظه کار که جانشین سناتور مرحوم، تد کندی، در این ایالت لیبرال در آمریکا شد. این مقاله در مورد ادعاهایی که راجع به تی پارتی می شود و جهت گیری فکری و عقیدتی آنها و همچنین ضدیتشان با اوباما به عنوان اولین رئیس جمهور افریکن – امریکن، تحقیق خیلی خوبی خواهد بود برای آنها که مخصوصن امسال رقابت های ریاست جمهوری را در آمریکا پیگیری می کنند.
توی دوستان ما یه توهم عجیبی وجود دارد از خود اپوزسیون پنداری و اینکه گویی مردم منتظر نتایج جلسات حداکثر چهل و پنجاه نفره آنها هستند و دلخوش می شوند. دقیقاً مشابه چیزی که در این برنامه صفحه 2 بی بی سی، این دو دانشجوی پیشین بیان کردند. قصد ارزش گذاری همه صحبت های آنان را هم ندارم؛ اما تعجب می کنم که به این راحتی مدعی می شوند که انعکاس جلسات آنها در داخل خوب است و مردم دلگرم پروژه های مشخص شان می شوند. اپوزسیونی که وقتی که در ایران هم بود چهار نفر را نمی توانست دور خودش جمع کند تا مردم دلگرم شوند، حالا در خارج از ایران چطور می خواد نسخه پیچی کند، دیگه از اون حرفاست. یاد حرفی از یکی از دانشجویان قدیمی تحکیم افتادم به دوستانش پس از اینکه از دفنر معاون وزیر کشور دولت خاتمی خارج می شد. این دوست عزیز – که البته به لحاظ شخصی خیلی هم محترم است – معاون وزیر را مسخره می کرد که نفوذ آنها را نادیده گرفته است، چون به زعمش، او و دوستانش آلترناتیوهای جمهوری اسلامی بودند. همین دیدگاه در سال 84 البته به تحریم انتخابات منجر شد و وقتی که فهمیدند چه کلاهی سرشان رفته، در سال 88 از آن ور آب افتادند. اما نه در 84 و نه در 88، کسی لااقل برای دغدغه های آنان تره ای هم خورد نمی کرد. حالا که دیگر داستان داخل کشور برچیده شده و آلترناتیوها به خارج از کشور رفته اند. …
این مقاله را برای ندای سبز آزادی نوشتم و توضیح اینکه چرا فکر می کنم اصول گرایان سنتی پیروز انتخابات مجلس نخواهند بود؛ همانگونه که آنها در هیچ انتخاباتی پس از دوم خرداد 76 پیروز نشدند و احمدی نژاد هم از آنها مثل زنان خیابانی استفاده می کرد و مثل دستمال کاغذی دورشان می انداخت. فاحشگی تنها کارکرد اصول گرایی است. حالا هم کارشان به جایی رسیده که برای ائتلاف با اعضای جبهه پایداری، منت کسانی مثل رسایی، طلبه ای که در حوزه به بچه رپ معروف بود، را می کشند که تو را خدا ائتلاف کنید.
مقاله ام را اینجا بخوانید. البته همه اینها در صورتی است که اساساً انتخاباتی هم برگزار شود.
در این وبلاگ من، آرش غفوری، از پروپاگاندا و تبلیغات سیاسی می نویسم، در مورد کمپین های انتخاباتی در ایران و سایر نقاط جهان نکاتی را که به نظرم مفید بیاید بیان می کنم و همینطور از تجربیاتم در مدیریت پروژه می گویم. برنامه ریزی هر کمپین انتخاباتی یا تبلیغاتی یک پروژه است که تکنیک های پروپاگاندا به آن جهت می دهد و مدیریت پروژه آنرا سازماندهی می کند. به همین دلیل یک کمپینر باید حتمن پروپاگاندیست باشد و البته از مدیریت پروژه، ریسک های احتمالی، چگونگی مواجه شدن با ذی نفعان پروژه (Project Stakeholders) و … آگاهی داشته باشد.
در این وبلاگ همچنین خاطرات روزانه ام را که مناسب فضای عمومی باشد بیان می کنم. این خاطرات، بخشی از زندگی سیاسی و کاری من را تشکیل می دهند که بنا بر یک سنت چندین ساله به صورت روزانه همه آنها را یادداشت می کنم.
گزارشی از نوشته های من در رسانه های مختلف و همینطور مصاحبه ها یا صحبت هایی که داشته ام، بخش دیگری از این وبلاگ است که در قسمت «از من در همه جا» می توانید آنها را پیگیری کنید.
