این ویدئوی بی بی سی فارسی در مورد تبلیغات منفی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا چند تا نکته اشتباه داشت. اولین آن در مورد تبلیغی با عنوان Understand است که توسط Priorities USA تهیه شده است. به طور معمول رسم است که در پایان هر تبلیغ سیاسی، تهیه کننده تبلیغ، تمام مسئولیت آن را بر عهده می گیرد. در پایان این تبلیغ هم آورده شده است:

Priorities USA Action is responsible for the content of this advertisinf

این در حالی است که در گزارش بی بی سی، پس از توضیح این تبلیغ، اوباما را نشان می دهد که در حال گفتن این جمله است:

I am Barack Obama and I approved this message

به این معنی که من باراک اوباما هستم و مسئولیت این تبلیغ را می پذیرم. این فرمت رسمی تبلیغات تلویزیونی است که توسط کمپین اوباما ارائه می شود. در حالیکه این تبلیغ توسط کمپین رسمی اوباما ارائه نشده است و طبیعتن اوباما به لحاظ قانونی مسئولیتی در قبال آن ندارد. البته در گزارش بی بی سی فقط عنوان «من باراک اوباما هستم» آورده می شود با همان تم پایانی تبلیغات کمپین رسمی اوباما. به نظرم دلیلی برای این امر وجود نداشت و ارائه آن خالی از عینیت خبری و البته گمراه کننده است.

دومین نکته پیش بینی هزینه 2 میلیارددلاری اعلام شده برای تبلیغات منفی کاندیداهاست. خب این درست نیست. هزینه های کاندیداها (پول هایی که توانسته اند به هر طریق تولید کنند) تا حالا به 1 میلیارد دلار هنوز نرسیده و 2 ماه و نیم هم تا زمان انتخابات باقی مانده است. این پول شامل کل هزینه یک کمپین (تبلیغات تلویزیونی + هزینه های اداری مانند حمل و نقل و اسکان، حقوق کارمندان و …) می شود. اطلاعات کاملی از هزینه های انتخابات را در سایت کمیسیون انتخابات می توانید پیدا کنید. در اینجا هم گزارش ماه مهWesleyan Media Project را ببینید که تبلیغات منفی توسط کاندیداها را 52% و توسط گروه های سیاسی 86% اعلام کرده است. حالا اعلام اینکه 92% تبلیغات دو کاندیدای انتخابات منفی بوده است به نظرم یک مقدار غیرمنطقی به نظر می رسد. این گزارش واشنکتن پست را هم ببینید. حجم تبلیغات مثبت 22% و تبلیغات منفی 78% است (این گزارش در ماه آگوست ارائه شده است). من هم اینجا در مورد تبلیغات منفی نوشته ام.

سال 2012 البته از لحاظ هزینه های انتخاباتی در آمریکا بی نظیر است و مهمترین دلیل آن ظهور Super PAC یا همان گروه های سیاسی است که می توانند منابع مالی نامحدودی را به نفع یا به ضرر کاندیدا خرج کنند و البته در شرایطی هم تامین کننده های مالی خود را افشا ننمایند (مرد 10 میلیون دلاری که کسی او را نمی شناسد). من در اینجا، اینجا در مورد Super PAC ها و نقش پول در انتخابات آمریکا توضیحاتی داده ام. نقشی که البته با انتقاد برخی از میلیونرهای آمریکایی هم مواجه شده است.

شاید چندان منطقی به نظر نرسد اما Super PAC ها گروه های سیاسی هستند که برای تامین هزینه های انتخاباتی و تبلیغ به نفع یا به ضرر یک کاندیدا با کمپین کاندیداها نباید رابطه تشکیلاتی داشته باشند. به همین دلیل عنوان اینکه کاندیداهای آمریکایی برخی تبلیغات خود را به پیمانکارانی به نام Super PAC می سپارند – همانطور که در گزارش بی بی سی ذکر شده است – یک مقدار گمراه کننده است. پیمانکاران گروهی هستند که کاری را از طرف کارفرما با هزینه مشخص انجام می دهند. در اینجا Super PAC ها کاری از از طرفی کاندیدا تحویل نمی گیرند و هزینه آن را هم کاندیدا متقبل نمی شود. خودشان تصمیم می گیرند و هزینه اش را هم خودشان می دهند.

پی نوشت: در این گزارش که اسم پیمانکار به میان آمد، خاطره ای از استاد قاضی زاده به خاطرم آمد. من در مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها شاگرد کلاس او بودم، اما به مناسبتی که به یکی از نوشته های من مربوط می شود آقای قاضی زاده چندان از من خوشش نمی آمد. یک روز که برای مناسبتی  قصد مصاحبه با او داشتم، در منرلشان در اکباتان تهران، از من پرسید رشته دانشگاهی ام چیست؟ گفتم مهندسی خوانده ام. جواب آقای قاضی زاده برایم جالب بود. با تحقیر گفت که خب، یعنی بساز و بفروشی. من البته توضیحی نداشتم که برای کسی که مهندسی را در بساز و بفروشی خلاصه می کند – هرچند بساز و بفروشی هم کار بی ارزشی نیست – اما امروز که این گزارش بی بی سی را خواندم و پیمانکار نامیدن Super PAC ها، یاد آن روزها و آقای قاضی زاده افتاددم.

آخرین اخبار کنوانسیون دموکرات در شهر تمپا ایالت فلوریدا را که قرار است دوشنبه 27 آگوست 2010 آغاز شود  می توانید در صفحه ویژه پولتیکو دنبال کنید. در عین حال نحوه گزارش های جداگانه Fox News، CNN و CBS را هم از اینجا می توانید پیگیری کنید. هرچند که الان کل برنامه تحت تاثیر طوفان آیساک است که در راه تمپا ست و همین روزها سر می رسد.

پولتیکو در عین حال گزارش داد به نسخه اولیه برنامه جمهوری خواهان GOP Platform که قرار است پس از معرفی رسمی میت رامنی به عنوان کاندیدای حزب جمهوری خواه به صورت رسمی منتشر شود دست یافته است. در این Platform دیدگاه های محافظه کاران در مورد برنامه های خدمات درمانی، مالیات ها، دولت و … ارائه شده است.

نکته مهم دیگر این کنوانسیون، تلاش کمپین رامنی برای تغییر قوانین انتخاب نماینده های حزبی در انتخابات مقدماتی یا انجمن های محلی ایالتی است تا کنترل کاندیدای پیروز بر نماینده ها یا همان delegate ها بیشتر شود. مهمترین دلیل این امر استفاده ران پال از قوانین فعلی برای بدست گرفتن آرای delegate ها در برخی ایالت هاست که رای او در آنها کمتر از یک یا دو رقیب خودش است. به عنوان مثال در ایالت آیوا که میت رامنی و ریک سنتوروم، رقابت خیلی نزدیکی با هم داشتند و در نهایت سنتوروم با اختلاف 34 رای برنده شد، delegate ها تعلق گرفته به سنتوروم 0 است. رامنی هم 5 delegate در اختیار دارد در حالیکه ران پال که تقریبن 4000 رای (3%) کمتر بدست آورده، 22  delegate به خودش اختصاص داده است ( این گزارش جالب را حتمن بخوانید). برای بررسی آرای نمیانده های حزبی کاندیداهای جمهوری خواه به تفکیک هر ایالت هم  اینجا را نگاه کنید. ران پال در البته به احتمال زیاد فرصت این را نخواهد داشت تا انتخاب نهایی رامنی توسط کنوانسیون را به چالش بکشد و حتی سخنرانی داشته باشد، اما او قصد دارد به طرق مختلف بر کنوانسیون امثال تاثیر بگذارد. طرفداران رامنی در عین حال از این هراس دارند که عدم تغییر قوانین تعیین delegate حتی می تواند احتمال به چالش گرفتن رامنی در سال 2016 را (در صورت پیروزی وی در انتخابات و بدست گرفتن ریاست جمهوری) با مشکل مواجه کند. آخرین بار تد کندی سناتور ایالت ماساچوست بود که کاندیداتوری جیمی کارتر را در کنوانسیون دموکرات ها در سال 1980 به چالش گرفته بود. هرچند موفق نشد.

به صفحه ران پال برای انتخابات ریاست جمهوری 2012 هم سر بزنید. در این ویدئو هم او از برنامه سخنرانی روز یکشنبه اش در دانشگاه (USF (University of South Florida می گوید.

تکمیلی: برنامه اولین روز کنوانسیون جمهوری خواهان که قرار دونشبه بعد از ظهر آغاز شود به دلیل طوفان «آیساک» کنسل شد (+).

دادگاهی در کالیفرنیا، شرکت سامسونگ را به پداخت 1 میلیارد دلار به اپل محکوم کرد و گفت که این شرکت باید در طراحی محصولات خود به دلیل شباهت به محصولات اپل تجدیدنظر کند (تلفن های همراه اندرویی سامسونگ در مقایسه با آی فن و همچنین گلکسی تب در مقایسه با آی پد).

البته اینکه سامسونگ به پرداخت 1 میلیارد دلار متهم شده ارزشی به مراتب کمتر از این دارد که سامسونگ مجبور خواهد شد در طراحی محصولات الکترونیکی خود تجدیدنظر کند وگرنه حداقل بازار آمریکا را از دست خواهد داد. هرچند برای این تصمیم هم، سامسونگ می تواند درخواست تجدید نظر بدهد و حتی بعد از آن شکایت خود را به دادگاه های عالی تر ارجاع کند.

این شکایت اپل از سامسونگ، بزرگ ترین تولیدکننده گوشی های موبایل در دنیا، یک اعلام جنگ غیررسمی به شرکت گوگل هم هست که اکثر این گوشی های تلفن همراه، توسط سیستم های عامل اندروید – وابسته به گوگل – روانه بازار می شوند و در نسخه های جدید خود – نسخه های بعد از ویرایش 4 – به صورت محسوسی بهتر شده اند (+). اندروید در آمریکا و البته در سطح بین المللی سهم بازار بیشتری را نسبت به محصولات اپل در اختیار دارد، اگرچه به اعتقاد این مقاله پیشرفت مسطح  Flat محصولات اندرویدی در مقابل پیشرفت صعودی محصولات اپل یک امتیاز برای اپل است و یا این یکی که 5 دلیل ذکر می کند تا اثبات نماید سهم بازار بیشتر توسط اندروید چندان اهمیت ندارد، یکی از این دلایل هم اینست که درآمد خالصی که Common Shareholder ها در اپل بدست می آورند بیشتر از گوگل است.

و این البته شاید یه پیام به کمپانی  بلک بری هم باشد که گوشی تلفن همراه جدید خود را با نسخه 10 ریم هفته گذشته معرفی کرد که از لحاظ ظاهری بی شباهت به آی فن نیست و البته من هم که یکی از طرفداران پر و پا قرص بلک بری ( + کیبورد + دکمه وسط موسوم به track pad) هستم از اینکه بلک بری هم دارد شبیه آی فن می شود چندان رضایتی ندارم.

کاریزما و اقتصاد شکوفای آمریکا در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون، او را به یکی از برگ های برنده در هر انتخابات ریاست جمهوری تبدیل می کند. در رقابت میان اوباما – رامنی هم، او نقش های تبلیغاتی خود را در کارزارهای هر یک از این دو رقیب ایفا کرده است. کلینتون در ماه June  در یک برنامه تبلیغاتی به نفع اوباما در نیویورک شرکت کرد و توانست 3 میلیون دلار از فعالان مالی وال استریت برای اوباما جمع کند (+). اهمیت این کار هم در این بود که رابطه کمپین اوباما با وال استریت چندان خوب نبود و آنها ترجیح می دادند تا بیشتر از اوباما، به میت رامنی کمک کنند. هرچند تبلیغات منفی کمپین اوباما در مورد سابقه وال استریتی میت رامنی هم در این امر دخیل بود. امری که بیل کلینتون را واداشت تا به کمپین اوباما توصیه کند که نباید رابطه شان را با فعالان مالی در وال استریت قطع کنند.

در عین حال کمپین رامنی هم تلاش می کند از تضاد دیدگاه های کلینتون با اوباما به نفع خودش بهره برداری نماید. غیر از ویدئوی معروف shame on you Barack Obama که البته مربوط به رقابت های مقدماتی دموکرات ها در سال 2008 است و در آن هیلاری کلینتون اوباما را زیر پا گذاشتن ارزش های حزب دموکرات و سواستفاده جمهوری خواهان از آن متهم می کند و البته رامنی هم در تبلیغات انتخاباتی خود از آن استفاده می نماید (این ویدئو)، کمپین رامنی ویدئویی را از سخنرانی کوتاه بیل کلینتون از طرح رفاه عمومی خود در سال 1996 منتشر کرد و در ادامه هم از مخالفت اوباما با این طرح خبر داد (ویئو و توضیحات مرتبط را در CBS News بیابید). البته بلافاصله بعد از آن هم کمپین اوباما ویئویی را از حمایت کامل کلینتون از اوباما منتشر کرد و در آنجا صریحن کلینتون گفت که مهمترین دغدغه او در این انتخابات، ریاست جمهوری کسی است که بتواند فرصت های شغلی ایجاد کند و سیاست های اوباما برخلاف دیدگاه های محافظه کاران در زمینه مالیات ها و کاهش هزینه های آموزشی، برای آمریکا مفیدتر است.

در هر صورت رئیس جمهوری که در دوران او اقتصاد آمریکا با رشدی بی سابقه رو به رو شد و این کشور نه درگیر جنگ سرد با شوروی و نه جنگ با عراق و افغانستان بود، می تواند به خودی خود یک مزیت رقابتی برای هر انتخاباتی باشد.

خب البته اینکه در نظرسنجی NBC/Wall Street Journal رای میت رامنی در میان آمریکایی های آفریقایی تبار که به اصلاح African American نامیده می شوند 0% عنوان شده به این معنی نیست که هیچ کس در میان اقلیت سیاه پوستان آمریکایی به رامنی رای نداده است. بلکه می تواند اینگونه تلقی شود که رای او در بازه نظرسنجی بالا خیلی کم بوده است. و البته این هم چندان عجیب نیست، چون رای جان مک کین در میان آمریکایی های آفریقایی تبار هم تنها 4% بود.

در عین حال گزارش این نظرسنجی از برتری 4 درصدی اوباما بر رامنی – حتی پس از انتخاب پل رایان – خبر می داد که برای کمپین اوباما امیدوار کننده است، هرچند فاصله رای 8 درصدی او در Swing State ها (ایالت هایی که زمانی به دموکرات ها و زمانی هم به جمهوری خواهان رای می دهند) به 3% رسیده که این یکی خبر خوبی نیست. مطابق سایر نظرسنجی ها هم در اوباما در میان زنان، جوانان و لاتین تبار ها رای بیشتری از رامنی دارد. رامنی اما رای سفیدپوستان، سالمندان و ساکنین مناطق غیر شهری را بدست خواهد آورد.

نکته مهم این نظرسنجی برای کمپین رامنی موافقت 22 درصدی با رایان و مخالفت 23 درصدی با اوست که اصلن خوشایند جمهوری خواهان نیست. به عبارت دیگر مقبولیت انتخاب رایان (1-) است. مقبولیت تجمعی جو بایدن در سال 2008 به میزان 8+ و سارا پلین هم 9+ بود. در سال 2004 هم جان ادواردز پس از انتخاب به عنوان کاندیدای معاونت رئیس جمهوری توسط جان کری، مقبولیت تجمعی 21+ را داشت و حالا رایان با 1- چندان نشانه خوبی را برای کمپین رامنی بیان نمی کند (این گزارش در مورد دیدگاه های متفاوت در مورد مقبولیت یا عدم مقبولیت رایان را بخوانید).

در عین حال گزارش یک نظرسنجی دانشگاهی در پنسیلوانیا هم نشان می دهد که حتی بعد از انتخاب پل رایان به عنوان کاندیدای معاونت رئیس جمهوری، محبوبیت اوباما با 49% از رامنی با 40% بیشتر است. به نظر می رسد که کل آرای الکترال این ایالت که 20 رای است به اوباما خواهد رسید و این البته چندان عجیب هم نیست. هم در سال 2008 و هم در سال های 2004 و 2000 هم دموکرات ها آرای پنسیلوانیا را بدست آورده بودند.

با همه اینها این مقاله آقای کارل رو، استراتژیست جمهوری خواهان، را بخوانید. به نظرسنجی های گالوپ اشاره می کند و می گوید بین 6 تا 8 درصد هنوز کاندیدای خود را انتخاب نکرده اند و 24 درصد هم گفته اند که هنوز تصمیم نگرفته اند یا ممکن است نظرشان را تغییر دهند. برای رقابت نزدیکی در سطح رقابت های ریاست جمهوری سال 2012، این گروه مهمترین جمعیت هدف را تشکیل می دهند.

ادعای تجاوز مشروع توسط Todd Akin نماینده جمهوری خواه ایالت میزوری در مجلس نمایندگان (House) و کاندیدای انتخابات سنا، جمهوری خواهان در یکی از مهمترین موضوعات مربوط به زنان یعنی «سقط جنین» در موضع انفعالی قرار داده است؛ تا حدی که پل رایان، کاندیدای معاونت ریاست جمهوری رامنی با او تماس گرفته و خواسته است که از رقابت انتخاباتی برای حضور در سنا کناره گیری کند (این مقاله پولتیکو)، اما نکته تبلیغاتی آن بهره برداری تاکتیکی دموکرات ها از این اتفاق است. آنها تعداد زنانی را که قرار است در کنوانسیون حزبی دموکرات ها سخنرانی کنند 10 نفر زیاد کرده اند تا تمرکز تبلیغاتی خودشان را در مسائل مربوط به زنان روی موارد اینچنینی متمرکز نمایند (+).

رامنی و رایان البته هرچند مخالفت خودشان را با گفته های آقای اکین ابراز کرده اند، اما در عین حال موضع آنها در مسئله سقط جنین همچنین در مخالفت با این امر است، هرچند رامنی دیدگاه های لیبرال تری نسبت به رایان دارد. به طور کلی هم در تمام نظرسنجی ها، زنان بیشتر اوباما را ترجیح می دهند و رای رامنی در میان زنان و جوانان از اوباما کمتر است.

گفته های آقای آکین، کنوانسیون جمهوری خواهان را هم که قرار است دوشنبه در شهر تمپا ایالت فلوریدا برگزار شود تحت تاثیر قرار داده است و به احتمال بسیار زیاد او در این گردهمایی حزبی حضور نخواهد داشت. هرچند مهمترین معضل جمهوری خواهان برای برگزاری این کنوانسیون، احتمال طوفان Issac است که  با این گردهمایی هم همزمان شده است.

 

کارل رو خیلی تمایل دارد نقشه انتخاباتی آمریکا را طوری تحلیل کند که بیشتر به نفع رامنی باشد. با این وجود در آخرین گزارش آماری Karl Rove & Co، اوباما 172 رای الکترال و رامنی 108 رای الکترال را دارا هستند. هرچند کمپین اوباما باید برای کاهش آرال الکترال وی که طبق نظرسنجی ها طی سه ماه گذشته از 220 به 172 رسیده است، استراتژی رقابتی خود را بیشتر بر نقاظ ضعف رامنی متمرکز کند. البته این کاهش آرای الکترال بیشتر ناظر به ایالت هایی است که پیش از این پیروزی اوباما در آنها با رای بالا تضمین شده بود و اکنون اگرچه باز هم اوباما در آن ها پیروز است اما حاشیه امنیت وی کم شده است. دلیل این امر را می توان در ثبات نسبی آرای الکترال تضمین شده رامنی ملاحظه کرد که در ماه 2012 به میزان 105 و امروز بعد از سه ماه تنها 108 است. در میان ایالت هایی که با حاشیه امنیت کم به اوباما رای می دهند، این میزان 85 رای الکترال و برای رامنی 74 رای اکترال است. اگرچه نکته مهم میزان آرای ایالت هایی است که در آنها هنوز نه رامنی و نه اوباما حتی به صورت نسبتی نمی توانند خود را پیروز بدانند. آرای الکترال این ایالت ها به میران 99 عدد است.

در نظرسنجی دانشگاه جرج واشنگتن و پولتیکو هم اگرچه 49% گفته اند که رامنی توان بهتر اداره اقتصاد کشور را داراست ( برای اوباما این رقم 44% است)، با اینحال این تغییری در آرای الکترال به نفع رامنی نمی دهد. ضمن آنکه در میان کسانی که قصد دارند به رامنی رای دهند، 52% به دلیل مخالفت با اوباما به رامنی رای می دهند، درحالیکه تنها 39% رامنی را به خاطر توانایی های خودش برای ریاست جمهوری مناسب می دادند. در میان طرفداران اوباما، 77% اوباما را به دلیل توانایی های خودش ترجیح می دهند و تنها 18% او را به دلیل مخالفت با رامنی انتخاب کرده اند. شاید همین هم یکی از مهمترین دلایل انتخاب پل رایان به عنوان کاندیدای معاونت ریاست جمهوری رامنی باشد (این نظرسنجی قبل از انتخاب پل رایان انجام شده است).

شماره ماه آگوست PMNetwork دیدگاه های 4 نفر ( مدیر پروژه، مدیر PMO، مدیر برنامه و یک مدیر ارشد در سازمان ) را در مورد نحوه مواجه با ذی نفعانی که در پروژه نقش تضعیف کننده (Negative Stakeholders) را ایفا می کنند مطرح کرده است. اهمیت این ذی نفعان در این است که شما به عنوان مدیر یا عضوی از تیم پروژه هیچ وقت نمی توانید آنها را و نقش مهمی را که ممکن است در به شکست کشاندن پروژه ایفا کنند نادیده نگیرید. به عنوان مثال وقتی قصد دارید یک تکنولوژی جدید را در یک شرکت مهندسی مورد استفاده قرار دهید، بخش هایی که ممکن است با این تکنولوژی جدید سازگار نباشند یا اهمیت پیشین کاری خودشان را از دست بدهند به عنوان negative Stakeholder ها در نظر گرفته می شوند. در بررسی انتظارات ذی نفعان پروژه در استاندارد PMBOK هم همواره تاکید شده است که باید سناریوهای محتمل در مواجه با آنها در نظر گرفته شود.

پی نوشت: در این شماره یادداشت کوچکی هم در مورد تلاش نافرجام ایران برای استخراج نفت در دریای خزر وجود دارد. منابعی که زمانی گفته می شد 7 درصد ذخایر نفتی ایران را شامل می شوند اما به دلیل عمق بسیار زیاد دریا و عدم توانایی مهندسی ایران در استخراج نفت از این دریا که بخشی از آن ناشی از تحریم های بین المللی است، عملن امکان استفاده از این ذخایر وجود ندارد.

شرم بازجویی از آقا مصطفی

منتشرشده: 19 آگوست 2012 در Uncategorized
برچسب‌ها:, ,

مقاله ام در ندای سبز آزادی و نوروز به مناسبت دومین سالگرد قرنطینه مصطفی تاج زاده در زندان اوین

نمی دانم واقعن بازجو یا بازجوهای آقا مصطفی، این روزها در مورد او چه فکر می کنند؟ با او در مورد چه مواردی صحبت می کنند، به سر و کله همدیگر می کوبند و از کدام خاطره تاریخی حال یا گذشته، حرفی و حدیثی به میان می آورند؟ هرچه را ندانم اما، این را می دانم که اگر دو روز و فقط دو روز با «آقا مصطفی» محشور باشند باید شرم آزادی خودشان و آزادگی «آقا مصطفی» را با تمام وجود حس کنند. شرم بازجویی از «مصطفی تاج راده» به جرم خنده دار «کودتای مخملین»  …

کامل مقاله را اینجا یا اینجا بخوانید.

 

یک تبلیغ تلویزیونی منفی از Super PAC حامی اوباما که میت رامنی را متهم می کند با متوقف کردن یک واحد فولادسازی در زمان مسئولیتش در شرکت Bain Capital باعث حذف بیمه درمانی یکی از کارگران این واحد و خانواده اش شده است و او هم نتوانسته هزینه درمانی همسرش را که مبتلا به سرطان بود بپردازد و این هم البته جواب کمپین رامنی که این تبلیغ را غیرمنصفانه دانسته و گفته که اوباما شایسته ریاست جمهوری آمریکا نیست.

انتخابات امسال آمریکا از نظر حجم تبلیغات تلویزیونی منفی کاندیداها عیله یکدیگر در طول انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به قدری بی سابقه است که صدای خیلی از سران دو حزب دموکرات و جمهوری خواه و همنیطور نهادهای امنیتی را هم درآورده است. نکته مهم تبلیغات منفی اما این است که اثر آنی و احساسی این تبلیغات به حدی است که پاسخ به آن چندان راحت نخواهد بود. در مورد همین اتهام طرفداران اوباما و پاسخ کمپین رامنی هم نسبت کسانی که فقط در یوتیوب این دو فیلم را دیده اند، تقریبن 4 به 1 به نفع  تبلیغی است که توسط طرفداران اوباما منتشر شده است. حالا این غیر از حجم کسانی است که این تبلیغات را در شبکه های محلی یا کابلی تماشا می کنند.

تبلیغات اینطوری البته منحصر به انتخابات ریاست جمهوری نیست و در انتخابات کنگره هم کاندیداهای رقیب علیه یکدیگر از این گونه تبلیغات استفاده می کنند. یکی از معروف ترین آنها این مقاله پولتیکو (+ ویدئو) است که در پاسخ به یکی از مهمترین بحث های موجود در انتخابات امسال آمریکا ارائه شده است. نقش چین در بدست گرفتن کارهایی که آمریکایی ها توان انجام آن را دارند اما در چین انجام می شود و معنی آن هم رشد بیشتر چینی ها و بیکاری در آمریکاست.

برای بررسی و چگونگی ارائه این تبلیغات منفی، تیم های ویژه ای توسط ستادهای انتخاباتی انتخاب می شوند که وظیفه آنها منحصرن در بررسی کاندیدای رقیب در گذشته و بدست آوردن هر گونه رابطه منفی با وضعیت فعلی اوست. مواردی از قبیل تناقضات رفتاری یا گفتاری، وعده های محقق نشده (به خصوص برای رئیس جمهور)، گاف های که کاندیداها می دهند و موارد مشابه توسط این تیم بررسی می شود و خوراک لازم برای تبلیغات تلویزیونی منفی را فراهم می کند. American Crossroads که توسط کارل رو، مغر متفکر جمهوری خواهان تاسیس شده است برای این کار یک تیم 10 نفره دارد که تنها وظیفه شان Opposition Research است. گروه شاخص دموکرات ها هم برای چنین تحقیقاتی American Bridge 21 Century است که از جمله مهمترین Super PAC  دموکرات ها برای تحقیقات در سطح Grass root است. در این پست وبلاگم از کمک 2 میلیون دلاری جرج سوروس، میلیاردر دموکرات به American Bridge 21 Century و دلایل کمک وی نوشته ام.

swdesertrat.blogspot.com

پیام تسلیت رئیس جمهوری سابق، سید محمد خاتمی به زلزه زدگان آذری و درخواست از مسئولین برای رفع نیاز آسیب دیدگان و بازسازی مناطق آسیب دیده

بسم الله الرحمن الرحیم
در کشور حادثه خیزمان، ایران عزیز، بار دیگر لرزش سهمگین زمین موجب کشته و زخمی شدن جمع کثیری از هم میهنان عزیز در آذربایجان قهرمان و ویرانی وسیع شد.
ضمن عرض تسلیت به بازماندگان این حادثه بزرگ و آرزوی صبر و اجر برای آنان، از خداوند منان برای جان باختگان، آمرزش و رحمت و برای آسیب دیدگان گرامی شفای عاجل مسألت می کنم.
امیدوارم با همت و تلاش مسؤولان محترم و همکاری یکایک هم میهنان عزیز، هر چه زودتر مشکلات و نیازهای آسیب دیدگان مرتفع گردد و با بازسازی مناطق آسیب دیده طبق اصول علمی مستحکم، در آینده امنیت و اطمینان هموطنان عزیز در برابر این حوادث طبیعی بیشتر باشد؛ ان شاء الله
سید محمد خاتمی
بیست و سوم مردادماه یک هزار و سیصد و نود و یک

مقاله ام در ندای سبز آزادی با عنوان حزب محافظه کاران: زمانی «جان استورات میل» حزب محافظه کاران را حزب آدم های احمق نام نهاده بود. «ادموند برک» پدر محافظه کاری را نیز از این رو «مغز محافظه کاری» می نامند، چون که محافظه کاران اصلن «مغز» ندارند. توصیفاتی که بیان کاملی از محافظه کاری امروز ایرانی و میراث دار خودخوانده پنجاه ساله آن یعنی حزب موتلفه اسلامی هم هست. حزبی که در تمام تاریخ انتخابات بعد از انقلاب، در هیچ یک پیروز نبوده و البته همیشه خود را طلبکار رای مردم دانسته است. …

این محافظه کاران سنتی را نه تنها اصلاح طلبان که حتی نومحافظه کاران تندرو نیز دیگر قبول ندارند و به بازی نمی گیرند. آقای بادامچیان و دوستانش، لازم نیست برای اصلاح طلبان نسخه مسیحایی بپیچد و دم از مرزبندی با به اصطلاح فتنه گران بزند که این آرزوی افتراق اصلاح طلبی و جنبش سبز را هرگز زنده نخواهد ماند تا ببیند. به جای آن بهتر است به آخرین مقاله سایت رجانیوز – ارگان نومحافظه کاران تندرو – نگاهی بیندازد تا ببیند چگونه این آقای «تاریخ زنده انقلاب» را در «توهم رهبری نیروی های انقلابی» می خواند که نه از دوم خرداد 76 و نه از 3 تیر 84 درس نگرفته است. و این شاید تنها از معدود دفعاتی باشد که رجانیوز درست می نویسد آقای بادامچیان. شماها از تاریخ درس نمی گیرید چون متعلق به محافظه کار هستید و حزب محافظه کاران جایی برای آدم های باهوش ندارد.

کامل مقاله را در ندای سبز آزادی بخوانید.

برای اولین بار در ماه آوریل بود که کمپین رامنی در جمع کردن هزینه های انتخاباتی به کمپین اوباما خیلی نزدیک شد. تفاوت این دو در آوریل 3 میلیون دلار بود که اوباما بیشتر جمع کرده بود. بعد از ان در ماه های می، جون و جولای کمیپن رامنی به ترتیب 16، 35 و 26 میلیون دلار از اوباما توانست بیشتر پول جمع کند که این موضوع برای کاندیدای ریاست جمهوری که خودش رئیس جمهور است برای اولین بار در تاریخ آمریکا اتفاق می افتاد.

ماشین پول جمع کنی اوباما در سال 2008، تجربه بی نظیری را پشت سر گذاشت که باعث شد حتی در رقابت های مقدماتی دموکرات ها، اوباما به لطف تبلیغات اینترنتی بتواند از هیلاری کلینتون که کاندیدای پیروز تلقی می شد، بیشتر پول جمع کند و این امر البته در رقابت نهایی با جان مک کین هم ادامه پیدا کرد. حجم عظیمی از برتری اوباما در سال 2008 مدیون پول هایی یود که توسط افرادی تامین شد که کمتر از 100 یا 200 دلار به کمپین او کمک کرده بوده اند. مشابه این کار را البته در سال 2004، ستاد جرج بوش و تیم تبلیغاتی فوق العاده او توسط «کارل رو» انجام دادند. هرچند تاکید «رو» و دوستانش در سال 2004 بیشتر بر نامه های مستقیم به مردم و درخواست پول از آنها بود، در 2008 اما کمپین اوباما حجم عظیمی از منابع مالی خودش را از طریق تبلیغات آن لاین بدست آورده بود.

با اینحال در رقابت های امسال ریاست جمهوری و با ظهور دوران Super PAC ها که برای اولین بار در تاریخ آمریکا اجازه تبلیغات با منابع مالی نامحدود را پیدا کردند، ورق بازی برگشته است. کمپین اوباما هفته گذشته ای میلی را فرستاده بود که در آن با مقایسه 188,679 نفری که به طور متوسط 53 دلار به کمپین کمک کرده بودند، کل رقم کمک مالی آنها را با 10 میلیون دلاری که شلدون ادلسون کازینو دار به کمیپن رامنی در ماه جون کمک می کرد برابری داشت. 1 = 188679. پولتیکو هم مقاله ای منتشر کرده و از قول خانمی به نام Susan Daole که ماه گذشته 100 دلار به کمپین اوباما کمک کرده بود آورده است او می خواهد در انتخابات تاثیرگذار باشد، حتی به اندازه 100 دلاری که توانایی مالی آن را دارد. با اینحال کمپین اوباما به 100 هزار تا از این Susan ها احتیاج دارد تا با آقای ادلسون برابری کند. حالا غیر از اینکه برادران Kock یا فردی مانند Karl Rove ماشین پول جمع کنی جمهوری خواهان هستند.

در اینجا و اینجا البته می توانید لیست پولدارهای جمهوری خواه و دموکرات را که به دو کمپین رامنی و اوباما کمک می کنند ببینید. پول داران جمهوری خواه به مراتب پول های بیشتری را صرف انتخابات ریاست جمهوری در سال 2012 کرده اند. تفاوت نفر اول جمهوری خواهان و نفر اول دموکرات ها، بیشتر از 32 میلیون دلار است.

در قسمت های پیشین (اینجا و اینجا) صفحات فیس بوکی چهار تن از کاندیداهای بالقوه انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 92 – قالیباف، کواکبیان، عارف و مشائی- را بررسی کردم. حالا در این قسمت به سراغ محمدعلی نجفی و سعید جلیلی می روم.

حامیان دکتر نجفی صفحه ای در فیس بوک برای معرفی این کاندیدای بالقوه اصلاح طلبان راه انداخته اند و وعده داده اند که به زودی سایت اینترنتی حامیان دکتر نجفی هم شروع به کار می کند. در صفحه فیس بوکی حامیان نجفی هم مانند سایر کاندیداهای اصلاح طلب، نقش محمد خاتمی با ارائه اخباری در مورد او و همینطور عکس هایی از او برجسته است. این صفحه از لحاظ تبلیغاتی چندان قوی نیست و تولید محتوای آن هم خیلی ضعیف است. عکسی که هم در طرح کاور از او کار شده فکر کنم مربوط به انتخابات شوراهای سوم است که نجفی از لیست اصلاح طلبان به همراه معصومه ابتکار، هادی ساعی و احمد مسجدجامعی وارد شورای شهر تهران شدند. از میان معدود موارد قابل طرح در سایت البته می توان به پیشنهاد سازمان و شورای رهبری اصلاحات توسط نجفی در ادامه طرح اتاق فکر عبداله نوری اشاره کرد. این صفحه در عین حال نجفی را مشهورترین عضو اصلاح طلب در شورای شهر تهران می نامد.

دو صفحه بعدی هم مربوط به حامیان جلیلی تحت عناوین حامیان دکتر سعید جلیلی و سعید جلیلی است که یه جورهایی از بقیه صفحات بهتر است. یعنی انتشار اخبار آن با برنامه است و تولید شخصی هم دارد که در ارتباط با سایر اقلام تبلیغاتی مرتبط با جلیلی است. در مورد جلیلی البته قبلن اینجا نوشته ام، اما ماهنامه حامیان دکتر جلیلی را در این صفحه پیدا کردم که به نظرم فارغ از ارزش گذاری مثبت یا منفی، کار جالبی است. در عین حال این صفحات وبلاگی ارتباط مشخصی هم وبلاگ های شخصی طرفداران جلیلی و سایت های نزدیک به او دارند که حتی تا تعیین تیم اقتصادی او هم خبر منتشر می کنند. در این میان به موج وبلاگی حمایت از سعید جلیلی سری بزنید که به خصوص در بخش های وبلاگ های ماه جالب است.

جلیلی به نظرم از لحاظ توان ایجاد آن چیزی که به قول معروف «شور حسینی» نامیده می شود در میان نیروهای جوان مذهبی درون جناح اصول گرا از دیگران ظرفیت بیشتری دارد (به همراه لنکرانی) و در غیاب اصلاح طلبان می توانند، بازیگر اصلی میدان باشند. اما تمام آنچه که این تیم از طرفداران جلیلی ارائه می دهند تنها یک سبک تقلیدی و البته تا حدی مصنوعی از کارهایی است که در سطح وسیع فقط اصلاح طلبان توان انجام آن را دارند و در عین حال کارهای آنها از خلاقیت های تبلیغاتی خالی است. حالا شاید بعدن و در ادامه بتوانند موفق تر شوند. نکته بعدی هم اینکه اگرچه حامیان جلیلی در جبهه پایداری و سایت رجانیوز، بارها و بارها از ورود زودهنگام به رقابت های انتخابات ریاست جمهوری از قول مقام رهبری انتقاد می کنند، اما خب، سایت های مرتبط با دکتر جلیلی از دیگر سایت ها و صفحات حداقل در سطح مجازی فعال تر هستند و زنگ شروع بازی انتخابات را به صدا در آورده اند.

این البته یک نگاه کلی به چند تایی از صفحات فیس بوکی کاندیداهای بالقوه ریاست جمهوری آینده بود و بعدن بیشتر در مورد آنها و تحلیل محتوای آنها می نویسم. نکته جالب برای کاندیداهای نزدیک به اصلاح طلب و حتی شخصی مانند قالیباف این است که از عکس های خاتمی به صورت گسترده استفاده می کنند. در مورد عارف به خصوص این نزدیکی بیش از حد به خاتمی، مصنوعی و در حد بسیار زیادی برای او منفی است. چون گویی که خود شخصیت عارف حرف خاصی برای گفتن ندارد.

در عین حال من می دانم که این صفحات ممکن است ارتباط ارگانیک با کاندیداها نداشته باشند و حتی چون 10 ماهی تا انتخابات باقی مانده است، در ادامه احتمالن تکمیل تر و بهتر می شوند. تمام منظور من از این بررسی اجمالی و کوتاه این بود که اگر واقعن قصدی برای کار تبلیغاتی داشته باشند، یک پیش زمینه فکری انتقادی به آنها داده باشم تا در ادامه کار به تقویت ابزارهای تبلیغاتی و رسانه ای خودشان بپردازند که این کار در نهایت به افزایش دانش تبلیغات سیاسی در ایران کمک می کند و خودش زمینه ساز فهم و درک درست از دموکراسی هم هست.

نکته آخر هم اینکه تمام این صفحات را چه اصلاح طلب و چه اصول گرا با چاشنی غیرسوگیرانه بررسی کردم – البته غیر از کواکبیان – و با اینکه خودم اصلاح طلب هستم به این امر اذعان می کنم که صفحات جلیلی و قالیباف را از بقیه بهتر دیدم.

پي نوشت: در مورد قاليباف گفته بودم كه يك اي ميل براي ارتباط معرفي كرده بودند و من هم براي امتحان مشخصات خودم را فرستادم تا ببينم چه جواي مي دن. تا الان كه جوابي نيومده. اي ميلي كه ظرف يك يا دو روز بي جواب بمونه بيشتر از آنكه مفيد باشه مضره.

صفحات فیس بوکی کاندیداها، قسمت اول: کواکبیان و قالیباف

صفحات فیس بوکی کاندیداها، قسمت دوم: عارف و مشائی

این ویدئوی جالب را از اوباما در انتقاد از طرح های مالیاتی رامنی ببینید (+ توضیحات پولتیکو). اوباما طرح رامنی در مورد کاهش مالیات افرادی را که بیشتر از 250 هزار دلار در سال درآمد دارند مورد انتقاد قرار می دهد و می گوید که این به ضرر طبقه متوسط و کسانی است که درآمد کمتری دارند اما باید به نسبت ثروتمندان مالیات بیشتری پرداخت کنند.

اوباما در ادامه هم می گوید که طرح های مالیاتی رامنی او را به «رابین هود برعکس» Its like Robin Hood in reverse تبدیل کرده است. بعد هم می گوید که او Romney-hood است که اشاره دارد به اینکه برخلاف رابین هود واقعی که از ثروتمندان می گرفت و به فقرا می داد، رامنی از فقرا می زند و به ثروتمندان امتیاز می دهد.

در این پست از دو کاندیدای بالقوه انتخابات ریاست جمهوری 92 در ایران و صفحه های فیس بوکی آنها گفتم. هرچند در میان این دو، کواکبیان اصلن اهمیتی به اندازه قالیباف ندارد. حالا در ادامه به صفحات فیس بوکی عارف و مشائی سری زده ام:

اولین صفحه مورد بحث، صفحه فیس بوک با عنوان کمپین حمایت از دکتر محمدرضا عارف برای ریاست جمهوری است که البته بیشتر از آنکه به بررسی توانایی های محمدرضا عارف بپردازد سعی کرده است از نسبت کاری میان عارف و خاتمی برای تبلیغ او استفاده کند. عارف، معاون اول دولت خاتمی (80 تا 84) و رئیس ستاد انتخاباتی او در سال 88 – البته پیش از کناره گیری به نفع میرحسین – بود و گویا همین هم مهمترین نقطه ضعف این صفحه است. نمی دانم دوستان ما در ستاد آقای عارف چه برنامه ای برای انتخابات دارند، اما آنچه که در این صفحه فیس بوک نمایش داده می شود ایجاد رابطه نزدیک و مداوم او با خاتمی است که البته به تنهایی برای هیچ انتخاباتی کفایت نمی کند، به خصوص انتخاباتی در سطح ریاست جمهوری. در این صفحه همانند صفحه دوستداران قالیباف، یک نظرسنجی گذاشته شده و این سئوال را مطرح کرده است که «در صورت عدم کاندیداتوری خاتمی، چه کسی را مناسب می دانید؟» حالا غیر از اینکه این سئوال ناقص است و باید بپرسند که «چه کسی را برای ریاست جمهوری مناسب می دانید»، جواب های این نظرسنجی است که در مورد مصداق ها به دو مورد سید حسن خمینی و محمدرضا عارف اشاره دارد. گویا دوست داران آقای عارف افراد دیگر از قبیل قالیباف، جلیلی، مشائی یا حتی عبداله نوری را شایسته بررسی نمی دانند. این در حالیست که در بین مطالب منتشر شده در این صفحه، تاکید اصلی بر عدم توانایی قالیباف برای ریاست جمهوری حالا یا به طریق شبیه سازی او با احمدی نژاد – هر دو شهردار تهران بودند – و یا با انتشار گزارشی در مورد شکایت تیم احمدی نژاد از قالیباف به دلیل انتشار یک فایل صوتی در سال 87 است که االبته با توهین به احمدی نژاد همراه بود. در هر صورت هرچه که باشد، این صفحه همانگونه که مثلن می گوید فلانی و بهمانی بد هستند، برای این سئوال که چرا عارف کاندیدای مناسبی است پاسخی ندارد، جز اینکه چند تا عکس از عارف به همراه خاتمی منتشر کند که این البته بیشتر از آنکه مفید باشد به ضرر اوست و نشان دهنده این است که عارف شخصن در خودش هیچ گونه مزیت رقابتی نمی بیند که آن را برجسته نماید.

تنها نکته برجسته این صفحه، عکس هایی از چهره های برجسته اصلاح طلب اعمم از موسوی و خاتمی تا دکتر معین و آقا رضا خاتمی و عبداله نوری به عنوان کاور صفحه است که نشان می دهد روی کاور آن – حالا به صورت حداقلی – فکر شده است، ضمن آنکه خبرهای آن هم به روز است. اما غیر از این دو مورد صفحه دوستداران عارف چیزی برای گفتن ندارد.

در عین حال یک صفحه هم در فیس بوک با عنوان تقاضا از دکتر عارف برای عدم شرکت در انتخابات ایجاد شده است که گفته می شود توسط طرفداران قالیباف ایجاد شده است و البته با توجه به مطالب منتشر شده در صفحه چندان بیراه هم نیست. به نظر هم می رسد عکسی که از عارف همراه با مشائی در این صفحه کار شده، در راستای همان تخریب عارف باشد.

پی نوشت: در مورد عارف خبری دارم که علی رغم نهی آقای خاتمی، گفته است قصد شرکت در انتخابات را دارد و حتی به 2، 3 میلیون رای هم راضی است. این را هم می دانم که آقای خاتمی در دیداری، هرگونه حمایت خودش را از عارف تکذیب کرده و به او هم گفته که بیخود برای ریاست جمهوری برنامه ریزی نکند.

صفحه بعدی، صفحه طرفداران مشائی با عنوان حامیان مهندس اسفندیار رحیم مشائی است که شامل چند تایی خبر و عکس و فیلم از رئیس دفتر رئیس جمهور است. این صفحه هم جز همین کارکرد انتشار اخباری که در جاهای دیگر منتشر شده است، کارکرد دیگری ندارد و اگرچه یک سال پیش آغاز به کار کرده است اما این روزها چندان فعال نیست.

طرفداران مشائی البته یک صفحه دیگر هم دارند به نام حامیان جوان جبهه توحید و عدالت که البته صفحه فعال تری است. به عنوان مثال آخرین پست این صفحه در مورد پیام تبریک احمدی نژاد به سوریان، اولین طلایی ایرانی در مسابقات المپیک لندن است و در عین حال این صفحه اعلام کرده است که تا آزاد شدن احمد شریعت، وبلاگ نویس زندانی طرفدار احمدی نژاد، عکس او را به عنوان عکس یک صفحه می گذارد. در این صفحه بیانیه جبهه جوانان سوم تیر آذربایجان در حمایت از احمد شریعت هم منتشر شده است.

صفحات فیس بوکی کاندیداها، قسمت اول: کواکبیان و قالیباف

صفحات فیس بوکی کاندیداها، قسمت سوم: نجفی و جلیلی

یک نمونه نادرست و تصویری غیرواقعی و البته غیرتخصصی از یک گزارش در سایت دویچه وله که مدعی کشف بزرگ ترین راز بازاریابی کمپانی اپل در دادگاه رقابت با شرکت سامسونگ شده است. گزارشگر می گوید که این راز توسط مدیرعامل اپل در دادگاه فاش شد و البته اولن توضیح نمی دهد که حالا فاش شدن این راز چه ربطی به جلسه دادگاه و رقابت اپل و سامسونگ دارد و دومن هم اینکه از آن به عنوان یک کشف جدید یاد می شود، اصلن هم تازه نیست.

آنچه که به عنوان همهمه رسانه ها به عنوان استراتژی بازاریابی اپل توسط این گزارش، به عنوان یک کشف جدید یاد شده است، امری است که در تبلیغات بازرگانی به آن Buzz می گویند و اصلن هم استراتژی ناشناخته ای نیست که حالا مدیرعامل اپل آن را افشا کرده باشد. احتمالن خبرهایی با این مضمون که یک نسخه از آیفن 4 یا 4s در یک کلاب یا فروشگاه به صورت اشتباهی توسط یکی از کارمندان بخش تکنولوژی اپل – و البته به اشتباه – جا مانده است را برخی ها ممکن است شنیده باشند. این همان تکنیک Buzz است که اتفاقن این خانم یا آقای کارمند، دستگاه خود را اشتباهی جا نگذاشته است. این کار او عمدی است تا بحث ها را در مورد محصولی که قرار است به بازار بیاید مرحله به مرحله در سطح مشتریان بگرداند (در این استراتژی، محصول ابتدا در دایره افراد محدودتر ارائه می شود و آنها با صحبت کردن در مورد محصول و مشخصات و ویژگی های آن، بحث را گسترده می کنند). همانطور که استراتژی رقابتی اپل بعد از آی پادهای نسل اول، با معرفی محصول، تبلیغات در میان مشتریان و اعلام فروش محصول همراه بود که منجر به صف های طولانی پشت در مغازه های اپل هم منجر می شد. این استراتژی البته محدود به اپل هم نیست و گوگل و سایر کمپانی های بزرگ از Buzz Marketing خیلی استفاده می کنند.

یک مقاله در مورد Buzz Marketing در Harvard Business Review و این هم دومی در مورد Buzz Marketing for Movies متاسفانه البته هیچ کدومشون مجانی نیستند و باید چند دلاری ناقابل برای خریدن و خواندن آنها پرداخت کنید

دیوید پلاف David Plouffe، رئیس کمپین انتخاباتی اوباما در سال 2008 و مشاور فعلی او در کاخ سفید به دلیل دریافت 100 هزار دلار از گروه شرکت های آفریقایی MTN مورد انتقاد شدید کمپین جمهور خواهان قرار گرفته است (گزارش واشنگتن پست را بخوانید). جمهوری خواهان پلاف را متهم کرده اند که از شرکتی پول گرفته است که در صنایع مخابراتی ایران فعال است و این مخالف با مکانیزم تحریم های مالی آمریکا عیله ایران است. گروه شرکت های MTN که در ایران به «ایرانسل» معروف است یک شرکتی با مالکیت آفریقای جنوبی است که از سال 2005 در بازار مخابراتی ایران به صورت فعال مشارکت دارد.

پلاف این پول را بابت هزینه سخنرانی دریافت کرده و از لحاظ اخلاقی و قانونی کار نادرستی انجام نداده است، اما از آنجایی که او از نزدیک ترین افراد به رئیس جمهوری فعلی آمریکاست، جمهوری خواهان از موارد اینچنینی به عنوان دلایلی بر ساده گرفتن دولت اوباما در مواجه با پدیده ایران accused the administration of being soft on Iran یاد می کنند تا اوباما را مورد انتقاد قرار دهند (پولیتیکو را هم بخوانید).

دیوید پلاف از باهوش ترین افراد کمپین اوباماست. کتاب او به نام The Audacity to Win که شرح حالی از درون کمپین اوباما در رقابت های ریاست جمهوری سال 2008 است یکی از بهترین منابع مرجع برای فهم دلایل پیروزی اوباما در سال 2008 ست و برای کسانی که به کمپین های تبلیغاتی علاقه دارند به نظرم خیلی می تواند آموزنده باشد.

JIM WATSON/AFP/GETTY IMAGES – President Obama speaks with senior adviser David Plouffe at the White House on Jan. 13.

مدیریت کیفیت پروژه بخش دیگری از استاندارد مدیریت پروژه است که به خصوص به دلیل بحث های مربوط به برنامه ریزی، اجرا و نظارت بر کیفیت پروژه اهمیت خیلی زیادی دارد.  این بخش شامل سه فرایند

1- Plan Quality به منظور مشخص کردن نیازمندی های کیفیت و تولید مدرک مهم Quality Management Plan در قسمت برنامه ریزی

2- Perform Quality Assurance به منظور  ممیزی نیازمندی های تعریف شده کیفیتی و نتیجه های بدست آمده از فرایند بعدی یعنی Perform Quality Control که فرایندی در قسمت اجرایی پروژه است و در نهایت

3- Perform Quality Control به منظور نظارت و بررسی نتیجه های بدست آمده از اجرای فعالیت های کیفیت برای بررسی عملکرد و پیشنهاد فعالیت های اصلاحی و …. این فرایند در قسمت نظارت و کنترل پروژه است. از مهمترین مدارک پروژه می توان به Validated Deliverable اشاره کرد که اقلام قابل تحویل را برای تایید به فرایند Verify Scope می فرستد و من قبلن در مدیریت محدوده پروژه در مورد آن توضیح داده ام. این توضیح را با تکرار بیان می کنم که هدف اصلی Q.C بررسی صحت اقلام قابل تحویل یا همان  Deliverable ها است.

توضیح مشروح ورودی ها، تکنیک های پردازشی و خروجی های هر فرایند هم در فایل پایین قابل دانلود کردن است. با این توضیح تکراری که کسانی که می خواهند از این فایل استفاده کنند باید ابتدا بخش متناظر در استاندارد PMBOK را که در بخش 8 ارائه شده است مطالعه کنند و از این فایل فقط به عنوان یادآوری نکات مهم و ضروری استفاده نمایند.

Download Project Quality Management Processes

در فرایندهای کیفیتی پروژه مفاهیم و نکات ریز زیادی وجود دارد که باید به خوبی درک شوند. مسائلی از قبیل تفاوت میان Grade و Quality یا Accuracy و Precision و همچنین فهم درست Cost of Quality که یکی از ابزارها و تکنیک هایی است که در فرایند Plan Quality به کار می رود و خودش شامل هزینه سازگاری ها و ناسازگاری هاست.

در کل بخش کیفیت بارها و بارها تکرار می شود که هزینه جلوگیری از خطا به مراتب از هزینه های اصلاحی بعد از خطا، حالا چه در مرحله فرایندی و چه در مرحله محصول که می تواند به هزینه های گارانتی یا نارضایتی مشتری منجر شود، کمتر است. به همین دلیل یک فرایند کنترلی موفق باید تمرکز اصلی خودش را بر جلوگیری از خطا متمرکز کند که آن هم از طریق آموزش های لازم و انجام تست های ضروری امکان پذیر است.

eventioz.com

این صفحه هواداران دکتر مصطفی کواکبیان را که در فیس بوک دیدم از یک طرف خنده ام گرفت و از طرف دیگر هم گفتم به صفحات فیس بوک چند تایی از این کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری بعدی یک نگاهی بیندازم. صفحاتی که اگرچه هر روز بیشتر از گذشته می شوند اما هیچ کدام ذره ای از خلاقیت های تبلیغاتی برخوردار نیستند و حتی نمی دانند که مکانیزم های استفاده از شبکه های مجازی اجتماعی برای جذب مخاطب را چگونه مورد استفاده قرار دهند.

از میان مهمترین کاندیداهای رقابت های ریاست جمهوری بعدی قالیباف است که این دو صفحه از او (+ و +) در فیس بوک برجسته شده اند. صفحه فیس بوک یک کاندیدای انتخاباتی می تواند منبعی برای جذب مخاطب شبکه ای باشد که با تعریف کار مشخص و بدست آوردن نبض سیاسی بخشی از جامعه به سیاست های کلان کاندیدا کمک کند. مشکل هر دو صفحه این است که تولید محتوای آن در راستای اهداف اصلی شبکه های اجتماعی نیست؛ به خصوص در صفحه «کمپین دعوت از قالیباف» که اکثرن به بازنشر اخباری که در منابع خبری دیگر منتشر شده است پرداخته می شود، هرچند صفحه «قالیباف، مرد عمل» بهتر است. در این صفحه  یک ویدئو از هدایت هواپیمای «هما» توسط قالیباف وجود دارد که مربوط به رقابت های انتخاباتی سال 84 است و البته تنها تولید محتوای جالب صفحه هم همین ویدئوی یک دقیقه ای است. در عین حال یک نسخه از برنامه پیشرفت و عدالت که نسخه دوم آن در سال 89 منتشر شده است هم جهت دانلود کردن در صفحه قرار داده شده که در نوع خودش جالب است. هنوز البته برنامه را نخواندم و بعد از اینکه با دقت خواندم نظرم را می نویسم. با این وجود دوستان ما در کمپین قالیباف باید توجه کنند که دو مورد برای تبلیغات انتخاباتی اهمیت اساسی دارد. اولی اعتبار منبع مناسب که قالیباف البته آن را دارد و دومی هم یک soundbite برای تبلیغات. یعنی خلاصه کردن کل یک برنامه مثلن صد صفحه ای در یک جمله و یا یک یا چند کلمه. و از این منظر 50 هزار تومان کروبی ارزش تبلیغاتی به مراتب بیشتر از این برنامه چندین صفحه ای دارد. نکته دیگر صفحه هم ارائه یک ای میل برای ارتباط با مخاطب است. آدرس این ای میل ghalibaf_1390@yahoo.com  است. دوستان ما باید توجه کنند که انتخابات قرار است در سال 92 برگزار شود، نه در سال 90. در عین حال اگر مثل ما اصلاح طلبان بی پول نباشند (که نیستند) بهتر است یک آدرس ای میل با سرور اختصاصی داشته باشند. برای امتحان مشخصات خودم را برای این ای میل ارسال کردم و می خواهم ببینم که چه جوابی می آید.

صفحه فیس بوکی «کمپین دعوت از قالیباف» البته یک نکته جالب دیگر هم دارد و آن هم تعداد عکس هایی از خاتمی با قالیباف به بهانه های مختلف است. در عین حال یک نظرسنجی هم دارد که از مخاطبان خودش می پرسد اگر «خاتمی» کاندیدا نشود به چه کسی رای خواهند داد. به نظر می رسد قالیبافیون، هنوز هم از این می ترسند که خاتمی مانند سال 88 با حضور در انتخابات، ستادهای انتخاباتی و البته خود کاندیداهای آنان را به تردید حضور در انتخابات بیندازد. تردیدی که در ستاد قالیباف البته خیلی جدی است. قالیباف برای حضور در انتخابات باید از سویی اصلاح طلبان -شخص خاتمی- را راضی کند که می تواند نماینده آنها هم باشد. تنها در این صورت است – نیامدن خاتمی –  که قالیباف می تواند یکی از مهمترین و جدی ترین رقبای انتخاباتی باشد و از سوی دیگر هم او مجبور است عقبه تشکیلاتی خود را درون جناح اصول گرایان داشته باشد. چون تشکیلات رای آنان به خصوص در میان سپاه و بسیج می تواند برای هر کاندیدای منتسب به جناح اصول گرایان – و از جمله قالیباف – اهمیت بنیادین داشته باشد. (نظر خودم: قالیباف هرگز رئیس جمهور نخواهد شد، در این مقاله چرایی آن را توضیح داده ام).

کواکبیان هم که صفحه اش البته برای خندیدن خوب است.هرچند او یا حامیانش این صفحه را برای رقابت های انتخابات مجلس نهم در فیس بوک ایجاد کرده بودند. برای آشنایی با او می توانید این فایل را که به عنوان آثار دکتر مصطفی کواکبیان تهیه شده است نگاه کنید و البته نصف این متن در شرح روی جلد یکی از کتاب های اوست: «این کتاب در سال ۱۳۸۷ با شمارگان ۳۰۰۰ جلد توسط موسسه ی فرهنگی و انتشاراتی پازینه روانه ی بازار کتاب شد. مهمترین چشم انداز این کتاب که ذهن خواننده را به تفقد و تأمل وا می دارد شاید گفت همان طرح روی جلد کتاب باشد». در عین حال این صفحه کواکبیان فرصت طلب است نه اصلاح طلبرا هم نگاهی بهش بیندازید، مخصوصن عکس هایی که با میرحسین دارد و خاطره ای را که می گوید: «آقاي نماينده آيا يادتان مي آيد آن روز را كه در زيرزمين ستاد، مهندس موسوي را در آغوش گرفته بوديد و لفظ مهندس جان از كلام مباركتان نمي افتاد….»

در قسمت بعدی نگاهی به صفحات محمدرضا عارف، مشائی، جلیلی و محمدعلی نجفی می اندازم.

صفحات فیس بوکی کاندیداها، قسمت دوم: عارف و مشائی

صفحات فیس بوکی کاندیداها، قسمت سوم: نجفی و جلیلی

قبلن در مورد این تبلیغ با عنوان Halftime in America که در بین دو نیمه مهمترین مسابقه ورزشی در آمریکا – فینال فوتبال آمریکایی- پخش شده بود توضیحاتی داده بودم. تبلیغی که در آن کلینت استیوود روایت گر یک تبلیغ تجاری توسط شرکت کرایسلر Chrysler می شود. آن روزها مطرح شده بود که این تبلیغ تجاری در حقیقت یک وجه سیاسی هم دارد که به دوره دوم رقابت های ریاست جمهوری آمریکا و انتخاب دوباره اوباما ربط داده می شود. رئیس جمهوری که برای عبور از بحران صنعت دیترویت Detroit (اشاره به دو غول خودروسازی آمریکایی Chrysler و GM که دفتر مرکزی آنها در دیترویت آمریکاست) کمک خیلی زیادی کرده بود (اینجا را بخوانید). دیروز اما خبری منتشر شد که کلینت استیوود، روایت گر این تبلیغ برای انتخابات ریاست جمهوری از میت رامنی حمایت کرده است (اینجا).

البته از دیگر حامیان رامنی که امروز خیلی سر و صدا داشت، Jenna Jameson ستاره پرونگرافی آمریکایی است که در اتاق خصوصی (Private VIP) یک کلاب مخصوص لختی ها strip club به یکی از کارمندان CBS گفته بود که وقتی شما پول دار باشید باید از رئیس جمهوری حمایت کنید که کاندیدای حزب جمهوری خواهان باشد (+). وقتی این خبر را در صفحه فیس بوک Americans against the Republican Party می خوندم، کامنت های جالب آن هم قابل توجه بود. مخصوصن این یکی که اشاره به حمایت مشترک کلینت استیوود و جیمسون از رامنی دارد:

saw this on fux news this a.m. she and clint eastwood. what a pair

» فکر می کنم، رامنی تجربه اقتصادی بیشتری از اوباما دارد، اما من به اوباما رای می دهم چون دیدگاه های او به من نزدیک تر است» این را یک رای دهنده مستقل در ایالت فلوریدا در نظرسنجی Quinnipiac University/New York Times/CBS News بیان کرد (گزاری نظرسنجی را اینجا بخوانید). در واقع اینکه رامنی تجربه اقتصادی بیشتری از اوباما دارد، در این نظرسنجی که در سه ایالت مهم پنسیلوانیا، فلوریدا و اوهایو (هر سه Swing State هستند، یعنی بعضی وقت های به جمهوری خواهان و برخی اوقات هم به دموکرات ها رای می دهند) انجام شده است، مورد تایید رای دهنگان است. یعنی اکثریت رامنی را از نظر اقتصادی نسبت به اوباما بهتر می دادند و در عین حال مهمترین موضوع انتخابات آمریکا هم وضعیت اقتصادی، مشکل تورم و بیکاری است. با اینحال چرا هنوز رای اوباما بالاتر از رامنی است؟

جواب این امر را در پاسخ آن رای دهنده مستقل در ابتدا دادم، چون ارزش های اخلاقی و شخصی اوباما، او را به طبقات متوسط آمریکایی نزدیک تر از رامنی می کند و البته این یک دلیل دیگر هم دارد. رای دهندگان اگرچه رامنی را از منظر اقتصادی برتر از اوباما می دانند اما می گویند که مزیت اقتصادی او بیشتر از آنکه برای منافع آمریکایی ها باشد، برای منفعت شخصی وی است. ایجاد این تلقی که رامنی بیشتر از آنکه برای کشور یک مدیر اقتصادی خوب باشد، برای خودش و اطرافیانش مدیر خوبی است، مرهون تبلیغات تلویزیونی وسیع کمپین اوباما به خصوص در سه ماه اخیر است که دوران مسئولیت او را در Bain Capital به چالش گرفته است و این هم البته هوشمندی کمپین اوباما را می رساند. (اینجا را هم بخوانید).

مشکل دیگر رامنی هم این است که برخلاف اوباما گزارش مالیاتی سالیان گذشته خود را به جز در سال 2010 منتشر نکرده است و این امر هم باعث می شود که رای دهندگان آمریکایی از خود بپرسند چرا یک کاندیدای ریاست جمهوری، از ارائه گزارش مالیاتی خود سر، باز می زند. یکی از دلایل آن می تواند این باشد که دموکرات ها او را به سرمایه گذاری و خروج پول در بهشت های مالیاتی، جاهایی مانند جزیره «کیمون» Cayman Islands و سویس متهم می کند. (این ویدئو از جو بایدن، معاون باراک اوباما را ببینید، او می گوید که آره، درست است. رامنی شغل ایجاد می کند اما در سنگاپور، چین و هند و البته پول هایش را هم در سویس و جزیره «کیمون» سرمایه گذاری می کند).

این نظرسنجی در عین حال یافته های نظرسنجی های دیگر در مورد محبوبیت اوباما میان زنان را هم تایید می کند. در فلوریدا بیشتر از 50 درصد و در پنسلوانیا و اوهایو 60 درصد زنان به باراک اوباما رای می دهند.

بعد از ماه ها تبلیغ منفی علیه رقیب، اوباما و رامنی با آغاز مسابقات المپیک، تبلیغات مثبت تلویزیونی را برای اثبات برتری خودشان منتشر کردند.

تبلیغات منفی «Negative Ads» در رقابت های انتخاباتی آمریکایی یک پدیده پذیرفته شده است و هر دو کاندیدای رقیب تلاش می کنند نقاط منفی  رقیبشان را برجسته کنند و اثبات نمایند که در این موارد، آنها دیدگاه های بهتر و مثبتی دارند. حالا با آغاز رقابت های المپیک، هم اوباما و هم رامنی تبلیغات «مثبتی» منشتر کرده اند که در زمان هایی که بازی های المپیک پخش می شود نمایش داده می شوند.

I believe عنوان تبلیغ تلویزیونی اوباماست که بر Working Class ها و تلاش آمریکایی برای بهتر کردن اقتصاد تمرکز دارد. رامنی هم با یادآوری مسابقات المیپک زمستانی در سال 2002 که با مسئولیت او در Salt Lake City ایالت یوتا UTAH برگزار شد سعی می کند موفقیت خودش در اداره آن مسابقات را به موفقیت در انتخابات ریاست جمهوری پیوند بزند. هرچند رامنی در سفری که هفته گذشته به بریتانیا داشت با یادآوری اداره المپیک زمستانی در سال 2002 توسط وی، از برگزاری نامنظم رقابت های المیپک در لندن انتقاد کرد و البته جواب خودش را هم از دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا گرفت. دیوید کامرون، Salk Lake City را یک ناکجاآباد عنوان کرد که معلوم نیست کجاست و اداره آنجا با شهری مثل لندن هم قابل قیاس نیست.

source: palmbeachpost.com

بزرگ ترین اشتباه اصلاح طلبان، مقاله ام در ندای سبز آزادی و چرایی شکست اصلاح طلبی در صورت حضور با کاندیدای حداقلی در انتخابات ریاست جمهوری  یازدهم:

در میانه های زمستان سال 83 که اصول گرایان سنتی (یا همان محافظه کاران) تقریبن بر کاندیداتوری علی لاریجانی به اجماع رسیده بودند فقط یک تلنگر بر آنها کافی بود تا به یادشان آورد محافظه کاری ایرانی در مدل امثال علی لاریجانی هرگز نخواهد توانست ریاست دولت جمهوری اسلامی را بدست بیاورد. این تلنگر البته نه از درون جناح اصلاح طلب که از دل اصول گرایان بر آنها زده شد. محمود احمدی نژاد وقتی که نامه دعوت به حضور در جلسه تصمیم گیری برای تعیین مکانیسم کاندیدای نهایی اصول گرا به دستش رسید، آن را خواند اما مثل یک کاغذ پاره دور انداخت. ابتدا گفت که اصلن برنامه ای برای رئیس جمهور شدن ندارد و بعد هم ادامه داد که اساسن امثال لاریجانی را در حد و اندازه های ریاست جمهوری نمی بیند و ندید.

هنوز شش ماه از آن تاریخ هم نگذشته بود که سنتی های محافظه کار، بازی را به تازه به دوران رسیده های اصول گرا باختند. در دور اول رقابت های ریاست جمهوری نهم، هم احمدی نژاد و هم قالیباف بیشتر از لاریجانی رای آوردند؛ درحالیکه کل جناح اصول گرا در شکل و شمایل احزاب و گروه های ریشه دار از لاریجانی حمایت می کردند.

این داستان، پایان تاریخ اصول گرایی سنتی بود. اگرچه هنوز هم عده ای در حزب پیرمردان کندذهن محافظه کار – موتلفه – آرزوی تشکیل دولت دارند، اما تاریخ برای محافظه کاران دیگر به عقب باز نخواهد گشت و تا زمانی که تنها ستاره اصول گرایی، یعنی قالیباف، در هر انتخاباتی می تواند حضور داشته باشد، این محافظه کاران سنتی در خواب خوش بامداد رحیل خواهند ماند. اما…

کامل مقاله را می توانید اینجا بخوانید.

یکی از مهمترین جنبه های رقابتی انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا تاکید بر نقاط ضعف رقیب است و ارتباط آن به دغدغه های اصلی آمریکاییان است.

کمپین اوباما با توجه به وضعیت اقتصادی و نرخ بالای بیکاری در کشور، رامنی را متهم می کند که در ضمن مسئولیتش در شرکت Bain Capital از سیاست هایی حمایت می کرد که به انتقال شغل در جاهایی غیر از آمریکا از قبیل چین که نیروی کار در آنجا ارزان است منجر می شد. (ویدئو) پاسخ کمپین رامنی به این انتقاد دموکرات ها اما هرچند هوشمندانه است اما یک نکته مهم دارد.

کمیپن رامنی یک تبلیغ تلویزیونی با عنوان No Evidence  منتشر کرد و ضمن آنکه کمپین اوباما را به دروغ گویی متهم نمود ادعا کرد که شواهدی مبنی بر اینکه رامنی از انتقال شغل به خارج از آمریکا حمایت کرده باشد وجود ندارد:

There was no evidence that Mitt Romney shipped job overseas

یعنی هیچ مدرکی وجود ندارد که رامنی در انتقال شغل به خارج از آمریکا مشارکت داشته است.

این ادعای کمپین رامنی است که شاید در ظاهر درست باشد اما نکته آن این است که کمپین رامنی نمی گوید که او به انتقال شغل در جایی خارج از آمریکا کمک نکرده است. این تبلیغ می گوید که هیچ شواهدی بر این ادعا وجود ندارد. به بیان بهتر یک نتیجه منطقی از این ادعا آن است که ممکن است رامنی این کار را کرده باشد اما مدرکی برای آن وجود ندارد و کمپین رامنی تنها بر این نکته تاکید دارد که مدرکی هنوز بر این ادعا وجود ندارد تا اگر یک زمانی طرفداران اوباما مدرک قابل قبولی ارائه دادند متهم به دروغ گویی نشده باشد.

انتقال شغل به خارج از آمریکا به معنی از دست رفتن فرصت شغلی برای آمریکایی ها در داخل کشور است و دلیل آن که شرکت های خصوصی بسیاری از شغل هایی را که به تخصص بالا احتیاج ندارند به خارج از این کشور انتقال می دهند اینست که نیروی کار در آنجاها ارزان تر است و قوانین خاص مرتبط با آمریکایی ها هم در خارج از این کشور آنها را با محدودیت مواجه نمی کند.

رامنی در عین حال در این تبلیغ تلویزیونی اوباما را متهم می کند که در دوران رقابت درون حزب دموکرات در سال 2008 با هیلاری کلینتون، ادعاهای دروغ مشابهی در مورد کلینتون هم مطرح کرده بود که با واکنش هیلاری مواجه شد.