یکی از مهمترین بخش های استاندارد PMBOK مدیریت هزینه پروژه است و به دلیل بحث های مربوط به تکنیک های Earned Value حجم زیادی از سئوال ها از این قسمت ارائه می شود.

کسانی که با مفاهیم مدیریت پروژه آشنا هستند یا در واحدهای مرتبط با کنترل پروژه در شرکت های مهندسی و پیمانکاری کار کرده اند می دانند که نحوه محاسبه درصد وزنی و پیشرفت پروژه که به اختصار به آن Progress گفته می شود یکی از بحث برانگیزترین بخش های پروژه است و اهمیت آن هم دو دلیل خیلی واضح دارد:

1- تعیین درصد وزنی و پیشرفت پروژه به صورت مستقیم با invoice پروژه مرتبط است: یعنی «پول»

2- تعیین درصد وزنی تابع متغیرهایی مانند هزینه و زمان است که تعیین آن همیشه آسان نیست (به خصوص در پروژه های بزرگ)

حالا به غیر از اینکه خود محاسبه پیشرفت هم در کارهای مهندسی در روال ارائه مدارک مهندسی و تایید آنها و در کارهای پیمانکاری از طریق شاخص هایی چون تعداد سرجوش در پایپنگ یا حجم خاک برداری و … سنجیده می شود و بین کارفرما و پیمانکار در تعیین و توافق آن همیشه دعواست، نحوه اینکه پیشرفت پروژه را چگونه بدست بیاوریم و نقش زمان و هزینه در آن چگونه باشد با تکنیک Earned Value و اضافه شدن محدوده پروژه Project Scope به زمان و هزینه پروژه تا حد زیادی بهترین مقایس برای بررسی پیشرفت پروژه، مقایسه پیشرفت واقعی با برنامه، نحوه جبران تاخیرات و همچنین شاخص هایی برای تعیین تعیین زمان نهایی انجام کار و سرعت انجام آن است. تمام این موارد در این بخش از استاندارد به خوبی توضیح داده می شود. برای فهم بهتر این بخش به نظرم مطالعه A User’s Manual to the PMBOK Guide هم می تواند خیلی مفید و حتی لازم باشد. البته تکنیک های Earned Value خودش می تواند مبحث یک کتاب باشد، هرچند برای امتحان و انجام کارهای پروژه های واقعی آنچه در استاندارد گفته شده کفایت می کند.

مدیریت هزینه پروژه شامل دو فرایند برنامه ریزی به نام های Estimate Cost و Determine Budget است که در اولی هزینه انجام فعالیت های پروژه تعیین می شود و در دومی با جمع بندی هزینه های فعالیت ها مدرک مهمی به نام Cost Performance Baseline ارائه می شود که خودش بخشی از Project Management Plan و مبنایی برای تکنیک های Earned Value است. با این توضیح که در محاسبات Earned Value، به جای Cost Performance Baseline از عنوان Performance Measurement Baseline استفاده می شود که خط هزینه برنامه ریزی شده پروژه را نمایندگی می کند. در عین حال مدیریت هزینه پروژه یک فرایند کنترلی به نام Control Cost دارد که از جمله خروجی های آن می توان به Work Performance Measurement اشاره کرد که خودش شامل واریانس هزینه ای، واریانس زمانی، شاخص عملکرد هزینه های و شاخص عملکرد زمانی است.

توضیح مشروح ورودی ها، تکنیک های پردازشی و خروجی های هر فرایند هم در فایل پایین قابل دانلود کردن است. با این توضیح تکراری که کسانی که می خواهند از این فایل استفاده کنند باید ابتدا بخش متناظر در استاندارد PMBOK را که در بخش 7 ارائه شده است مطالعه کنند و از این فایل فقط به عنوان یادآوری نکات مهم و ضروری استفاده نمایند.

Download Project Cost Management Processes

نکته مهم دیگر در این بخش بحث هزینه کل پروژه و در نظر گرفتن Reserve Analysis در فرایند Determine Budget است. هزینه پروژه پس از محاسبه هزینه فعالیت های پروژه و تجمیع آنها با دو هزینه دیگر هم مواجه است:

1 هزینه احتمالات تصادفی Contingency Reserve که به ریسک پروزه ربط پیدا می کند و می تواند درصدی از هزینه کل پروژه است. این هزینه ها در  Cost Baseline  پروژه در نظر گرفته می شود.

2 هزینه احتمالی مدیریتی Management Reserve که این هزینه در Cost Baseline پروژه در نظر گرفته نمی شود اما در هزینه کل محاسبه می شود. این هزینه مربوط به تغییر در محدوده scope یا هزینه های دیگر پروژه cost است.

یکی از خروجی های فرایند Determine Budget، مدرکی به نام Project Funding Requirement است که هزینه های پروژه را در کل و در پریودهای زمانی مختلف تعیین می کند. در این قسمت توضیح داده می شود که هزینه کل یک پروژه شامل Cost Baseline و Management Reserve است. غیر از Management Reserve هر نوع هزینه دیگری شامل احتمال تورم، تعهدات مالی و … در Cost Baseline در نظر گرفته می شود.

Earned Value Conception: PMBOK 2010

یک منبع خیلی خوب برای کسانی که انتخابات آمریکا را دنبال می کنند و می خواهند بدانند که هر یک از دو رقیب دموکرات و جمهوری خواه در چه ایالت هایی پیروز مطلق هستند و در کجاها باهم رقابت نزدیکی خواهند داشت.

این طرح نقشه آمریکا با کلیک بر روی هر ایالت گزارشی از آرای الکترال آن ایالت و آخرین نظرسنجی درون ایالتی بین اوباما و رامنی، نرخ بیکاری، درآمد سرانه، نرخ بدهی های پرداخت نشده و قیمت بنزین به ازای هر گالن ارائه می شود. این شاخص ها بیانگر وضعیت اقتصادی ایالت و معیارهایی هستند که رای دهندگان بر اساس آنها (با توجه به وضعیت نامناسب اقتصادی در آمریکا) رای می دهند. در عین حال در هر ایالت مشخص است که در انتخابات سال های 1996، 2000، 2004 و 2008 به چه کاندیدایی رای داده اند.

فعلن که اوباما با آرای الکترال پیش ینی شده 221 رای از رامنی با 170 رای جلو است. اما برنده انتخابات به 270 رای الکترال نیاز دارد. امری که در ظاهر بدست آوردن آن برای اوباما راحت تر است اما او به دلیل وضعیت اقتصادی آمریکا و افرایش نرخ بیکاری به نسبت سال 2008 در اکثر Swing State ها (ایالت هایی که گاهی به دموکرات ها و گاهی به جمهوری خواهان رای می دهند) رامنی را به عنوان یک چالش می بیند که پیروزی بر او مانند پیروزی بر مک کین در سال 2008 خیلی راحت نخواهد بود.

این هم یک مقایسه تحلیلی جالب از آرای Swing State ها و توضیح اینکه اوباما با پیروزی در چه ایالت هایی دیگر به رای بقیه ایالت ها نیاز ندارد و رئیس جمهور خواهد شد. او اگر ویرجینیا و کلورادو را ببرد به احتمال خیلی بالا رئیس جمهور خواهد شد و به رای اوهایو، نوادا و حتی فلوریدا هم نیاز نخواهد داشت. اما شکست در ویرجینیا اوباما را در شرایط سخت تری قرار می دهد. شاید هم به همین دلیل است که کمپین اوباما تمرکز تبلیغاتی خود را بر ویرجینیا متمرکز کرده است.

نکته مهم این انتخابات برای اوباما اما در اینجاست که او در ماه جون برای دومین ماه متوالی نسبت به رامنی پول تبلیغاتی کمتری جمع کرد و این امر تاکنون به این صورت برای یک رئیس جمهور در آمریکا سابقه نداشته است. هرچند اوباما در کل رقابت ها از رامنی بیشتر پول جمع کرده است؛ به خصوص زمانی که جمهوری خواهان در رقابت های درون گروهی برای تعیین کاندیدای نهایی، پول های خود را در اختیار کاندیداهای مختلف قرار می دادند؛ اما کمپین اوباما از اینکه در دو ماه گذشته از رامنی عقب مانده در ظاهر چندان هم راضی نیست.

سایت رجانیوز رسمن کاندیداتوری کامران باقری لنکرانی را کلید زد. هفته گذشته سایت مشرق مصاحبه ای از کامران باقری لنکرانی سخنگوی جبهه پایداری منتشر کرد و در آنجا از قول وزیر پیشین بهداشت مدعی شد که او قرار نیست کاندیدای ریاست جمهوری آینده باشد.

این امر هم باعث شد که سایت رجانیوز که ارگان رسانه ای و جنگ روانی حامیان احمدی نژاد و جبهه پایداری است به این مصاحبه واکنش نشان دهد و مدعی شود که عنوان این مصاحبه در تکذیب کاندیداتوری باقری لنکرانی غیر واقعی بوده است. تیتر سئوالی رجانیوز با عنوان اینکه «آیا واقعن باقری لنکرانی کاندیدای ریاست جمهوری نمی شود» و توضیحات متن معنی اش این است که جبهه پایداری در مورد باقری لنکرانی و ریاست جمهوری وی حتمن فکر و خیال هایی دارد. ادعای آنها هم در مورد اینکه قصد دارند در یک فضای گفتمانی کار کنند و معطوف به انتخابات نیستند، ادعای درستی نیست. باقری لنکرانی از روزهای اول تشکیل جبهه پایداری نقش برجسته ای در این تشکل حامیان گذشته و امروز احمدی نژاد ایفا کرد و در حالی که به عنوان یکی از مهمترین اعضای این جبهه تازه تاسیس، در انتخابات مجلس کاندیدا نشد، لیست کاندیداهای جبهه پایداری را او بود که در رسانه ها اعلام کرد. کاندیدا نشدن او که جزو سه نفر اصلی این تشکل است خودش معنای این را داشت که او را برای مسئولیت بزرگ تری انتخاب کرده اند.

این نقش رسانه ای او هم از تبلیغات انتخاباتی گذشته خیلی برجسته شده و تقریبن در اکثر تجمعاتی که توسط جبهه پایداری برگزار می شود حضور فعال دارد. به دلیل همین برجسته سازی خبری است که نباید از احتمال کاندیداتوری او به عنوان «تازه واردان» در مدل انتخاباتی که بر مبنای الگوی 5 نیروی رقابتی پورتر مطرح کردم به راحتی گذشت. این هم وبلاگ حامیان کاندیداتوری کامران باقری لنکرانی.

جبهه پایداری به صورت بالقوه می تواند در انتخابات دو کاندیدا داشته باشد که هر دو یک سری مشخصات و ویژگی های مهم انتخاباتی را دارا هستند. اولی که انتساب تشکیلاتی هم دارد کامران باقری لنکرانی است و دومی هم سعید جلیلی که در مورد او در وبلاگم قبلن توضیح داده ام. هر دو جوان و از نیروهای نسل سوم انقلاب هستند، یعنی عقبه تشکیلاتی در میان «والسابقون» انقلاب را ندارند و این در انتخابات ریاست جمهوری یک فاکتور مهم است و برخلاف لاریجانی و قالیباف که اولی ذاتن رای ندارد و دومی بیش از اندازه خود را قدرتمند نشان داده است، جلیلی و لنکرانی روی یک خط مستقیم حرکت کرده اند و در ظاهر زاویه ای با نظام ندارند، از جمله بی بصیرتان نامیده نمی شوند و با جریان انحرافی هم خط و مرز دارند (در مورد باقری لنکرانی مطمئن نیستم که علی رغم ادعاهایی که اعضای جبهه پایداری می کنند تا این حد از احمدی نژاد جدا شده باشند). به همین دلیل هم هست که شانس جلیلی در مناسبات قدرت حتمن بیشتر از لنکرانی است؛ یکی از مهمترین مزیت های جلیلی بر لنکرانی این است که انتساب تشکیلاتی ندارد. تشکیلات در ایران می تواند یک منبع پتانسیل اعتراض باشد و جبهه پایداری این منبع اعتراضی را در داخل بدنه جوانان احزاب به ظاهر اصول گرا بدست آورده است. به همین دلیل هم جرات می کند در دانشگاه میتینگ و سخنرانی برگزار کند. اما اگر این یک مزیت در مدل رقابت غیر انحصاری باشد، در مدل انتخابات ریاست جمهوری ایران لزومن نکته مثبت نیست؛ به همین دلیل هم هست که جلیلی شانس بیشتری از لنکرانی خواهد داشت. هرچند اینجا ادعا شده که برادر وی از حامیان سعید جلیلی خواسته که از باقری لنکرانی حمایت کنند، چون جلیلی کاندیدا نخواهد شد.

در هر صورت اما هم جلیلی و هم باقری لنکرانی در مدل رقبای یک کمیپن انتخاباتی باید حتمن مورد توجه قرار بگیرند و فعالیت های سیاسی آنها در کتابچه رقبا بررسی شود.

hizbollah.mihanblog.com

جمهوری خواهان به نظر می رسد در انتخاب میان یک کاندیدای لاتین تبار و یک کاندیدای آفریقایی تبار به عنوان معاون رئیس جمهوری آمریکا، کاندولیزا رایس را انتخاب کرده اند که از جمله معدود آمریکایی های آفریقایی تبار است که در سطوح بالای رهبری حزب جمهوری خواهان قرار دارد (این گزارش پولتیکو را بخوانید).

انتخاب رایس، مشاور امنیت ملی و وزیر امور خارجه جرج بوش پسر بود به عنوان معاون رئیس جمهوری آمریکا بازهم رقابت انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبر را چالش برانگیزتر از گذشته خواهد کرد. اوباما در میان زنان و آفریقایی تبارها آرای بیشتری نسبت به رامنی دارد و حالا رامنی قصد دارد کسی را به عنوان معاون اول پیشنهادی خود معرفی کند که هم زن است و هم آفریقایی تبار. (این هم یک نظرسنجی اینترنتی برای انتخاب معاون رئیس جمهور رامنی) + حمایت ساراپالین، کاندیدای معاونت رئیس جمهوری سناتور جان مک کین در رقابت با اوباما که می گوید کاندی رایس کاندیدایی فوق العاده است و از اوباما هم تجربه بیشتری دارد (اینجا).

هرچند در مورد نقاط منفی کاندی رایس هم به این نکته اشاره می شود که او هرگز برای هیچ انتخاباتی کاندیدا نشده است و در عین حال از جمله حلقه اول نزدیکان جرج بوش است که چندان در آمریکا محبوبیتی ندارد؛ ضمن آنکه خودش هم بارها گفته بود که قصد ندارد به عنوان معاون رئیس جمهوری فعالیتی کند و ترجیح می دهد در دانشگاه درس بدهد (رایس استاد دانشگاه استنفورد است). این هم ابراز مخالفت یک بلاگر جمهوری خواه در مورد کاندیداتوری رایس. در عین حال رایس یک طرفدار سقط جنین برای زنان است که اصولن جمهوری خواهان (و البته رامنی) با آن مشکل دارند. این امر یک جورهایی برای رامنی خوب و یک جورهایی بد است. رامنی باید کاندیدایی را به معاونت اولی خودش انتخاب کند که بتواند رای Swing State ها (ایالت های که گاهی به دموکرات ها و گاهی به جمهوری خواهان رای می دهند) بدست بیاورد و برای این امر به رای زنان و آفریقایی تبارها و لاتینوها نیاز دارد (به همین دلیل هم یکی دیگر از کاندیداهای معاونت ریاست جمهوری وی سناتور جوان مارکو روبیو، سناتور لاتین تبار ایالت فلوریداست که با آرای الکترال 29 تایی و همچنین رقابت نزدیک 49 به 45 به نفع اوباما می تواند برای رامنی یک نقطه قوت باشد). انتخاب رایس به عنوان معاون اول و کسی که هم زن است و هم آفریقایی تبار، نقطه ضعف او در مخالفت با سقط جنین را که به خصوص در میان زنان برای او یک نقطه منفی است می تواند تحت تاثیر قرار می دهد. هرچند هنوز در میان نقش او در بدست آوردن آرای Swing State ها یک گزارش آماری مشخصی وجود ندارد.

zimbio.com

 

آی پد 7 اینچی در راه است؟

منتشرشده: 12 ژوئیه 2012 در Uncategorized
برچسب‌ها:

آی پد که ارائه آن توسط اپل در سال 2010، یک انقلاب در تولید محصولی قابل حمل در مقایس با کامپوترهای شخصی بود حالا با یک گزارش آماری مواجه است که 62% آی پد داران، از آی پد خود تنها در خانه استفاده می کنند و فقط 5% آن را به سر کلاس درس یا جلسه می برند. (اینجا) امری که در تناقض با مورد استفاده آی پد در برنامه ریزی اولیه آن است که قرار بود استفاده کنندگان آی پد، از آن به عنوان وسیله الکترونیکی قابل حمل استفاده کنند.

یک دلیل این امر اندازه 9.7 اینچی آی پد است که در مقایسه با رقبای قدیمی خود مانند Kindle Fire, Samsung Galaxy Tab و همچنین محصول جدید گوگل، Nexus7 بزرگ تر است. به همین دلیل هم اپل برنامه ای برای ارائه آی پد 7 اینچی به بازار دارد تا سهم بازار خود را در اینگونه محصولات که 70 درصد است همچنان حفظ کند. هرچند آی پد در پاییز امسال با رقیبی از جنس مایکروسافت به نام Surface مواجه خواهد بود که البته از آی پد هم بزرگ تر است (10.6 اینچ).

سومین Knowledge Area استاندارد PMBOK مربوط به مدیریت زمان پروژه است که شامل 5 فرایند برنامه ریزی و یک فرایندی کنترلی به شرح زیر است:

Define Activities / Sequence Activities/ Estimate Activity Resources/ Estimate Activity Duration/ Develop Schedule/ Control Schedule

اهمیت مدیریت زمان پروژه در استاندارد PMBOK به تولید مدارک مرتبط با زمان بندی پروژه است که برنامه زمانی پروژه Project Schedule و برنامه پایه Schedule Baseline است. کسانی که در پروژه های مختلف کار کرده اند می دانند که اهمیت baseline پروژه تا چه حد است و هرگونه تغییر چندان راحت نخواهد بود. البته در استاندارد تغییر در baseline پروژه تنها از طریق فرایند Perform Integrated Change Control امکان پذیر است.

توضیح مشروح ورودی ها، تکنیک های پردازشی و خروجی های هر فرایند هم در فایل پایین قابل دانلود کردن است. با این توضیح تکراری که کسانی که می خواهند از این فایل استفاده کنند باید ابتدا بخش متناظر در استاندارد PMBOK را که در بخش 6 ارائه شده است مطالعه کنند و از این فایل فقط به عنوان یادآوری نکات مهم و ضروری استفاده نمایند.

Download Project Time Management Processes

در این فایل توضیحات کوتاهی در مورد روش مسیر بحرانی در برنامه ریزی و شناوری کل و آزاد داده ام که بسیاری از سئوالات در این مورد است. همینطور باید بدانیم که مدل برنامه ریزی Scheduling Model شامل موارد زیر است:

– متودولوژی برنامه ریزی Scheduling Methodology به معنی مجموعه ای از قوانین و پیش فرض ها در تکنیک هایی مانند CPM

– ابزار برنامه ریزی Scheduling Tools به معنی ابزارهای دستی یا کامپیوتری برای برنامه ریزی مانند نرم افزارها

داده های برنامه ریزی Scheduling Data به معنی داده هایی چون فعالیت ها، توالی انجام آن ها، منابع و …

برای فهم مبانی این بخش، درک درست تفاوت میان بخش های بالا ضروری است.

همچنین در برنامه ریزی مطابق مدل استاندارد PMBOK باید بدانیم که ابتدا فعالیت ها مشخص می شوند سپس توالی آنها از طریق روش CPM تهیه می شود و بعد از آن با توجه به محدودیت های منابع، Critical Change Method و Resource Leveling انجام می گیرد. هرچند در عمل و در بسیاری از پروژه ها ترکیب توالی، زمان انجام پروژه و تخصیص منابع تقریبن همزمان هستند.

infowit.com

از میان knowledge Area های استاندارد مدیریت پروژه، دومین مورد Project Scope Management یا همان مدیریت محدوده پروژه است که مشخص می کند دقیقن چه کارهایی جزو محدوده پروژه هست و چه کارهایی نیست (اهمیت ذکر دقیق کارهایی که جز محدودیت پروژه نیست به خصوص در پروژه های دولتی در ایران اهمیت اساسی دارد؛ چون کارفرماها در بسیاری موارد انجام کاری را که خارج از محدوده پروژه است از پیمانکاران می خواهند و با توجیه سرعت و اهمیت کار و طول کشیدن روال بوروکراسی اداری تایید کار در سازمان های دولتی، این کار را که به نوعی کار اضافه و مطابق استاندارد در محدوده Change ها قابل تعریف است بر عهده پیمانکار می گذارند و بعد هم از درنظر گرفتن این کار به عنوان کار اضافی خودداری می کنند).

مدیریت محدوده پروژه شامل 5 فرایند (3 فرایند برنامه ریزی و 2 فرایند کنترلی) به شرح زیر است:

Collect Requirements / Define Scope / Create WBS / Verify Scope / Control Scope

توضیح مشروح ورودی ها، تکنیک های پردازشی و خروجی های هر فرایند هم در فایل پایین قابل دانلود کردن است. با این توضیح تکراری که کسانی که می خواهند از این فایل استفاده کنند باید ابتدا بخش متناظر در استاندارد PMBOK را که در بخش 5 ارائه شده است مطالعه کنند و از این فایل فقط به عنوان یادآوری نکات مهم و ضروری استفاده نمایند.

Download Project Scope Management Processes

یک نکته در این فرایند مدیریتی Verify Scope وجود دارد که باید به آن خوب توجه شود. به خصوص آنکه با فرایندی که بعدن توضیح می دهم تحت عنوان Perform Quality Control ممکن است قاطی شود.

Verify Scope فرایندی است که در آن پروسه رسمی تایید اقلام قابل تحویل توسط کارفرما، اسپانسر، مشتری و … نهایی می شود. به عنوان مثال در نقشه های مهندسی نقشه هایی که مهر تایید می خورند با عنوان AFC به معنی Approved For Construction نامیده می شوند. یعنی کارفرما آنها را تایید کرده و برای ساخت قابل استفاده است. در حالی که در فرایند Perform Quality Control تصحیح اقلام قابل تحویل و کنترل کیفی آنها مطابق استانداردهای کنترل کیفیت اهمیت اساسی دارد و بعد از تایید توسط Q.C به معنی نهایی بودن نیست. به عبارت صحیح تر اقلام قابل تحویل از طریق فرایند Direct and Manage Project Execution به فرایند Perform Quality Control فرستاده می شوند. پس از تایید با عنوان Validated Deliverable به فرایند Verify Scope فرستاده می شوند و در نهایت اگر توسط کارفرما، اسپانسر، مشتری و … تایید شدند به عنوان اقلام قابل تحویل تایید شده Accepted Deliverable  به فرایند Close Project or Phase فرستاده خواهند شد.

به توضیح Control Account  هم در فایل توجه کنید. Control Account در استاندارد خوب توضیح داده نشده است و برای فهم دقیق تر آن به User Manual to the PMBOK Guide استناد کرده ام.

portfolio-engineering.com

نوشته ای که در ذات، به نفی خودش بپردازد و جملات اساسی آن در تناقض باشند، یک نوشته ناقص است و تا زمانیکه برای این تناقضات، پاسخ های قانع کننده پیدا نشود و یا مدل های پیش بینی جایگزین پیشنهاد نگردد، این نوشته تنها دستخطی فقط برای ثبت در تاریخ خواهد بود، نه راهنمای عمل گروه های سیاسی و کنش گران انتخاباتی. همین نقطه ضعفی که یادداشت جمعی تحت عنوان «اساتید علوم سیاسی» به نام «فعالیت های سیاسی اصلاح طلبان، انتخابات و گزینه های پیش روی» با آن مواجه است. …

شاید حتی بتوان گفت در مقیاسی کمتر، گروه ها و دسته جاتی بتوانند تشکیلاتی را برای انتخابات و فعالیت کاندیدای اصلاح طلب معتدل فراهم آوردند. این جا سئوال کلیدی دیگری مطرح می شود که این کاندیدای اصلاح طلب معتدل که بدون در نظر گرفتن تمام تناقضات قبلی، حالا در انتخابات حاضر شده کیست؟ او چه کسی است که «سلامت انتخابات» را شرط «حضور خود در انتخابات» می نامد و حاضر است در صورت مشاهده اولین نشانه های عدم سلامت انتخابات، متعهد به کناره گیری شود؟ اصلن نشانه عدم سلامت انتخابات چگونه سنجیده می شود؟ فردا اگر کاندیدای اصلاح طلب معتدل مدعی شد که انتخابات سالم برگزار می شود و نشانه ای از عدم سلامت در آن وجود ندارد، چه کسی است که تعهد او را به یادش بیاورد و چه تضمینی برای این اجرایی شدن تعهد او وجود دارد؟ ما مدل هایی خفیف تر از تعهدهای اینگونه، نظیر نامزدی افرادی مانند آقای تابش در همین انتخابات مجلس قبل و ادعای بیمارگونه ایشان در مورد ایجاد فضای رقابتی در انتخابات را قبلن کم ندیده ایم. سئوال بعدی اینکه اگر انتخابات ناسالم بود و بر این کاندیدای اصلاح معتدل هم عدم سلامت انتخابات مسجل شد، اما پیغام و پسغامی آمد که شما باید تا آخر در صحنه باشید و اگر از صحنه کنار بروید مثل فتنه گران و انحرافیون هستید چه؟

مقاله ام را در نقد یادداشتی که به نام جمعی از اساتید علوم سیاسی منتشر شد و مدل کاندیداتوری یک اصلاح طلب معتدل را برای انتخابات آتی ریاست جمهوری پیشنهاد نمود در ندای سبز آزادی می توانید بخوانید.

دیگر امروز تقریبن هیچ شکی وجود ندارد که هر کس بتواند رای دهندگان آمریکایی را قانع کند که توانایی حل بهتر مشکلات اقتصادی را دارد، او رئیس جمهور بعدی آمریکا خواهد شد.

جدیدترین گزارش اداره کار آمریکا که از ایجاد 80 هزار شغل در ماه قبلی میلادی خبر می دهد کمپین انتخاباتی اوباما را در معرض فشار شدید جمهوری خواهان قرار داده است. کمپین رامنی که سعی دارد او را با تجربه مدیریت شرکت های خصوصی موفق، به عنوان مردی که می داند چگونه معضل اقتصادی آمریکا را حل کند معرفی نماید، از این کمبود ایجاد شغل در ماه های اخیر و نرخ بیکاری 8.2%ی استفاده می کند تا رئیس جمهور را در مواجه با مشکل اقتصادی که مهمترین موضوع انتخاباتی آمریکایی ها برای تعیین رئیس جمهور جدید در ماه نوامبر است، فردی ضعیف معرفی کند.

این گزارش نیویورک تایمز از رویکرد دو کمپین رامنی و اوباما در مواجه با مشکلات اقتصادی آمریکا می گوید و ادعا می کند که اقتصاد و مشکلات آن در حال جهت دهی به انتخابات است. در عین حال هر دو کمیپن، تبلیغات تلویزیونی خود را منحصر به نقاط ضعف یکدیگر برای حل مشکل بیکاری در آمریکا به خصوص در Swing State ها (ایالت هایی که گاهی به دموکرات ها و گاهی به جمهوری خواهان رای می دهند) معرفی نموده اند. هافینگتون پست گزارشی منتشر کرده که Super PACی (گروه های سیاسی که می توانند به هر میزان که بخواهند از شرکت های خصوصی و اتحادیه ها پول دریافت کنند و در انتخابات به نفع یک کاندیدا تبلیغ نمایند) که توسط Karl Rove (مغر متفکر تبلیغاتی جرج بوش و کسی که به در این انتخابات به ATM جمهوری خواهان معروف است) راه اندازی شده است، 25 میلیون دلار در ایالت های کلورادو، فلوریدا، کارولینای شمالی، اوهایو، نوادا و ویرجینیا برای تبلغ تلویزیونی علیه اوباما اختصاص داده است. مشخصه هر 6 ایالت این است که نرخ بیکاری در آنها نسبت به سال 2008 که اوباما ریاست جمهوری را بر عهده گرفت بیشتر شده است.

این هم یک گزارش از وال استریت ژورنال در همین رابطه و البته تشریح چرایی کاهش ارزش بازار سهام بعد از ارائه گزارش اداره کار که مطابق پیش بینی ها باید در ماه June، 100 هزار شغل در آمریکا ایجاد می شد.

ferrellgummit.wordpress.com

این خبر محکومیت دکتر معین به یک سال زندان و بعد هم 20 میلیون تومان حبس من را برد به سال 84 و کاندیداتوری دکتر معین که نامزد اصلاح طلبان پیشرو بود و حالا غیر از سلامت مالی و علمی که دارد، این سلامت اخلاقی اش است که او را در مجموع سیاستمداران ایران برجسته می کند. مردی که البته یک اکتیویست فعال سیاسی نیست، اما کسی است که در پایبندی به اصول خیلی هم قابل احترام و ستایش است و بعد از انتخابات سال 84 اگرچه تلاشش برای تشکیل جبهه دموکراسی و حقوق بشر ناکام بود، اما از تلاش های مدنی و فعالیت های علمی و فرهنگی و تشکیل NGO های خیریه ای دست نکشید. به همین مناسبت هم یادداشتی را که دکتر مهاجرانی در سال 84 برای دکتر معین نوشته بود به همراه عکس هایی از آن سال را در اینجا می گذارم با این توضیح که پیامی از او را همیشه آویزه گوشم دارم که وقتی فرصت فعالیت سیاسی برای تو فراهم نیست، فقط درس بخوان

«این روزها پیداست که دکتر معین دارد صدای برخی را در می‌آورد. البته همه از عزیزان و بزرگان هستند، اما واقعیت این است که همه از بزرگ و کوجک به اکسیژن نیاز دارند.
سال نخست پیروزی انقلاب بود. همان سالی که همه گویی بر فراز ابرها حرکت می‌کردند شادی و سرور و لبخند اولین جلوه‌ی حضور و حرکت بود. زوج دانشجویی صاحب پسری شده بودند. می‌گفتند بچه بی‌قراری می‌کند، رفتند پیش دکتر معین، پرسیدم خیر بود؟ دوست دانشجو لبخند زد و گفت این آقای دکتر معین پزشک عجیبیه! گفت این بچه که گریه نمی‌کنه باید بیش از این گریه کنه تا اکسیژن بیشتری مصرف کنه هر وقت هم دیدید بچه زیادی آرومه خودتان صدایش را در بیاورید.

این روزها پیداست که دکتر معین دارد صدای برخی را در می‌آورد. البته همه از عزیزان و بزرگان هستند، اما واقعیت این است که همه از بزرگ و کوجک به اکسیژن نیاز دارند.

وقتی موضع گیری ها و سخنان یا شعارهای کاندیداهای ریاست جمهوری را با یکدیگر می سنجیم کاملا روشن است …

دکتر معین و نیز دکتر رضا خاتمی از ادبیاتی بهره می‌گیرند که نسبتی نزدیک با صدای مردم دارد. بدیهی است که مراد از صدای مردم همان صدایی است که نسل جوان جامعه‌ی ما نشانه و نمودار آنند. صدای زلال و شفاف و صریح و پرهیز از واژگان یا مواضعی که مثل بازی با یخ چیزی در دست و ذهن شنونده نمی‌ماند.

بپذیریم که گاه جامعه نیازمند هوای تازه است اما مهم نشانه‌های هوای تازه است و نه لفظ آن یا لقلقه‌ی آن بر زبان. به نظرم با همین آهنگ صدای دکتر معین، مردم ما بازتاب صدای خود را در مواضع ایشان می‌بینند.»

شرح عکس ها( به ترتیب ردیف از بالا به پایین و راست به چپ)

پوستر یکی از شعارهای انتخاباتی دکتر معین / من، آرش غفوری بعد از بازی فوتبال در پارک وی

رضا خاتمی، دکتر معین، صفایی فراهانی / زهرا اشراقی، رضا خاتمی، دکتر معین (تابش گوشه سمت راست و بالای رضا خاتمی در عکس)

همسر دکتر معین، دکتر معین و فکر کنم حسین نورانی نژاد + عرب سرخی و شکوری راد در راه پیمایی 22 بهمن 83 / دکتر معین و فیض الله عرب سرخی

 بهزاد نبوی، رضا خاتمی و دکتر معین / اله کولایی، شکوری راد، سعید حجاریان و مهدی شیرزاد

محسن آرمین (قول داده بودم این عکس منتشر نشود اما دیگر مشمول مرور زمان شده است، عکس برای کنگره سازمان است) / حمید سیدی، رئیس  دفتر دکتر معین رو به دوربین

لیلی نیکونظر / ریحانه طباطبایی (حسابی از دستش شاکی ام الان)

کسانی که با مفهوم مدیریت پروژه آشنا هستند می دانند که استاندارد PMBOK که توسط مهمترین سازمان مدیریت پروژه در آمریکا PMI ارائه و به روز می شود، یکی از اصلی ترین منابع بحث های مربوط به مدیریت پروژه است و کسانی که قصد دارند مدرکی معتبر در رابطه با مدیریت پروژه داشته باشند باید حتمن امتیاز لازم در امتحان آشنایی با اصول این استاندارد و اخلاق حرفه ای مدیرت پروژه را به دست آورند تا به عنوان PMP فرصت های بسیار بهتر کاری و اجتماعی را برای مدیریت پروژه داشته باشند (این امتحان امتحان چندان راحتی نیست و برای شرکت در امتحان پیش نیازهای دیگری هم وجود دارد).

برای کسانی که قصد دارند در امتحان مدرک PMP شرکت کنند یکی از مهمترین و در عین حال بحث برانگیز ترین قسمت ها، 42 فرایند مدیریتی (Process) در 9 حوزه دانش (Knowledge Area) و 5 گروه فرایندی مدیریت پروژه (Project Management Process Group) است. هر کدام از این 42 فرایند، یک سری ورودی ( Input)، یک سری تکنیک های پردازشی (Tools and Techniques) و یک سری هم خروجی (Output) دارند؛ با این توضیح که خروجی بسیاری از فرایندها، ورودی فرایند دیگر است و امتحان شوندگان باید نسبت به این 42 فرایند و ورودی و خروجی ها و تکنیک های پردازشی آن آگاهی کافی داشته باشند.

به همین دلیل از امروز به مدت دو، سه هفته، این فرایندها را در 9 بخش مطابق knowledge Area مرتبط و بر اساس استاندارد طبقه بندی و به طور خلاصه ارائه می کنم. توضیح هم اینکه دوستانی که قصد دارند در امتحان PMP شرکت کنند قبل از آنکه این فایل خلاصه شده را مطالعه کنند باید سرفصل متناظر را در استاندارد به دقت خوانده باشند و پس از آن به عنوان مرور مطالب که به صورت مرتبط طبقه بندی شده است، از این فایل استفاده کنند. توضیح آخر هم اینکه این فایل بر اساس یافته های شخصی من تهیه شده و زمان زیادی را هم از من گرفته است. از این رو کسانی که قصد ارجاع به این فایل ها را دارند حتمن باید منبع آن را نیز ذکر کنند.

به عنوان اولین Knowledge Area در استاندارد PMBOK2010، با Project Integration Management مواجه هستیم که شامل یک فرایند در گروه مدیریتی Initiating، یک فرایند در گروه مدیریتی Planning، یک فرایند در گروه مدیریتی Executing، دو فرایند در گروه مدیریتی Monitoring and Controlling و یک فرایند در گروه مدیریتی Closing است. این فرایندها شامل موارد زیر هستند:

Develop Project Charter

Develop Project Management Plan

Direct & Manage Project Execution

Monitor and Control Project Work

Perform Integrated Change Control

Close Project or Phase

برای بررسی ورودی ها، تکنیک ها و خروجی های هر فرایند و ذکر نکات مهم و کلی راجع به آنها فایل زیر را دانلود کنید:

Download Project Integration Management Processes

یکی از مهمترین نکات این فرایندها بحث Change Control از طریق Direct and manage Project Execution با Monitor and Control Project Work و perform Integrated Change Control است. باید حواسمان باشد که درخواست تغییر Change Request از طریق دو فرایند اولی به فرایند Perform Integrated Change Control می رود و اگر در آنجا تایید شد (تایید تغییر به منزله تغییر در baseline پروژه است) توسط Direct and Manage Project Execution اجرا می شود.

در این فرایندها باید به تفاوت Correction and Preventive Action  و همینطور Repair ها هم توجه شود که بخشی زیادی از سئوالات امتحان در این موارد است.

portfolio-engineering.com

این صفحه فیس بوکی حامیان محمد مرسی، رئیس جمهور مصر است که گفته اند 100 روز اول او را به دقت بررسی می کنند تا ببیند که تا  چه حد به تعهداتش در دوران انتخابات، پای بند خواهد بود. و این هم البته صفحه اینترنتی که برای همین منظور با عنوان morsimeter.com راه انداخته اند. البته ابتکار چنین کاری با طرفداران اوباما پس از پیروزی او در انتخابات سال 2008 بود. این هم یک وبلاگ در همین مورد.

سنت بررسی 100 روز اول ریاست جمهوری برای رئیس جمهور جدید، به Franklin D. Roosevelt که 32 امین رئیس جمهور آمریکاست، بر می گردد که از سال 1933 تا 1945 و بیشتر از هر رئیس جمهور دیگری بر کشور ریاست کرد. او را که به صورت مخفف FDR می نامند به این دلیل در تاریخ روسای جمهوری آمریکا تحسین می کنند که کشور را از رکود اقتصادی وحشتناک آغاز دهه 30 میلادی نجات داد و شروع کارش را هم با برنامه هایی که در 100 روز اول ریاست جمهوری اش اعلام نمود آغاز کرد. هرچند اهمیت همین 100 روز بیشتر در یک هفته اول آن است ( از نطق پیروزی تا اولین گزارش هفتگی رادیویی که سنت روسای جمهوری آمریکاست).

بعد از او، 100 روز اول تمام روسای جمهور آمریکا توسط رسانه ها بررسی می شود و به عنوان یک معیار برای طول دوره ریاست جمهوری اش مورد استفاده قرار می گیرد؛ به طوریکه حتی کاندیداهای ریاست جمهوری در تبلیغات انتخاباتی خود، گزارشی از برنامه های 100 روز اولشان هم ارائه می دهند. این ویدئوی رامنی در ایالت ویرجینیا را ببینید که توضیح می ده در 100 روز چگونه برای مردم این ایالت شغل ایجاد می کند و از بدهی ها خواهد کاست. مشابه همین ویدئو در Swing States (ایالت هایی که گاهی به دموکرات ها و گاهی به جمهوری خواهان رای می دهند) منتشر شده است. اینجا و اینجا و اینجا (ویدئوهای کوتاه 30 ثانیه ای، شروع مشابه در ردکردن طرح بیمه درمانی اوباما و خیلی خلاصه ارائه گزارشی از برنامه هایی که برای ایالت دارد). در تمام این ویدئوها بر اهمیت ایجاد شغل تاکید می شود؛ دلیل آن هم این است که نرخ بیکاری در همه این ایالت ها به نسبت سال 2008 بیشتر شده است.

تصمیم روز پنجشنبه دادگاه عالی در آمریکا در مورد لایحه خدمات درمانی اوباما آن قدر مهم بود که خیلی از تحلیل گران سیاسی اینجا می گفتند بعد از رای دادگاه عالی در سال 2000 که منجر به پیروزی بوش بر ال گور در انتخابات ریاست جمهوری شد، رای روز پنجشنبه دادگاه مهمترین اتفاق از آن روز به بعد است که در نهایت هم با رای 5 به 4، دادگاه عالی این لایحه را مخالف قانون اساسی ندانست.

لایحه خدمات درمانی اوباما که در اینجا به آن Obama Care می گویند از مهمترین مسئله های جنجالی برای انتخابات پیش روی ریاست جمهوری ماه نوامبر است که تبلیغات انتخاباتی خیلی روی آن متمرکز شده است. یک روز پس از رای دادگاه، تبلیغ تلویزیونی جمهوری خواهان علیه این لایحه آغاز شد و آنها اوباما را متهم کردند که او یکی دیگر از قول های خودش را برای عدم افزایش مالیات طبقه متوسط زیر پا گذاشته است. مالیات هم در این لایحه به قسمتی از آن اشاره می شود که دولت همه آمریکایی ها را مجبور و متعهد به داشتن بیمه خدمات درمانی می کند و کسانی که از این امر سر باز بزنند با جریمه ای مواجه می شوند که جمهوری خواهان می گویند این جریمه و البته هزینه ای که باید برای خرید بیمه پرداخت کنند به معنی همان مالیات است. (اینجا، اینجا، اینجا)

در عین حال سخنگوی مجلس نمایندگان که در اختیار جمهوری خواهان است گفته که جمهوری خواهان بعد از تعطیلات کنگره به خاطر جشن های استقلال آمریکا، طرحی برای رد کردن این لایحه به مجلس خواهند برد. (اینجا را امضا کنید) امری که موفقیت آن چندان به نظر آسان نمی رسد. این طرح باید در سنا هم تصویب شود که در اختیار دموکرات هاست و در عین حال رئیس جمهور با رای دادگاه عالی، توان بیشتری برای وتو هر تصمیم کنگره در مورد این طرح خواهد داشت.

دیشب شبکه فاکس نیوز در مورد این رای با تحلیل گران سیاسی مصاحبه می کرد و یکی از سئوال های آنان این بود که چرا «جان رابرتز» رئیس جمهوری خواه دادگاه عالی به لایحه خدمات درمانی اوباما رای مثبت داده و آن را مخالف قانون اساسی ندانسته است (و همین رای هم باعث موفقیت اوباما شد). پاسخ  یکی از تحلیل گران، چارلز کراتامر، جالب بود که می گفت بعد از موارد پیشین به خصوص حمایت دادگاه عالی از افزایش بی رویه نقش پول در انتخابات ریاست جمهوری از طریق اهدای کمک های مالی نامحدود که مورد حمایت جمهوری خواهان و مخالفت دموکرات هاست،ررابرتز می خواست این موضوع را اثبات کند که دادگاه عالی لزومن به نفع یک حزب تصمیم نمی گیرد. هرچند این جواب در ذات خود چالش برانگیز هم هست؛ چون دادگاه عالی باید بر اساس قانون اساسی تصمیم بگیرد نه منافع حزبی و جناحی. (اینجا و اینجا را هم ببینید)

این نوشته کاتلین پارکر خیلی جالبه و نشون می ده داستان فمینسم و موافقت ها و مخالفت ها با اون (حالا البته منظورم تصور غالب فمینیستیه، نه لزومن دیدگاه های افراطی حاشیه ای)، یک امر مشترک بین المللیه و فرقی نمی کنه که یک فعال فمینیستی در آمریکا یا ایران (یا حتی اروپا) زندگی می کنه. البته اندازه و اشل فرق داره اما اصل موضوع مشترکه.

داستان را خانم پارکر از این انگاره ساخته شده ضدیت جمهوری خوهان آمریکایی با حقوق زنان آغاز می کنه و می گه که نادرسته و در ادامه هم اشاره ای داره به جایزه ای به نام Alice Award که توسط Sewall-Belmont House قراره در ماه سپتامبر به لورا بوش همسر رئیس جمهور سابق آمریکا -جرج بوش پسر- داده بشه.

22 نفر از فعالان حقوق زنان اما نامه ای نوشته و گفته اند که لورا بوش برای زنان کار خاصی انجام نداده که شایسته این جایزه باشه. جایزه ای که قبل از او، هیلاری کلینتون (وزیر امور خارجه آمریکا) و نانسی پلوسی (رهبر اقلیت دموکرات در مجلس نمایندگان) هم آن را گرفته اند. کاتلین پرکر این ادعا را رد می کنه و توضیح می ده که لورا بوش برای زنان در نقاط مختلف جهان فعالیت کرده و به عنوان مثال از برنامه مبارزه با سرطان سینه در کشورهای عربی مثال می زنه. اما اصل حرف او این نیست.  نکته کلیدی این نوشته اون جاییه که می گه:

این 22 نفری کاری به کارهایی که لورا بوش در حمایت از حقوق زنان کرده یا نکرده کاری ندارند؛ اونها به این علت با لورا بوش مخالفند که او بر خلاف جو غالب فمینیستی، حرفی از موافقت با سقط جنین یا جلوگیری آزاد از بارداری و مسائلی از این قبیل مطرح نمی کنه و به همین دلیل هم هست که مورد مخالفت فمنیست ها قرار می گیره. مسائلی که در نقطه کلیدی طرح دیدگاه های فمنیستی قرار داره و البته جمهوری خواهان – از جمله همسر همین خانم بوش – به شدت با آنها مخالف هستند.

یکی از مهمترین ریسک های یک پروژه (فرقی نمی کند یک کمپین انتخاباتی یا یک پروژه نیروگاهی و …) هزینه هرگونه تغییر در طول پروژه است. این را از این بابت می گویم که در پروژه های زیادی کار کرده ام و هزینه این تغییر را به چشم خودم دیده ام. به عنوان مثال وقتی قرار باشد که مدیر یک پروژه در نیمه های پروژه تغییر کند یا رئیس یک کمپین انتخاباتی در یک ماه مانده به انتخابات عوض شود، هزینه ای که به پروژه وارد می شود بسیار زیاد است؛ به طوریکه در پروژه ها گفته می شود از یک مرحله به بعد، هرگونه تغییر نه تنها به نفع پروژه نیست، بلکه به ضرر پروژه است و هزینه های پروژه را افزایش می دهد. در مدیریت پروژه نمودار زیر که در استاندارد مدیریت پروژه PMBOK ارائه شده نشان می دهد که هزینه هر تغییری در ابتدای پروژه کم است. محل برخورد دو خط «هزینه تغییر» و «ریسک بلاتکلیفی» پروژه جایی است که بعد از آن اگرچه اهداف پروژه مشخص تر می شود و در نتیجه ریسک شناخت پروژه کم است اما هزینه تغییر زیاد خواهد شد. به بیان بهتر مدیرانی که در پروژه کار کرده اند از پروژه شناختی دارند که تغییر آنان، هزینه را افزایش می دهد و در نتیجه اقتصادی و بهینه نیست.

نه تنها در پروژه های اقتصادی بلکه در واقعیت های سیاسی هم چنین امری به وضوح قابل مشخص است. فرض کنید پروژه ای را به عنوان تعیین مربی پرسپولیس توسط سردار رویانیان با مدت زمان 6 ماه درنظر بگیریم. رویانیان در ابتدای مسئولیتش در این پروژه به دلیل عدم شناخت در ابتدای نمودار بالایی قرار دارد. یعنی ریسک تعیین بالاست، شناخت او نسبت به پروژه کم است و در عین حال هزینه تغییر او هم زیاد نیست. یعنی اگر هفته بعد یک نفر دیگر مدیر پرسپولیس و مسئول پروژه شود اتفاقی نمی افتد، اما اگر سه ماه بگذرد تازه رویانیان کار دستش می افتد، شناخت او از پروژه پرسپولیس و تعیین مربی بیشر می شود و به همان نسبت هزینه تغییر رویانیان هم افزایش پیدا می کند، تا زمانیکه به نقطه تقاطع دو خط می رسیم که جایی است که تغییر رویانیان بسیار هزینه زا می شود و در عین حال مجبوریم تصمیم گیری های او را قبول کنیم. رویانیان در چنین موقعیتی علی پروین را به عنوان سرمربی پرسپولیس معرفی می کند تا شما در موقعیتی قرار بگیرید که نه می توانید رویانیان را عوض کنید و نه بر تصمیم او اثر بگذارید. هرچند اینجا بدترین تصمیم استعفای رویانیان است که دیگر نور علی نور می شود.

پی نوشت: خدا کند سردار به سر عقل بیاید و پروین سرمربی پرسپولیس نشود (خودم هم می دانم چه جوری این همه مفهوم درهم و برهم را به هم ربط دادم). ولی خارج از شوخی فهم نمودار زیر، یکی از کلیدهای فهم مدیریت پروژه است. دیدم که می گم:)

PMBOK, Forth Edition, Impact of Variable Based on Project Time, P.48

قسمت مهمی از وقت یک کمپین انتخاباتی صرف رقابت با تبلیغات منفی کاندیدای رقیب می شود و برای این رقابت، کمپین ها انتخاباتی نیازمند یک برنامه سنجش افکار منظم از نتایج آنی فعالیت های خود و تبلیغات رقیب هستند.

یک سری زنجیره تبلیغ تلویزیونی با عنوان «The Private Sector is doing fine» توسط جمهوری خواهان در دو هفته اخیر به صورت بی سابقه ای منتشر شد (اینجا، اینجا، اینجا و …) که در آن اوباما را به علت بیان این جمله مورد سرزنش فرار می داد و متهم می کرد که رئیس جمهور از وضعیت اقتصادی نامناسب در آمریکا بی خبر است. نظرسنجی دموکرات ها نشان می داد که نیمی از افرادی که مورد سئوال قرار می گیرند تحت تاثیر این تبلیغ جمهوری خواهان هستند و به همین دلیل هم کمپین اوباما، یک تبلیغ تلویزیونی منتشر کرد و در آن جمهوری خواهان را به تحریف سخنان رئیس جمهور متهم نمود. نقطه کلیدی این تبلیغ تاکید بر حمایت میلیونرها از رامنی است که با پول خودشان سخنان اوباما را تحریف می کنند اما اهمیتی به وضع طبقه متوسط آمریکا که تحت فشار اقتصادی است نمی دهند. طبقه ای که اوباما قصد دارد با کاهش مالیات و برنامه های آموزشی و اجتماعی، انتخابات را در دوقطبی رقابت با ثروتمندان قرار دهد.

پی نوشت: در انتخابات شوراهای سوم در سال 1385 به سراغ عباس عبدی یکی از معروف ترین تحلیل گران سیاسی در ایران و البته کسی که در نظرسنجی هم تخصص دارد رفتم. آن روزها می خواستیم برای ائتلاف اصلاح طلبان از طرف ستاد نسیم دو نظرسنجی با فاصله زمانی یک هفته ای انجام دهیم و تنها مشکل ما عدم دسترسی به نمونه های آماری نمایا مطابق با نقشه تهران بود که در نظرسنجی خوشه ای ما خیلی اهمیت داشت و هزینه تهیه آن هم کم نبود. عبدی نمونه های نمایایی بر اساس متغیرهای سن و جنس با هزینه 300 هزار تومان برای هر نمونه در اختیار ما قرار داد (پول نمونه اول را گرفت اما پول نمونه دوم را تا آنجایی که من می دانم عطریان فر بهش نداده بود). تحلیل من در برگزاری نظرسنجی اول و دوم با فاصله یک هفته این بود که تغییر آرای انتخاباتی مردم پیش از تبلیغات انتخاباتی و بعد از تبلیغات انتخاباتی را بدست بیاوریم و بفهمیم که تبلیغات تا چه حد در آرای انتخاباتی مردم موثر است. نظر عبدی آن روز اما این بود که نتایج نظرسنجی به درد تعیین تاکتیک های انتخاباتی نمی خورد و با نتایج آن نمی توان نسبت به تغییر یا بهبود تبلیغات اعلام نظر کرد. البته من چندان آن موقع هم با او موافق نبودم و امروز که داشتم این مقاله و تبلیغات تلویزیونی اوباما را که در Swing State ها (یعنی ایالت هایی که گاهی به دموکرات ها و گاهی به جمهوری خواهان رای می دهند) منتشر شده بود، می خواندم یاد آن روزها در سال 1385 افتادم که اتفاقن نتایج نظرسنجی ها تا چه حد در تاکتیک های تبلیغاتی کاندیداها موثر است.

تحلیل عدم تغییر آرای انتخاباتی رای دهندگان البته اشتباه نیست اما صرفن برای کسانی که تصمیم خود را گرفته اند. به عنوان مثال این تبلیغ در ایالت تگزاس که جمهوری خواه و طرفدار رامنی است یا کالیفرنیا که به اوباما رای می دهد منتشر نشده است؛ چون احتمالن پول دور ریختن بود اما در ویرجینیا، فلوریدا، نوادا، کارولینای شمالی، اوهایو، نیوهمپشایر و پنسیلوانیا منتشر شده است؛ چون اوباما نمی خواهد رای افرادی را که هنوز تصمیم نگرفته اند در این ایالت ها در سبد رامنی ببیند.

نکته باحال این تبلیغ عکسی از سعیدالصحاف عراقی است که خیلی به خاطر دروغ هایش معروف است. او در حالیکه در جنگ دوم خلیج فارس، آمریکایی ها در 40، 50 مایلی بغداد بودند می گفت که ما پدر آمریکایی ها را در آورده ایم، حالا یک بلاگر سعید الصحاف را با این جمله اوباما با هم آورده است.

یک بار سر کلاس درس تبلیغات سیاسی در رشته ارتباطات دانشگاه علامه، دکتر محسنیان راد سئوالی مطرح کرد که جواب آن خودش یک دنیا تحلیل بود. او از ما پرسید که آیا می دانید انگلیسی ها راجع به کدام یک از دشمنانشان، خاطرات و کتاب های زیاد منتشر کرده اند و البته خودش جواب داد ناپلئون بناپارت؛ چون بزرگ کردن دشمن شکست خورده، تو را بزرگ می کند و ناپلئون آن قدر بزرگ بود که وقتی انگلیسی ها او راشکست دادند با تکرار خاطرات تاریخی در واقع می خواستند بگویند که ما خیلی بزرگیم.

من در عین حال به یاد بهترین و یکی از مرجع ترین کتاب های راجع به ناپلئون افتادم که توسط ی. و تارله نوشته شده بود که البته او روسی است و ناپلئون در جنگ با روسیه پس از آنکه ورسای را هم فتح کرد در سرمای جانسوز روسیه مجبور به عقب نشینی شد و داستان های شکست های بعدی او هم از همین روسیه آغاز گردید. روس ها هم مانند انگلیسی ها با ذکر نبوغ نظامی ناپلئون می خواستند بگویند نابغه را شکست داده اند.

حالا این شده است حکایت مسئولان جمهوری اسلامی در تمام 32-33 سال گذشته و اینکه همه چیز را با متر و معیار آمریکا می سنجند. یعنی وقتی می خواهند بگویند ما قوی هستیم می گویند از آمریکایی ها بهتریم، وقتی می خواهند بگویند که ارتش ایران (البته منظورم سپاه است) ارتش های دنیا را زمین گیر می کند، می گویند می رویم آمریکایی ها را لت و پار می کنیم و …

آخرین آن هم حکایت وزیر اطلاعات است که رفته در مجلس و آنجا گفته قدرت اطلاعاتی ایران آن قدر بالاست که چندین بار اوباما اظهار عجز و ناتوانی کرده است. البته ما بخیل نیستیم و ان شاالله سربازان گمنام امام زمان خیلی هم خوب، اما آقای وزیر می شود بگوید چه جوری از عجز و لایه اوباما خبر دار شده؟ در ثانی مگر اینهمه نمی گوییم که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، خب طرف که غلطی نمی تواند بکند، دیگر عجز و لابه اش به چه کار تو می آید؟

در مورد نقش پول در انتخابات آمریکا هرچه گفته شود کم است؛ به خصوص بعد از قانونی که در سال 2010 با تصمیم دادگاه عالی وضع شد و از طریق آن کمپانی های بزرگ و اتحادیه ها اجازه پیدا کردند تا به هر میزان که بخواهند در انتخابات هزینه کنند و تحت شرایطی هم اجباری به معرفی کردن کسانی که میلیون ها دلار پول به نفع یک کمپین انتخاباتی انجام می دهند نداشته باشند. آخرین دور این حلقه باطل پولی هم با تصمیم دادگاه عالی در مورد ایالت مونتانا صورت گرفت که بنا بر یک تصمیم تاریخی از سال 1912 نقش پول را در انتخابات کم کرده و بر اساس این سنت قصد داشت به نوعی از اجرای رای دادگاه عالی خودداری کند؛ اما در نهایت موفق نبود.

دولت اوباما و بخشی از دموکرات ها این تصمیم را مخل دموکراسی آمریکایی می دانند و معتقدند که با این کار تبلیغات سیاسی و پروپاگاندا به تنهایی تمام نقشی را که یک کاندیدا لازم دارد از طریق پول ثروتمندان انجام خواهد داد. امری که امروز مهمترین نقطه قوت کمپین رامنی بر اوباما است. او با حمایت مالی سرمایه داران بزرگ، در ماه گذشته برای اولین بار از رئیس جمهوری که در قدرت قرار دارد، پول بیشتری جمع کرد.

جمهوری خوان از طرق بزرگ سرمایه داران برنامه ای جهت تبلیغات 1 بیلیون دلاری را برای انتخابات سال 2012 تدارک دیده اند و در این میان به افرادی مانند karl Rove استراتژیست باهوش جرج بوش پسر، براداران Kokh که از جمله کلان سرمایه داران آمریکایی هستند و همچنین Sheldon Adelson، غول کازینو ای لاس وگاس خیلی امیدوارند.  Adelson و همسرش تاکنون بیشتر از 20 میلیون دلار خرج هزینه های انتخاباتی جمهوری خواهان کرده اند و البته یک وعده 100 میلیون دلاری برای چهار، پنج ماه آینده را هم داده اند.

به تمام همین دلایل است که اوباما سیستم تامین منابع مالی اش را از طریق کسانی که اصطلاحاً Small Donor یعنی کسانی که در مقادیری از 5 دلار تا 100 دلار به یک کمپین کمک می کنند، گسترش داده است و امیدوار است با افزایش تعداد این small donor ها، بتواند هزینه های انتخاباتی اش را در رقابت با جمهوری خواهان تامین کند. او در آخرین نامه ای که به هواداران کمپین خودش نوشته، تاکید کرده که جمهوری خواهان توانسته اند ز او که رئیس جمهور است در ماه گذشته بیتشر پول جمع کنند و به یاری small donor ها نیازمند است. متن نامه جالب اوباما را برایتان در زیر می گذارم:

I will be the first president in modern history to be outspent in his re-election campaign, if things continue as they have so far

I’m not just talking about the super PACs and anonymous outside groups — I’m talking about the Romney campaign itself. Those outside groups just add even more to the underlying problem

The Romney campaign raises more than we do, and the math isn’t hard to understand: Through the primaries, we raised almost three-quarters of our money from donors giving less than $1,000, while Mitt Romney’s campaign raised more than three-quarters of its money from individuals giving $1,000 or more

And, again, that’s not including the massive outside spending by super PACs and front groups funneling up to an additional billion dollars into ads trashing me, you, and everything we believe in

We can be outspent and still win — but we can’t be outspent 10 to 1 and still win

More than 2.2 million Americans have already chipped in for us, and I’m so grateful for it. As we face this week’s fundraising deadline, donate $3 or more today

Every donation you make today automatically enters you to join Michelle and me for one of the last grassroots dinners of this campaign — today is your last chance to get your name in

These dinners represent how we do things differently. My opponent spent this past weekend at a secretive retreat for the biggest donors to both his campaign and the super PACs that support him

I’ve got other responsibilities I’m attending to

Donate today to stand for our kind of politics

https://donate.barackobama.com/June-Deadline

Thank you

Barack

آخرین نظرسنجی AP-GFK نشان می دهد که اوباما با 47 درصد از رامنی با 44 درصد آرا جلوتر است و 56 درصد هم اعتقاد دارند که او دوباره رئیس جمهور خواهد شد. هرچند به نظر می رسد آرای رامنی به خصوص در میان جمهوری خواهان نسبت به قبل بیشتر است و آنها در حمایت از رامنی جدی تر شده اند. از میان بزرگ سالان 40 درصد گفته اند که وضعیت اقتصادی آنها از 4 سال قبل بدتر است و 60 درصد از همین افراد به رامنی رای خواهند داد.

اوباما اگرچه با رضایت 49 درصد شرکت کنندگان در نظرسنجی رو به روست که فعالیت او را به عنوان رئیس جمهور قابل قبول می دانند اما 55 درصد هم معتقدند که اوباما در مواجه با مشکلات اقتصادی موفق نیست.

در عین حال نظرسنجی Quinnipiac University نشان می دهد که اوباما در ایالت فلوریدا که به عنوان یک Swing State (یعنی ایالتی که زمانی به جمهوری خواهان و زمانی هم به دموکرات ها رای می دهد) شناخته می شود از رامنی 4 درصد پیش است. نظرسنجی ماه قبل این دانشگاه از جلوتر بودن رامنی به میزان 6 درصد در این ایالت گزارش می داد.

در عین حال شکاف نژادی، جنسی و سنی هم در انتخابات امسال کم نیست (+). در حالی که آرای رامنی در میان سفیدپوستان و مردان بالاتر از اوباماست، زنان، جوانان، لاتین تبارها و سایر غیر سفیدپوستان، اوباما را ترجیح می دهند. یک دلیل ترجیح اوباما بر رامنی در میان لاتین تبار ها، قانون جدید مهاجرت است که توسط اوباما ارائه شده و تحت شرایطی به مهاجران غیرقانونی اجازه می دهد که در آمریکا بمانند. جمهوری خواهان البته با این امر شدیدن مخالف هستند. هرچند سناتور مارکو روبیو، که سناتور جوان جمهوری خواه از ایالت فلوریدا و دارای تباری کوبایی است، از برنامه های مهاجرتی رامنی دفاع می کند. روبیو، یکی از کاندیداهای پست معاونت رئیس جمهور جمهوری خواهان در انتخابات امسال هم هست.

اصلاح طلب خوب، اصلاح طلب مرده نیست؛ مقاله ای در ندای سبز آزادی در چرایی کاندیداتوری ناطق نوری:

انتخابات ریاست جمهوری سال 92 هم از جنس همین بازی هاست. بازی باخت و مهره هایی که شرط بندی روی آنها، شرط بندی روی اسب بازنده است و اگرچه برخی تحلیل گران وطنی با توهمی رویایی وعده «دوم خرداد 76» با کاندیداتوری معاون اول دولت اصلاحات را می دهند، اما در بی عملگی سیاسی آنها همین بس که یک روز پیش از 3 تیر 84 هم هاشمی رفسنجانی را برنده انتخابات می دانستند. به اضافه اینکه پس از 4 سال تا خرداد 88 و 3 سال بعد تا امروز، هنوز درک نکرده اند که مناسبات ریاست جمهوری دیگر به تنهایی معطوف به صندوق رای نیست و برخلاف آنکه می گویند امثال «عارف» ممکن است رد صلاحیت شوند و به همین دلیل اصلاح طلبان می توانند سراغی از «قالیباف» بگیرند، این فرض آنها هم از همین توهم رویایی سیاسی شان سرچشمه می گیرد که اتفاقاً اگر عارف و فردی در شکل و شمایل او – به عنوان «اصلاح طلبان راضی» – کاندیدا شود حتماً تایید صلاحیت هم می گیرد تا اصلاح طلبان دوباره ببازند و این شکست البته اگر به نام اصلاح طلبی تمام شود، به مثابه کوبیدن میخ اصلاحات بر تابوت جنبش سبز است.

کامل مقاله را اینجا بخوانید.

به نظرم کسانی که در مورد تبلیغات انتخاباتی در ایران – انتخابات ریاست جمهوری – فعالیت می کنند باید از همین روزها برنامه های انتخاباتی شان را آماده کنند. البته منظورم از فعالیت سیاسی هم در وجه مثبت و هم در وجه منفی است. یعنی اگر شما عضوی از جنبش سبز و منتقد حضور در انتخابات ریاست جمهوری آینده هم هستید، از همین منظر باید یک برنامه انتخاباتی داشته باشید که اصل اول آن بر «شرکت نکردن» است، اما باید برای مواجه با شرایط دیگری هم که ممکن است پیش بیاید و فرصت حضور یا حتی حمایت از کاندیدایی که مواضعش به سبزها نزدیک تر است را فراهم می کند آماده باشید.

یکی از مهمترین وجوه هر کمپین انتخاباتی تهیه کتابچه ای به نام «کتابچه رقبا» است. در این کتابچه رقبای بالقوه وبالفعل شناسایی می شوند و برنامه های انتخاباتی آنان، نقاظ ضعف و قوت، احتمال پیروزی یا شکست و خلاصه موارد اینچنین مشخص می گردد. ما به عنوان حامیان خاتمی در انتخابات سال 1388 چنین کتابچه ای را برای «میرحسین موسوی»، «محمدباقر قالیباف»، «عبداله نوری»، «مهدی کروبی»، «محمود احمدی نژاد» و «محسن رضایی» تهیه کرده بودیم که در نهایت پس از حمایت از موسوی و خروج عبداله نوری و قالیباف از دایره رقابت، منحصر به کروبی، احمدی نژاد و محسن رضایی شد (فایل کتابچه رقبا در هاردی قرار داشت که در حمله به ستاد قیطریه گم و گور شد و احتمالن دست برادران اطلاعات افتاد).

محتوای کتابچه رقبا، خودش خروجی یک فرایند چندمرحله ای بررسی یک رقابت انتخاباتی است که بر اساس مدل 5 نیروی رقابتی پورتر تحلیل می شود. برای واضح تر کردن بحث مثالی می زنم:

فرض کنید سعید جلیلی یک کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در سال 1392 است. این را بر اساس لینک های زیر می گویم:

حامیان دکتر سعید جلیلی، سایت دی نیوز، کمپین دعوت از دکتر جلیلی، جوانان حامی سعید جلیلی، هواداران کاندیداتوری دکتر سعید جلیلی

خب هرچند مدل وبلاگی که حامیان جلیلی راه انداخته اند خیلی ابتدایی و البته تقلیدی است، اما به هر حال او یک کاندیدای بالقوه ریاست جمهوری در سال 1392 خواهد بود. شما به عنوان کاندیدای رقیب (فرض کنید کاندیدای اصلاح طلبان) باید برای سئوال های زیر پاسخ داشته باشید:

رقیب: جبهه پایداری، اصول گرایان سنتی، اصول گرایان تکنوکرات و …

تازه واردان به معنای کسانی که احتمال حضورشان می رود: هاشمی ثمره، مشائی، قالیباف، حداد عادل، لنکرانی، سعید جلیلی و …

شعارهای جایگزین به معنی شعارهایی که به جای شعارهای غالب قابل استفاده است: بازتولید رقابت قدرت و ثروت توسط جریان انحرافی، گفتمان سوم تیر توسط جبهه پایداری (این گفتمان در وبلاگ کمپین دعوت از دکتر جلیلی برجسته شده است. آنها خودشان را نزدیک به جبهه پایداری و سرسپرده مصباح یزدی می دانند) و …

فشار از پایین به معنی که رقیب چگونه می تواند از ابزارهای فشار از پایین حالا چه به صورت تظاهرات خیاباتی مانند تظاهرات سبزها بعد از انتخابات و چه به صورت فشار گروه های فشار مانند آنها که به سفارت انگلستان حمله کردند یا حتی کسانی که در بیت امام وسط سخنرانی سید حسن شعار دادند و … استفاده کند.

چانه زنی در بالا به معنی اینکه رقیب تا چه حد ابزار کنترلی در سطوح بالای قدرت را در اختیار دارد.

کتابچه رقبا برای هر کاندیدا در دوره های زمانی مشخص (ترجیحن هفتگی) باید به روز شود. به عنوان مثال اگر جبهه پایداری به عنوان رقیب و یکی از کاندیداهای باقوه نزدیک به آن مانند سعید جلیلی در نظر گرفته شوند (این فقط یک مثال است، در مدل جبهه پایداری، کسی مثل لنکرانی که سخنگوی آنها هم هست به نظرم یک گزینه محتمل خواهد بود)، فرمت هفتگی این کتابچه به صورت زیر است:

کتابچه رقبا: جبهه پایداری – تازه واردان: سعید جلیلی

خط اصلی رسانه ای: تاکید بر پیروزی ایران در مذاکرات هسته ای با غرب و محوریت جلیلی – انتقاد از اصول گریان سنتی (طیف لاریجانی) و اصول گرایان تکنوکرات (طیف قالیباف؛ این عنوان را برای قالیباف با اغماض و به دلیل تکرار به کار برده ام، چون او به هزار و یک دلیل تکنوکرات بودن مهمترین مشخصه اش نیست)

شعارهای جایگزین: هر شعاری که در خدمت گفتمان سوم تیر خواهد بود. برجسته سازی خبری جلیلی با عنوان «سوم تیری واقعی» در همین راستاست.

فشار از پایین: استفاده از نیروهای بدنه گروه فشار برای حمایت از جلیلی، مراسم استقبال از او و …

چانه زنی در بالا: د یدارهای جلیلی با رهبری، مصباح یزدی، طرح گزارش در مجلس خبرگان و مجمع تشخصیص

صحبت های افراد شاخص: صحبت های افراد نزدیک به این جناح و کاندیدا در مورد وی به صورت خلاصه که می تواند در نظق های پیش از دستور نمایندگان مجلس، گزارش های خبری و … باشد ارائه می شود.

بعد از تهیه این کتابچه به صورت هفتگی، باید گزارشات ماهیانه که خلاصه ای از این گزارش های هفتگی است برای تمام کاندیداها و گروه های رقیب تهیه و به رئیس ستاد و کاندیدا ارائه شود.

پس نوشت: جالبه که «جوانان حامی دکتر سعید جلیلی» سرود ای ایران را در وبلاگشان پخش می کنند.

به صورت خیلی خلاصه یک مدل نمونه از الگوی 5 نیروی رقابتی پورتر را در پایین می گذارم که کتابچه رقبا بر اساس تحلیل این الگو تهیه می شود.

Campaign Cloud

منتشرشده: 20 جون 2012 در Uncategorized

Campaign Cloud نرم افزار انتخاباتی استانداردی است که توسط Microsoft پشتیبانی می شود و بیشتر با حدف ایجاد روش هایی برای تامین هزینه های انتخاباتی ارائه شده است. با اینحال امکانات بیشمار آن در نسخه های پولی این امکان را به یک کمپین می دهد که کل ساختار کمپین را مانند پروژه یک جا مدیریت کند.

نسخه مقدماتی آن البته مجانی است اما برای نسخه های بعدی باید ماهیانه چند صدلاری هزینه کنید تا یک مدل جامع کمپینی برای هر نوع انتخاباتی – مجلس، ریاست جمهوری و … – داشته باشید.

نسخه مقدماتی و مجانی آن را من دانلود کردم و کمی باهاش ور رفتم تا ببینم چه خبره. از نظر برنامه ریزی به نظرم نسخه خیلی خوبیه. من یک تاریخ همینجوری برای برگزاری یک انتخابات در June 2013، خرداد 1392 را داده ام و حالا می توانم با محیطی که به من می دهد یک برنامه ریزی کمپینی انجام دهم. (منوی نمونه را به عنوان عکس 1 در زیر همین پست می آورم).

با این نرم افزار شما می توانید تمام نتایج نظرسنجی هایی را که ستادتان انجام می دهد یک جا ببینید، لیستی از افراد داوطلب و کارهایی که می کنند داشته باشید، فعالیت های تبلیغاتی خود را در شبکه های اجتماعی مانند Facebook مدیریت کنید. یک لیست ای میل منظم دارید که آخرین اخبار مرتبط با کاندیدای شما را ارسال می کند، ابزارهای ویژه تبلیغات دارید و البته نحوه تامین مالی یک کمپین را به طرق مختلف مانند تلفن، تماس رو در رو، دریافت پول از اهداکنندگان مالی و یک عالمه چیز دیگر مدیریت خواهید کرد.

فکر می کنم برای کسانی که خارج از آمریکا کمپین انتخاباتی دارند، غیر از قسمت تامین هزینه های مالی، بقیه قسمت های این نرم افزار امکان فوق العاده ای را فراهم می کند. حیف که سال دیگر ایران نیستم وگرنه باید از همین روزها دیگه شروع می کردیم و برای شروع Campaign Cloud کمک فوق العاده ای بود:)))

به ساعت شمار صفحه اصلی دقت کنید. برای انتخابات فرضی که من ساختم 359 روز و 1 ساعت و 23 دقیقه و 19 ثانیه وقت داریم. بجنبید بچه ها که داره دیر می شه.

دو کمپین اوباما و رامنی در انتخابات امسال آمریکا هر دو یک واقعیت را خوب می دانند: انتخابات سال 2012 را کسی می برد که بتواند مردم آمریکا را قانع کند توان اداره بهتر کشور از لحاظ اقتصادی و ایجاد شغل را خواهد داشت.

با این حال هم اوباما و هم رامنی برای قانع کردن مردم راه چندان ساده ای ندارند. تاکید کمیپن رامنی بر این است که اوباما 4 سال رئیس جمهور بود و هنوز نرخ بیکاری در آمریکا 8% و شغل هایی که هر ماهه ایجاد می شود از پیش بینی ها خیلی کمتر است.

کمپین اوباما البته بازی را از آن طرف می خواند و می گوید که اگرچه اقتصاد الان خوب نیست، اما رئیس جمهور کشوری را تحویل گرفت که در آن هر روز شغل کم می شد و افراد بیشتری بیکار می شدند. در دوران اوباما اگرچه اقتصاد خوب نیست، اما حداقل شغل ایجاد می شود؛ هرچند میزان آن از پیش بینی ها کمتر است. در عین حال کمپین اوباما یک مزیت رقابتی بر کمپین رامنی دارد: میت رامنی در دورانی که فرماندار ایالت ماساچوست بین سال های 2003 تا 2007 بود، این ایالت از لحاظ ایجاد شغل رتبه 47 ام را در میان 50 ایالت داشت و میزان بدهی های آن هم در کل ایالت های آمریکا از همه بیشتر بود.

ویدئوی های پایین را ببینید که چگونه این دو کمپین از نقاظ ضعف یکدیگر به عنوان برنامه تبلیغاتی خود استفاده می کنند:

http://www.youtube.com/watch?v=sfcF-HaaPLk&feature=youtu.be

اولین ایالت در بدهی و 47 امین در ایجاد شغل: این است توانایی اقتصادی رامنی؛ برنامه های اقتصادی رامنی در ماساچوست جواب نداد و در کل آمریکا هم جواب نمی دهد. (+) طرفداران رامنی او را به عنوان یک مدیر اقتصادی موفق معرفی می کنند که توانایی اداره جامعه را دارد. تیم اوباما هم با توجه به اینکه می داند رامنی از لحاظ اقتصادی مدیر موفقی بوده است، می گوید که درست است که رامنی مدیر موفقی است اما برای خودش و اطرافیانش. با این تم تبلیغاتی است که به سراغ سابقه کاری او در ایالت ماساچوست می رود و می گوید که او چون در ماساچوست موفق نبود، به عنوان رئیس جمهور در واشنگتن هم موفق نخواهد بود.

http://www.youtube.com/watch?v=JwsHRHPcSSU&feature=youtu.be

http://www.youtube.com/watch?v=s9Yqj3tvcQc&feature=youtu.be

در این دو تا هم کمپین رامنی بر ضعف اوباما در ایجاد شغل برای طبقه متوسط آمریکا تاکید دارد. در عین حال کمپین رامنی یکی از صحبت های اوباما را که گفته بود بخش خصوصی در وضعیت خوبی قرار دارد The Private Sector is Doing Fine در هر دو این دیدئوها و البته در ویدئوی های دیگر تکرار می کند تا به اوباما بگوید که نه آقای رئیس جمهوری، ما در وضعیت خوبی نیستیم.

ویدئوی پایین را هم ببینید که در راستای همان تاکید بر نقاط ضعف طرف مقابل است و البته توسط کمپین اوباما ارائه شده است. مضمون کلی ویئدو همان است که رامنی در ماساچوست موفق نبود، پس در کل آمریکا هم موفق نخواهد بود. در اینجا البته کمپین اوباما از صحبت های رامنی مبنی بر کم کردن تعداد افراد پلیس، معلمان و آتش نشان ها گفته است. کمپین اوباما در ویدئو می گوید که او این کار را در ماساچوست هم انجام داد و البته ماساچوست ناامن تر و کثیف تر شد. در انتها باز هم تاکید می کند که او نمی تواند آمریکا را اداره کند چون در ماساچوست موفق نبوده است.

http://www.youtube.com/watch?v=9ZmHiznewM8&feature=youtu.be

داستان براندازان و آش ملانصرالدین؛ مقاله ام در ندای سبز آزادی:

تو ررو خدا، یک نگاهی به همین رسانه به اصطلاح ملی تان انداخته اید؟ یادتان می آید که یک پسربچه پر از عقده را بعد از انتخابات به عنوان مجری مناظره های سیاسی جلوی تلویزیون بردید تا ژست مناظره و بی طرفی بگیرد. آن وقت حسین سلیمی نمین و مرتضی نبوی را که هر دو از یک جناح هستند و حالا با دز بالا و پایین یک چیز می گویند، دعوت می کند و با افتخار هم می گوید که مناظره برگزار کرده است. یارو فرق 35 میلیارد تومان و 35 میلیارد دلار را به عنوان هزینه های یک جنگ نمی داند، آن وقت از برنامه های اقتصادی دولت موسوی ایراد می گیرد که هوای جنگ را نداشت.

ادامه مقاله را اینجا بخوانید.

خاطرات انتخاباتی ام در 22 خرداد 88 تمام می شود و بازنشر آن در این وبلاگ هم به پایان می رسد. به عنوان آخرین پست خاطرات انتخاباتی چند نکته در مورد انتخابات و شیرینی ها و تلخی های آن و همچنین روال مطالبم روی این وبلاگ می نویسم.

1-     من این شانس را داشتم که تمام سهمم از دموکراسی را که یک برگ رای بود به نام میرحسین موسوی بنویسم و برای تمام عمر از خداوند بزرگ شاکرم که شانس رای دادن به موسوی را نصیب من کرد (یک برگ رای، تمام سهم من از دموکراسی شعار جاودان ستاد نسیم دکتر معین در انتخابات ریاست جمهوری هشتم در سال 1384 بود).

2-     من همچنین این شانس را داشتم که به اندازه 1 نفر در مجموع 70 میلیون ایرانی، نقش کوچکی در یکی از ستادهای حامی موسوی داشته باشم. این هم البته افتخار بزرگی بود که نصیب من شد و شاید فرصت آن هیچ وقت دیگر تکرار نشود. اما امیدوارم از این امتحان بزرگ در حد خودم سربلند بیرون آمده و به تعهد اخلاقی که به میرحسین موسوی داشتم پایبند بوده باشم. هرچند شرمنده میرحسین در تمام عمر هم خواهم بود – به اندازه خودم – که در مجموعه های ستادی نتوانستیم پاسداران خوبی برای رای او باشیم.

3-     من مشارکتی، اصلاح طلب و البته یک خاتمی چی بودم، الان هم هستم و به این هم افتخار می کنم. به همین دلیل مانیفست اصلاح طلبی خاتمی را که الگوی عمل ما از ابتدای حضور در انتخابات بود و جزوه آن را منتشر کردیم، برای دانلود کردن در اینجا می گذارم:

دانلود مانیفست اصلاح طلبی خاتمی

4-     آنچه که من در این مدت نوشتم نه برای تحریک یک حس نوستالژیک یا برای خاطره گفتن و مرثیه سرودن و از این حرف ها، بلکه فقط برای یادآوری تاریح و درس گرفتن از گذشته است. کجا اشتباه کردیم و در آینده حواسمان به چه چیزهایی باید باشد.

5-     در این مجموعه گزارش ها سعی کردم اگر نگویم تمام، می توانم بگویم که بخش بزرگی از فعالیت های ستاد 88 را بازگو کنم و اسناد ستاد را منتشر نمایم. انتشار این اسناد هم می تواند یک الگوی عملی برای سایر ستادهای انتخاباتی در هر آینده ای باشد. هرچند باید ویرایش شوند و یکی از مهمترین دلایل انتشار این اسناد، ایجاد امکانی برای استفاده از آنها توسط دیگران بود.

6-     هر ستاد انتخاباتی باید یک پکیج واحد انتخاباتی داشته باشد که شامل شعار و طرح های متناسب واجد حرکت است. ترکیب دست های باز خاتمی و دست به سینه میرحسین و همچنین طرح میرحسین و زهرا رهنورد، دست در دست هم را ما در تمام مراسمی که داشتیم به طرق مختلف در طرح پوستر، استند، بنر، سی دی و … تکرار می کردیم. شعارمان هم تحت عنوان»صدا واقعه چون دوم خرداد بسازیم» که مصراعی از شعری سروده شده توسط هیلا صدیقی است به عنوان یک ترانه منتشر کردیم. هرچند اینجا باید از شعر زیبای فاطمه شمس و «ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم» او اشاره کنم که در انتخابات 88 جاودانه شد.

7-     هر ستاد انتخاباتی باید یک برنامه زمان بندی فعالیت ها و گزارش ها دوره ای مرتبط و تحلیل پیشرفت واقعی و برنامه ای و دلایل عقب ماندگی از برنامه داشته باشد، امری که به صورت خلاصه ما به آن CPM می گفتیم. از قول دوستانم در بازجویی ها شنیدم که از آنها در مورد نرم افزارهایی که من داشتم – واحتمالن خارجی ها به من می دادند – سئوال می کردند و ارتباطی که حالا با این ور یا اون ور آب داشتم. برای اطلاع برادران اطلاعات فقط بگم که مهمترین نرم افزاری که ما استفاده می کردیم یک نرم افزار برای همین کار برنامه ریزی بود که شماها اگر بخواهید یکی از ساختمان های وزارت را هم تعمیر کنید یا یک ساختمان جدید بسازید بهتر است از آن استفاده کنید. برای استفاده از این نرم افزار یک درس سه واحدی کنترل پروژه در رشته مهندسی صنایع در دانشگاه نیاز دارید و 10و12 هزار تومان پول (به نرخ سال 88 البته). 5 هزار تومان سی دی آن را میدان انقلاب می خرید و نصب می کنید و 6،7 هزار تومان هم یک کتاب که می گوید چگونه از نرم افزار استفاده کنید. حالا اگر جلسات ما را شنود کرده اید و یکی، دو بار اسمی از CPM آمده است و شما قاط زده اید و آب و روغن قاطی کرده اید، معنی اش این نیست که طرف از خارج آپولو هوا کرده. اگر هم هروقت نیاز داشتید یک مسیج به من بدهید فی سبیل الله یک دوره آموزشی برایتان می گذارم. هرچه باشد شماها مثلن باید امنیت مملکت را حفظ کنید، زشت است این قدر پرت باشید و سئوال های بی مورد بپرسید.

8-     هر ستاد انتخاباتی باید یک دفترچه تحلیل استراتژیک شرایط شامل 5 نیروی رقابتی (رقبا، تازه واردان، شعارهای جایگزین، فشار از پایین و چانه زنی در بالا داشته باشد) که خوراک اطلاعاتی کتابچه ای به «کتابچه رقبا» را فراهم می کنند. برنامه استراتژیک و کتابچه رقبای ما در زمان انتخابات شامل احمدی نژاد، عبداله نوری، میرحسین موسوی، کروبی، محسن رضایی و گروه های فرصت طلب اصول گرایی در هاردی که در ستاد قیطریه پلمب شد دست برادران امنیتی ماند. حالا اگر همه سر و ته آن را در آوردند هارد آن را به من بدهند ممنون می شوم تا در مورد ریز کارهایی که کردیم در یک فرصتی مطلبی در وبلاگم منتشر کنم.

9-     در مرام ما نبود و نیست که از پشت به کسی خنجر بزنیم. وقتی وارد انتخابات شدیم یعنی چارچوب های رسمی را پذیرفته ایم و قصد اصلاح کردن داریم. آنچه که به عنوان کودتای مخملین یا نمی دانم فتنه 88 به عنوان حرف مفت تحویل مردم شد محصول کار فکری یک مشت آدم مریض احوال و البته متوهم بود که احتمالن چیزی می زنند، روی باسکول می روند –کنایه از مواد زدن- و به هر حال به قول معروف «روی دراگ» هستند. یک عده هم که با این الفاظ تجارت می کنند و البته آنها آدم های باهوشی هستند و حواسشان هست که با تندروی، کندروها را از میدان به در کنند و أن وقت علی می ماند و حوضش. خدا نکند به آن روز برسیم، اما موسوی اگر قصدش براندازی بود 3 میلیون نفر در خیابان داشت و بر می انداخت. نه موسوی و نه ستادهای انتخاباتی اش برای براندازی وارد رقابت نشده بودند، اینها صادق ترین افراد به نظام جمهوری اسلامی بودند، حیف که قدرشان دانسته نشد تا امروز امثال رسایی، طلبه کفن پوش به خودشان اجازه دهند بگویند که «رویش های انقلاب» هستند. وای به حال انقلابی که رویش آن رسایی و آقاتهرانی و ریزش آن موسوی و کروبی باشند. هرچند این سه سال به همه نشان داد که چه کسی راست می گفت و آنچه را که موسوی و کروبی در خشت خام می دیدند، برخی در آینه هم توان دیدنش را ندارند.

10-  نوشته های من هرچند تا 22 خرداد به اتمام می رسد، اما نوشته هایی تا روز 25 خرداد 1388 هم دارم که ترجیح می دهم امروز آنها را منتشر نکنم. حالا امیدوارم در آینده ای شاید نزدیک، این خاطرات را با یک سری از نوشته های دیگر دوستانم با هم ترکیب کنیم و مجموعه کامل تری را ارائه نماییم.

11-  بعد از 25 خرداد برای یکی، دو ماهی فرصتی برای نوشتن چیزی نداشتم و فقط نظاره گر بودم که چه می شود. فوقش در یکی، دو تا تظاهرات مثل همه مردم شرکت کردم. نه من و نه خیلی هایی که می شناسم و به جرم براندازی و … به زندان رفتند یا متهم شدند در حوادث پس از انتخابات کوچک ترین نقشی نداشتیم و اساسن تصوری از اینکه مردم تا این حد به دنبال رای خودشان باشند در ستادها وجود نداشت. برادران اما، چون یک عمر حرکت های خودجوش خودشان را شب قبل در فلان دخمه هماهنگ می کردند و فردایش سوت و کف می کشیدند که مردم خودجوش به خیابان ریختند، حالا که یک بار واقعن مردم خودجوش وارد خیابان ها شدند و تظاهرات کردند، فکر می کنند که ما هم مثل آنها آواز و دهل داشتیم و اتوبوس و می نی بوس و از چین و ماچین آدم جمع می کردیم. نه برادر، البته حق داری باور نکنی وقتی فقط نوک ماغت رو می بینی.

12-  در دوران انتخابات با دوستان زیادی کار کردم که اسمشان را کم و بیش در مجموعه ام آورده ام و البته از این بابت خیلی هم خوشحال هستم. با اینحال در این سه سالی که از پایان انتخابات می گذرد با چند نفری آشنا شدم که آرزو می کردم در انتخابات می توانستم با آنها همکاری کنم. «مجید زمانی» که البته از او در وبلاگم نوشته ام، اما دیر همدیگر را شناختیم. این کاش فرصتی بود و دو، سه ماهی قبل از انتخابات با او آشنا می شدم تا بیشتر از او یاد بگیرم. «احسان مقدسی» که اینجا در آمریکا با او آشنا شدم و اگر در دوران انتخابات در ایران با ما کار می کرد بازدهی ستاد ما حداقل 2 برابر می شد و «آریا آرام نژاد» که آهنگ زیبای محرمی اش در مورد میرحسین موسوی و تعهدی که به جنبش سبز دارد شدیدن من را تحت تاثیر قرار داد.

13-  روال کار وبلاگم از این به بعد در مورد مدیریت پروژه و تبلیغات انتخاباتی خواهد بود؛ به خصوص که با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و بعد از آن در ایران، سوژه های جالبی برای بررسی کردن وجود خواهند داشت.

14-  و در نهایت، تمام آنچه نوشته ام را به سه نفر تقدیم می کنم: مهرک، شهاب و سپهر. خودشان باید دلیلش را بدانند.

جلسه «چرا خاتمی؟»، زیرزمین جبهه مشارکت، خیابان سمیه پلاک 180